">
......اي خداوند آزمايشهاي سخت ، اي پروردگار قلبهاي سوزان و روحهاي لطيف ، در آن روزها که اميدم از همه جا و همه کس به کلي قطع شده بود ، تنها تو بودي که به من اميد دادي ، تنها تو بودي که دست مرا گرفتي و از ميان گردابهاي نابودکننده بيرون کشيدي ....................................تو اي خداي من به من جرأت دادي که کلمه حق را با صداي بلند اعلام کنم و به من شجاعت دادي که در برابر قدرتمندان زمان بايستم و به من رحمت کردي که لحظه اي از طريق حق منحرف نشوم ...........................اي خداي بزرگ تو را شکر ميکنم که آرزوها را در دلم خشک کردي ،‌خوف مرگ را از من گرفتي ، لذت شهادت را به من نمودي در مقابل ظلم و کفر مرا روئين تن کردي ...................................خدايا در دنياي انسانها ، آدمي بزرگتر و کاملتر و بهتر از علي نمي شناسم ، ولي حتي او را در مبارزات حيات پيروزي نبخشيدي ، و حکومت عدل و دادش را زير تازيانه هاي ظلم و ستم و فساد معاويه خرد کردي ، و اجازه ندادي که نهال عدل و آزادي و انسانيت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علي بر ظلمت کفر و جهل و ظلم پيروز گردد … هيهات ! ...................................ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم ..........................................ما مبارزه مي کنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد . ...........................ما به سوي خدا مي رويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم ، نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم ........................................بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم ............................................مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم چمران ..............................................


نرم افزارچند رسانه ای شهیددکترچمران
پيشنهاد ما
كليپ هاي صوتي زيبا خطرظهورطاغوت درانقلاب من به خال لبت اي دوست گرفتارشدم دكترچمران درحال عكاسي من تصميم دارم که از اين به بعد آدم خوبي باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يکسره تسليم خدا کنم عشق زن از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنياي لذات و راحت طلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم متافيزيک وشهيدچمران هيچ کس مثل چمران نيست حتي چگوارا روايتي زيبا ازعروسي دكترچمران سخنراني بسيار زيباي شهيد دکتر چمران درباره دکتر شريعتي با موضوع عشق و عرفان چندمناجات زيبا ودل انگيز ميانماردرخون وآتش جملات موضوعي دکتر چمران(خداي عشق و پرستش) درموردعشق مجموعه 9والپيپر(عكس نوشته)شهيد دكترچمران انقلاب مقدس ايران تجارت باخون شهيدان برهه حساس انقلاب
امامت دوازده امام درتورات تكامل جامعه+حرکت های احساسی اصالت حركت شیدایی آغوش مرگ دردوغم تجلي عشق خداوند اي نفس آرام ومطمئن فراموشي خود راستى عبادت چيست؟ مناجات شعبانيه رمزي در وراي رازها کتاب 22
آخرين نــوشته هـــا
شهيد دکتر چمران

سيستــم آمــار سايت
آثار هنري شهيد دکتر چمران
يــاد داشت هـاي نويـسنده
کتابهاي شهيد چمران
آرشيـــو موضوعي
دوستــــان
پيوندهــــــاي روزانه
آرشيـــو نوشته ها
ديگر امکانات

بیایید انقلابی باشیم

راستی بیایید انقلابی باشیم، از گذشته ها هم می گذرم،انتظاری ندارم که کسی در گذشته انقلابی گری خود را ثابت کرده باشد،بیایید از امروز ما انقلابی باشیم،من حاضرم،اگر شما هم حاضرید بسم الله. بیایید از نظر اخلاقی معیارهای اسلامی را اجرا کنیم. از نظر فداکاری،همه وجود خود را برای خدا و مردم بدانیم و همه مصالح خود را فدا کنیم. از نظر زندگی،همه تعلاقات مادی حیات زندگی اشرافی ،اسراف بازی،تجملات و همه زرق و برق زندگی را فراموش کنیم و با درویشی و علی وار زندگی کنیم. بیایید کار کنیم،فداکاری کنیم،شعار ندهیم ،تهمت نزنیم. عقب ماندگی خود را سرکوفت به دیگران نزنیم،به جای آنکه خود را مواخذه کنیم،دیگران را متهم ننماییم.

منبع: حماسه عشق وعرفان


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, جملات زیبا, چمران, عشق
  مهدي  چهارم مرداد 1393  

بردگان زندگی
 جملات چمراندر دنيا آدم هايي هستند که به ظاهر زنده اند، نفس مي کشند، راه مي روند، حرف مي زنند و زندگي مي کنند اما از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده عوامل طبيعتند، در مقابل مرگ و حشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند. آنان به ذلت و اسارت تن در مي دهند و در قفس احتياجات کثيف مادي اسير مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنکبوت آنها را اسير و برده مي سازد. ميليون ها و ميلياردها مردمي که همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي کنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نشانه اي مترتب نيست و آنها هيچ تاثيري بر عالم وجود ندارند، اگر چه زندگي مي کنند، ولي مرده اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.

دلنوشت: این حالت بردگی را با تمام وجود درک کردم وزهرش را برروح خود تحمیل کردم،به روح پاک وعزیزش یالله مارا همچون مصطفی ی عزیز آزاده زنده بدار وآزاده بمیران،که محرک ما درزندگی فقط رضای تو وعشق تو باشد.
چه کلماتی وجملات بی نظیری مصطفی برایمان به یادگار گذاشته آنجا که می گوید خود را به دل خطر ودرد ورنج سپردم واز خوشی ها ولذت ها ومصلحت طلب ها چشم پوشیدم وبه دامان عشق ودرد وخطر پناهنده شدم.
چه راهی!چه قلب بزرگی! چه سعادتی! ای خدای بزرگ این راه را برایمان مقدور ساز ولیاقت پیومدن این مسیر را به این بندگان دردنیا ذلیل شده عنایت فرما که زندگی اگر جزاین باشد جز فنا وپوچی وخسران چیزی عاید نخواهد شد.

یهدی من یشا ویضل من یشا
یعز من یشا ویزل من یشا


برچسب‌ها: جملات پیامکی, شهدا چمران, دکترچمران, جملات ناب
  مهدي  بیست و دوم شهریور 1392  

تجارت باعشق
  دردورنج چمران خدایا تو می دانی که تاجرپیشه نیستم، و تجارت با عشق را کفر میشمارم و در مقابلِ پرستشِ تو که نیاز طبیعی قلب من است اجری نمی خواهم ، و شرم دارم که در مقابل تو بایستم و خیال داد و ستد با تو را داشته باشم.

  

من به خود اجازه نمی دهم که خود را در برابر تو چیزی به حساب آورم که به فکر معامله بیفتد!  من زادۀ توام. من از خود چیزی ندارم که در معامله با تو ارائه دهم ، هر چه هست متعلق به توست.

عارفانه

لینک یک تصویرزیبا


برچسب‌ها: جملات پیامکی, شهدا, چمران, دکترچمران, جملات ناب
  مهدي  هشتم شهریور 1392  

زیبا،مکرر ولی فوق العاده

دنیا میدان آزمایش است که هدف آن ،چیزی به جزعشق نیست در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده ،وسایل و ابزار خلقت ،از سنگریزه ها تا ستارگان ،از سنگدلان جنایتکار تا دل های شکسته یتیمان ، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت ،همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است . انسان را به این بازیچه ها خلقت مشغول کرده اند این بازیچه ها خلقت مشغول کرده اند ؛ هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد ؛ ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند ؛ این نمونه های زیبا خلقت را دوست دارند و می پرستند ومن به همه عالم ،عشق می ورزم . همه مخلوقات را دوست می دارم . همه مردم را دوست دارم ،حتی دشمنانم را .

با همه قلبم ،به ذرات کوچک خاک و شن ،به صخره ها ،به برگ درختان ،به ماهیان ،دریا ،به پرندگان هوا ،عشق می ورزم و با همه وجودم ذوب می شوم .


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, دست نوشته, چمران, دکترچمران
  مهدي  دهم فروردین 1392  

مقدم زیبای بهار

دراین هنگامه نوشدن وبهار بزرگترین وزیباترین جلوه های حیات را برای تمامی شما مخاطبان عزیر بازچمران ازخداوند متعال آرزومندم.چه بسا زیباترین وباشکوهترین جلوه های حیات را دررفاه وآسایش وآرامش نتوان پیداکرد.

خداوندابه روح بلند وعرفانی شهید چمران دراین سال جدید قدمهایی محکم وبلند را به سمت خودوبندگی واقعی خود برایمان مقدربساز .آمین

سال نومبارک

بهار

شهیددکترمصطفی چمران:

خدایا ، بزرگترین خلاقیت تو در عشق  تجلی کرده است . راستی که با خلقت عشق چه معجزه ای خلق  کرده ای ! خارج از قدرت بیان و فهم و درک بشری است که در باره ی عشق سخن بگوید. این معجون افسانه ای که قطره اش انسانی را به کلی منقلب می کند، انسانی نو می سازد با خواسته ها و خواهش های دیگر، نیاز های دیگر ترس و وحشتی دیگر....

راستی چقدر عجیب است که مرگ خشن و سرد مخوف را عشق آنچنان لطیف و تابناک و محبوب کند که عاشق سراسیمه به آغوشش پناه می برد وترس و وحشت وقتی بر او غلبه می کند  که نتواند وجود خود را فدا کند.

نیاز عاشق سوختن است، لذت او درد کشیدن است ، بقای او در فدا شدن است ، خستگی و ملامت او به سلامت زیستن است .

 خدایا، این چه معجون عجیبی است که خلق کرده ای؟ همه ی مفاهیم، همه ی اهداف ، همه ی خواهش ها و همه ی نیاز های آدمی را یکباره با عشق زیر و رو می کنی. چه کیمیای عجیبی؟ وای به آن کس که از این معجون بیا شامد و وای به آن کس که این کیمیای خلقت را به مس وجود او تلاقی کند؟

عشق مرگ ر ا آسان و شیرین می کند، عشق ترس را برطرف می کند و شجاعت می آفریند . عشق خودخواهی را می کُشد و فداکاری خلق می کند. عشق خسّت را زایل می نماید و سخاوت جایگزینش می کند سخاوتی که حتی حیات خود را  در مقابل یک نگاه در یک لحظه تقدیم می نماید. عشق ، خلاقیّت ، هنر ، علم ، ادب ،شعر ، قدرت ،سرعت و نشاط می آفریند . عشق آرامش می آورد .حتی در بحبوبه جنگ ، در کشاکش مرگ و حیات، زیر رگبار گلوله ها و بمب ها، در مقابل هجوم دشمن و خطر مرگ ، آنچنان آرامشی می آورد  که یک طفل نوزاد در دامان مادر احساس می کند. عشق آتش می آفریند، در یک نگاه ، در یک کلمه ، در یک برگ ،در یک نغمه ، در یک اشاره ، در یک ستاره و دریک سنگ ریزه آنچنان شور و هیجانی خلق می کند که در وجود عاشق آتشفشانی به وجود می آورد .

عشق جمال و کمال و جلال را به آدمی نشان می دهد. عشق زیبایی را به انسان می نماید. عشق اسرار نهانی آسمان ها را  در گوش دل زمزمه می کند. عشق تاریخ گذشته ها را از زبان کوه ها و درخت ها و سنگ ریزه ها و ستاره ها بازگو می کند.

عشق سرنوشت آدمی را در آسمان ها می خواند . عشق حیات می بخشد . عشق حیات را می گیرد و ابدیت تقدیم می کند. عشق لغت نیاز وجود برای پرستش خداست . عشق کلمه ی فلسفه  ی خلقت خداست.             عارفانه

 


برچسب‌ها: سال نو, بهار, شهیدچمران, تبریک عید, نوروز
  مهدي  سی ام اسفند 1391  

این است زندگی

  جملات شهیدچمران

خدای بزرگ میخواهد که من بسوزم و قطرات اشکم از غم و درد سرشته شود.خدای بزرگ فرمان داده است که استخوان هایم زیر کوه غم خرد شود و به هیچ وسیله تسکین نیابم. خدای بزرگ می خواهد که در سیلاب های خطر غرق شوم تا امکان استراحت برای من نباشد.

  خدای بزرگ امر کرده است که طوفان های سهمگین مرا بربایند و همچون پر کاه مرا در گیرودار حوادث از یک طرف به طرف دیگر پرتاب کنند و هرگز آرامشی نیابم.

  این است زندگی من، این است سرنوشت، این است آن چه خدای بزرگ بر من مقدر کرده است. من نیز عاشقانه و متواضعانه تسلیم ارادۀ اویم و جز این چیزی نمی خواهم.

الهه رضاً برضائک، صبراً علی قضائک، مطیعاً(تسلیماً) لامرک، لا معبودسواک یا غیاث المستغیثین  


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران
  مهدي  هجدهم بهمن 1391  

آرزو داشتم

جملات چمران

آرزو داشتم که لوح وجودم را در برابرت باز کنم و با سیلاب اشک همۀ ناپاکی ها را بشویم تا همچون طفل نوزاد، پاک و درخشان و معصوم گردم و از همۀ آلایش ها آزاد شوم و قلبم آئینۀ تمام نمای حقیقت گردد و روحم به ملکوت اعلا بپیوندد.

می خواستم که در میان گرداب های خطر به عشق پناهنده شوم؛ در میان طوفان های ظلمت، چشمان خستۀ خود را به نور بگشایم؛ زیر دندان های اژدهای مرگ، به فرشتۀ رحمت متوجه شدم؛ تلخی شکنجه و درد عذاب را با کشش روح و خاطره های زیبا، شیرین و لذت بخش کنم.

می خواستم به دریا بروم و قلب مالامال دردم را به امواج خروشان بسپارم، تا ضربه های موج، پاره های غم را از تنم بکند و تکه تکه به دریا ببرد، و قلبم چون قطعۀ بلور، پاک و صاف کند.  شهیددکترچمران

منبع:عارفانه

ادامه مطلب

 


برچسب‌ها: جملات چمران, چمران, کتاب چمران, شهیدچمران, دکترچمران
  مهدي  یازدهم بهمن 1391  

احتیاج به عرفان

 

شهیددکترچمراندر این روزگاران که ایمان و شهادت بزرگترین طاغوت را زیر کشیده است ولی بعد  آهن وآتش بر سرنوشت مردم حکومت می کند و نفس های سرکش سر بلند کرده اند و اینجا و آنجا طاغوت های کوچک بروز کرده اند و می رود تا در سایۀ آهن و آتش نظامی طاغوتی بسازذ که شبی از یک طاغوت هزاران طاغوت کوچک و بزرگ سر از نطفۀ خودخواهی و مصلحت طلبی بلند کنند و آسمان پاک و شفاف انقلاب اسلامی ایران را با ابرهای ظلم و جهل و کفر بپوشانند.

در این روزهای بحرانی، بیش از پیش احتیاج به عرفان داریم.                               شهید دکترچمران

                                             منبع: عارفانه

دلنوشت: براستی ظهورخودخواهی ومصلحت طلبی که امروزه دربسیاری ازانقلابیان هویداگشته همانیست که مصطفی پیش بینی اش کرده بود....ونیازامروز به عرفان بیشترازهرزمانی است.نیازبه انقلابی دوباره به سمت لایه ای پاک تر وپرنورتربیش ازبیش احساس می شود.به سمت جوهره واقعی انقلاب که درآن ایمان وعرفان برپایه ایثارشکوه آفرینی خواهد کرد.برخلاف جهت آنها که انقلاب را با ظاهری فریبنده می خواهند به کام مصالح شخصی وگروهی خود به انحراف کشند.

کلیپ صوتی عرفان


برچسب‌ها: عارفانه, شهیدچمران, دست نوشته, چمران, دکترچمران
  مهدي  ششم بهمن 1391  

عرفان است...

عرفان است...

به جهان از سخن عشق ندیدم خوشتر                یادگاری که در این گنبد دوّار بماند

                                                                                                            حافظ

عرفان است که مس وجود را به کیمیا بدل می کند.

عرفان است که درد و غم را زیبا می کند.

عرفان است که شهادت را مقدّس می نماید.

عرفان است که پرسش خدای را نیاز درونی می داند و انسان را از تجارت و ... بازمی دارد.

عرفان است که سختی را آسان می کند.

عرفان است که مصیبت ها را لذت بخش می کند.

عرفان است که تنهایی را به وحدت خدایی می کشاند.

عرفان است که از اعماق سکوت، موسیقی حیات را می شنود.

عرفان است که به هر ذره ای از وجود عاشق میشود، همه را تقدیس میکند.

عرفان است که آدمی را به خدا متصل می کند، به ابدیّت و ازلیّت می رساند.

عرفان است که خورشدرا در یک دست و ماه را در دست دیگر انسان قرار می دهد.

عرفان است که روح آدمی را مافوق جذبه های مادی حیات قرار میدهد.

عرفان است که زیر شکنجه ستمگران به آدمی استقامت می بخشد.

عرفان است که قلب آدمی را باز می کند و شخص با آرامش خاطر به استقبال مرگ می رود.

عرفان است که غرور و تکبر و خودخواهی  و مصلحت طلبی را از آدمی پاک می کند.

عرفان است که علوّ طبع آدمی را به حدی بالا میبرد که دنیا و مافیها در برابر انسان ناچیز میشود.

عرفان است که طاغوت را به هر نوعی و به هر شکلی در مذبحۀ ایمان به خدا قربانی می کند.

عرفان است که جنگ های هفتادو دو ملت را به خاطر خودخواهی ها و مصلحت طلبی ها شروع میشود محکوم مینماید.     شهیدچمران

منبع:عارفانه


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران, مصطفی چمران, دست نوشته شهیدچمران, خدا, اراده خدا, حیات دنیا, شهید, جملات شهدا
  مهدي  چهارم بهمن 1391  

دریای مرگ

چمران عاشقخدايا آن روزي که تصميم به شهادت گرفتم و از همه چيز خود گذشتم و براي اولين بار وصيت نامه نوشتم از همه دردها و غم ها آزاد شدم .

خدايا همه روزه به درياي مرگ فرو مي روم ، در گردابي از خوف و وحشت غوطه مي خورم ، همه روزه طوفان حوادث مرا هرچه بيشتر با خود مي برد و جز يأس و بيم و شکست و تاريکي و خوف و ظلم و کفر چيزي در افق نمي يابم .

اما اي خداي بزرگ با اتکا به ايمان به تو و با توکل و رضاي کامل به فرمان تقديرت و به خاطر رسالت بزرگي که بر دوش ما گذاشته اي ، و به ياد علي بي همتاي انسانيت ، و به راه حسين ، بزرگ شهيد عالم خلقت ، من گستاخانه و عاشقانه در درياهاي مرگ شنا مي کنم و در طوفانهاي حوادث غرق مي شوم با اژدهاي مرگ پنجه درمي افکنم و با شمشير شهادت سينه ظلم و کفر را مي درم ، و با اتکا به ايمان به تو در مقابل همه عالم مي ايستم و با اراده آهنين جبر زمان را به خاک مي سايم .

ببين چگونه در ميدان نبرد مي خروشم ، ببين چگونه به معرکه هاي خونين فرو مي روم ، ببين چگونه به گرداب خطر غرق مي شوم ، ببين چگونه در طوفان حوادث جولان مي دهم . ببين چگونه در درياي مرگ شنا مي کنم تا به ساحل نجات برسم . چه زندگي عاشقانه اي ! چه قرباني زيبايي ! چه عشقبازي تهور آميزي ! و چه داستان شورانگيزي !

شهیددکترچمران


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران, مصطفی چمران, دست نوشته شهیدچمران, خدا, اراده خدا, حیات دنیا, شهید, جملات شهدا
  مهدي  بیست و هفتم دی 1391  

تجربه تلخ

شهیددکترچمرانروزگار درازي بود که هر انقلابي را مقدس مي شمردم و نام او را با ياد تو توأم مي کردم و قلب خود را مي گشودم و انقلابيون را و او را در قلب خود جاي مي دادم و به عشق تو او را دوست مي داشتم و به قداست تو او را مقدس مي شمردم و در راه کمک به او از هيچ فداکاري حتي بذل حيات و هستي خود دريغ نمي کردم

اما تجربه ، درس بزرگ و تلخي به من داد ـ که اسلحه و کشتار و انقلاب و حتي شهادت به خودي خود نبايد مورد احترام و تقديس قرار گيرد ، بلکه آنچه مهم است انسانيت ، فداکاري در راه آرمان انسانها ، غلبه بر خودخواهي و غرور و مصالح پست مادي و ايمان به ارزشهاي الهي است .

شهیدچمران-کتاب انسان وخدا


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران, مصطفی چمران, دست نوشته شهیدچمران, خدا, اراده خدا, حیات دنیا, شهید, جملات شهدا
  مهدي  بیست و سوم دی 1391  

نحوه مبارزه دشمن

شهیددکترچمراننحوه مبارزه دشمن

مبارزه دشمن در چندصورت شکل می گیرد:

1.هجوم نظامی،تحمیل شکست ازخارج

2.محاصره اقتصادی،فشار اقتصادی.

3.شکست ازداخل،برمبنای اختلاف داخلی ،احزاب مختلف،مشکلات ود امن زدن به نارضایتی مردم،تعویق کارها،چوب لای چرخ دستگاهها،اعتصاب ها ،تظاهرات،لجن مال کردن شخصیت های محبوب وموثر،بدبینی و یاس،بدنام کردن اسلام و انقلاب،ازکارانداختن کارخانه ها،اضمحلال کشاورزی،زده کردن مردم،تورم اقتصادی و فقر،رکود اقتصادی،رکود پروژه های عمرانی،تحریک قومیت ها،تحریک عشایر،تحریک ارتش،تحریک سپاه،بدبینی مردم از نهادهای انقلابی،جاسوس های خارجی،نفوذ در همه ارگان ها،تخریب و کارشکنی،اخراج و دور کردن مدیریت ها بهجرم ها و تهمت های واهی،عدم استقرار،عدم امنیت،فعالیت دست های مرموز،دسته بندی های اختلاف برانگیز.

4.شکست ایذئولوژیک و روحی،یعنی مردم ببینند که حتی اسلام هم قادر نیست با ایجاد حکومت کشوری را اداره نماید.قبلا هم شاهد بودند که ملی ها هم قادر نبودند(زمان حکومت دکتر مصدق).زمینه مناسب برای رشد فرهنگ های غربی و استعماری،شکست فرهنگ اسلامی و ایرانی،بی شخصیت جلوه دادن ملت انقلابی ایران و دلیلی مناسب و عملی که مستعمره های جدید برای همیشه در دست استعمار می بایستی باقی بماند و دیگر کشورها نیز به این سلطه جهانی بپیوندند.

شهیددکترچمران-کتاب حماسه عشق وعرفان

کمی برشرایطمان  بیندیشیم

تاکی درزمین طراحی شده بازی کردن و....


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران, مصطفی چمران, دست نوشته شهیدچمران, خدا, اراده خدا, حیات دنیا, شهید, جملات شهدا
  مهدي  هجدهم دی 1391  

اربعین شهادت

اربعینپرچم رسالت شهادت به دست من سپرده شده است در اين برهه از تاريخ ، در آن لحظه سخت و خطرناک ، همه چشمها به دست من دوخته شده است و من سرباز اول جبهه وظيفه دارم که پرچم پرافتخار انقلاب را بر دوش بکشم و فداکاري من ، ايمان من ، شهادت من ، پرچم من باشد ، رسالت من باشد ، اثبات حقانيت من باشد.  شهیددکترچمران

دل نوشت: براستی دراین برهه حساس زمانه که پرچم خون شهدای تاریخ ازحسین تا ......... به دست ماست....کدامینمان حاظربه فداکاری درجهت نیازها ورسالت های زمانه خودهستیم؟!!!همان ها که رهبرمان ضرورتشان رافریادمی زند......چرااینقدرمحاسبات ومصلحت طلبی ها؟؟!!!!

تشنه آب دست سقای بی دستم...


برچسب‌ها: شهیدچمران, دکترچمران, جملات ناب, جمله زیبا, چمران, مصطفی چمران, دست نوشته شهیدچمران, خدا, اراده خدا, حیات دنیا, شهید, جملات شهدا
  مهدي  سیزدهم دی 1391  

عشق وآرامش

از عشق و آرامش نیز گذشتم ،از همه دلبستگی های شخصی و لذات فردی صرف نظر کردم . خواستم قلب خود را با مبارزه درراه عدالت و گسترش ارزش های خدایی آرامش بخشم ؛ خواستم که خود را با عشق خدایی و پیروزی نور بر ظلمت و شکست طاغوت ها و آزادی بشر از زنجیر اسارت و سعادت انسان ها خوشحال کنم وهمیشه می خواستم شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم ؛ می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت با شم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم.

شهيدمصطفي چمران-حيات عارفانه

دل نوشت: هركدام درقلبمان كلمات مصطفي را تصديق وتحسين مي كنيم وآرزومي نمائيم.اماآنچه درعمل نشان داده مي شود ...آيا براستي اينگونه است؟.آيا تفكراوتفكري منحصربه فقط اووعده محدودي بود؟؟؟!!وامروزنمي توان اينگونه فكركرد؟تجلي كامل حركت وايثاردرراه خدا.  يا دركناراين تفكرزندگي ودنياهم بايد باشد؟ياآمادگي گذشتن ازهمه چيزباوجود زندگي معمولي؟!كدام يك راه است؟.....

ازهمه مهمتراين نكته است: خداچه مي خواهدواوچه انتظاري ازمن وتو درلحظه لحظه تصميمات روزمره مان دارد؟آيا خدادلش به حال امام حسين (ع)سوخت ويا اورا تحسين كرد؟اوكه به تمام قواعد ومنافع زندگي مادي پشت كرد.كجاديديم كه خداوند حفظ شرايط آرام زندگي وراحت زيستن رابه بندگان خودتوصيه كند؟نظيريك زندگي كارمندي وبخورونمير .حالا سالي چند بارراهپيمايي وهمدلي با انقلاب ونمازوروزه و....هم گوكه باشد.آيا زندگي كارمند صفتي ومحافظه كارانه درپيشگاه خداوند مورد تحسين است؟آيا اگرما هم اينگونه چون مصطفي عمل كنيم خدامارا تحسين مي كند؟؟پس اگرپادشاه ومالك جهان اينگونه بخواهد جاي چه ترديد ونگراني است؟؟ چيزي ازدست خواهد رفت؟؟

بياييد ازعشق وآرامش گذشتن را تمرين كنيم،چه بسا كه نصيبمان شوداينگونه پروازي دراوج بينهايت ملكوت

يالله،يارحمن يارحيم....ياطاهر،اطهرقلوبنا وثبت اقدامنا علي دينك وسبيلك

لينك هاي مربوطه:
زندگی کارمندی ضد حماسه است

روزمرگي كارمندي



برچسب‌ها: جملات ناب, جملات زيبا, اصالت انقلاب, انقلابي اصيل, ريشه انقلاب, شهيدچمران, مصطفي چمران, دكترچمران, دست نوشته, دلنامه, راه شهدا, راه خدا, راه انقلاب, حق وباطل, شهادت, مرگ زيبا, قلب زيبا, روح بلند, روح عرفاني, عرفان, عشق
  مهدي  دوازدهم آذر 1391  

اي حسين، اي سالار شهيدان

طرح نوشت: اي حسين ، امروز نيز تو را تقديس مي کنم ، اما تقديسي عميق تر و پر شورتر که تا اعماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق مي ورزد و تو را مي خواهد و تو را مي جويد .

اي حسين ، دردمندم ، دل شکسته ام ، و احساس مي کنم که جز تو و راه تو دارويي ديگر تسکين بخش قلب سوزانم نيست.

اي حسين ، من براي زنده ماندن تلاش نمي کنم ، از مرگ نمي هراسم ، به شهادت دل بسته ام ، و از همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قدرت انقلاب بازيچه سياستمداران و تجار ماده پرست شده است .

شهيدمصطفي چمران

دل نوشت:اي حسين ،جملات مصطفي باتومرابه لرزه مي اندازد ومي ترسم.

اي حسين

من مي ترسم،وترس تمام وجود ناپاك وآلوده ام را فراگرفته است.

اي حسين ، دنيايي كه بندهاي اسارتش برگردنم كشيده شده است وصداي چمران وجودم گاه گاهي ازبين همهمه هاي دنياپرستانه ونفساني ام بلند مي شود.صدايي كه نسيم وصل عشق وشهادت ازآن به اعماق روحم احساس مي شود.

اما كدام شهادت،همان شهادتي كه انگار روز به روز تعلقات دنياي پست اورا ازما دورتر مي كندوزنجيرهاي نفساني آن احساس عميق ونزديك به ملكوت را تيره تر وغبارگرفته تر مي كنند.

اي حسين

من نيزاحساس مي كنم جز توراهي ديگر ندارم.راهي كه ازكوي شما مي گذرد بسيار نزديك تر وهموارتراست.وبه اندازه همان محبتي كه درقلب زنگارگرفته ام است بلكه بيشترازآن مرانظاره كن وبادست مهربانت دستم را بگير

اي حسين

صدايت رابابلندترين فريادها درونم بلند كن وطنين محبتت را برتمام احساس هست ونيستم بگستران.

تا،جزراه شما به هيچ راهي دل نبندم ورعشه هاي لرزاننده دنياي پست دلان ازوجودم رخت ببندد.

اي حسين،اي سالار شهيدان


برچسب‌ها: شهادت, شهيد, چمران, دكترچمران, حسين, امام حسين, عاشورا, نيايش, جملات ناب, دست نوشته, شهدا, انقلاب, سياست مداران, خون شهيد, گناه, ذلت گناه, خسته ازگناه, دنياي پست, تجارماده پرست, كربلا
  مهدي  سی ام آبان 1391  

آزادشده

مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم.    شهيد مصطفي چمران

زیرنوشت:دوستان عزيزومهربان وهمیشگی بازچمران خواهش مي كنم كه  اين پست  را بافراغ خاطر وآسوده مطالعه كنيد.پارسال اين پست دربازچمران درج شد ولي حتي خودم هم به عمق اين جملات شهيد چمران پي نبرده بودم وشايد بازهم.


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  سوم آبان 1391  

باران تهمت ودروغ

شهيددكترچمرانطرح نوشت:خدایا !تو را شکر می کنم که باران تهمت و دروغ و ناسزا را علیه من سرازیر کردی ،تا در میان طوفانهای وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه ور شوم و ناله حق طلبانه من در برابر غرش هاي تند  دشمنان و بد خواهان محو و نابود گردد و در دامان عمیق و پر شکوه درد، سر به گریبان فطرت خود فرو برم و درد و رنج علی (ع) را تا اعماق روحم احساس کنم . شهیدمصطفی چمران

 

دل نوشت:چه بنويسم...شايد خواهم نوشت...شایدهم دردل خواهد ماندآنچه درنهان دل است.

                            آنکس که درگرو ی نان است چه کارش به نهان است.


برچسب‌ها: شهید, جملات شهید, چمران, دکترچمران, شهیدچمران, جملات ناب, جملات بزرگان, انقلاب, آینده انقلاب, اوضاع سخت انقلاب, شرایط حساس انقلاب, ریا, تزویر, خیانت, دروغ, شهدا, خون شهدا, عکس کمیاب, عکس کمیاب شهید, عکس شهیدچمران
  مهدي  دوم آبان 1391  

راستى عبادت چيست؟

تمثال وضوي شهيد دربهشتطرح نوشت:راستى عبادت چيست؟ جز آ نکه روح را تعالى دهد؟ و آن احساس ناگفتنى را در دل آدمى ايجاد کند؟ احساسى که در آن تمام ذرات وجودش به ارتعاش درمى آيد، جسم مى سوزد، قلب مى جوشد، اشک فرو مى ريزد، روح به پرواز درمى آيد و جز خدا نمى بيند و نمى خواهد اين احساس عرفانى، که از اعماق وجود آدمى مى جوشد و به سوى ابديت خدا به پرواز درمى آيد عبادت خوانده مى شود. شهيدمصطفي چمران

دل نوشت: براستي كه رسيدن به نقطه عبوربه بارگاه عشق وبندگي آرزويست ديرين وعميق كه گاهي يادآوريش بااشك توام است.دل بي تاب است وپرازبهانه اماراهي كه درپيش است رابايد جدي گرفت واحساس رادركنارعمل وبرنامه ي تعالي پروراند.كنترل نفس وپرورش روح نيازواجب است كه بادرس اخلاق وبرنامه جدي انشالله محقق خواهدگشت اگرازاين گردنه عبورنكنيم احساس پرورش نيافته درنقطه اي رهايمان خواهد نمودوبه گيرنفس خواهيم افتادلحظه اي كه شايدخيلي ديرشده است.

شهداماراازبهشت نظاره مي كنند.....بشتابيم كه وقت اندك است وراه دراز

دريافت تصويركامل(279كيلوبايت)


برچسب‌ها: عكس شهيدچمران, عكس بهشت, شهيددربهشت, وضوي شهيدچمران, عبادت, عبادت چمران, تربيت نفس, اصلاح نفس, شهدا, عكس ديدني, عكس زيباي شهيد, وضوي شهيددربهشت
  مهدي  بیست و ششم مهر 1391  

فراموشي خود!

جملات زيبا

انسان گاه گاهي خود را فراموش مي‌کند ، فراموش مي‌کند که بدن دارد ، بدني ضعيف و ناتوان ، که در مقابل عالم و زمان ، کوچک و ناچيز و آسيب پذير است ، فراموش مي‌کند که هميشگي نيست ، و چند صباحي بيشتر نمي‌پايد ، فراموش مي‌کند که جسم مادي او نمي‌تواند با روح او همپرواز شود ، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‌کند ، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود ، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‌هاي عيني وجود ، به پيش مي‌تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‌شود .

 اما درد آدمي را به خود مي‌آورد ، حقيقت وجود او را به آدمي مي‌فهماند ، و ضعف و زوال و ذلت خود را درک مي‌کند ، و دست از غرور کبريايي برمي‌دارد ، و معني خودخواهي و مصلحت طلبي و غرور را مي‌فهمد و آن را توجيه نمي‌کند.

                                                                                            شهيد مصطفي چمران


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  بیست و چهارم مهر 1391  

اي نفس آرام ومطمئن

طرح نوشت: مصطفي دريكي ازجملاتش اينگونه گفت: "مي خواهم درآغوش مرگ فروروم درصورتي كه به حيات ابدي مطمئن باشم."وخداوند برای کسی که تمام وجودخودرادرراه عشق وبندگی درکف اخلاص گذاشت وفداکرداینگونه جواب می دهد:اي نفس آرام ومطمئن به سوي پروردگارخودبازگرد درحالي كه توازاوراضي هستي واوازتو....ودرخيل عبادم وارد شووفردوس برين ارزاني توباد....

دل نوشت: چه آرامش بخش وزيباست اين جملات پروردگار...واين جملات براي كسي است كه با نمره قبولي ازسرجلسه امتحان بلند شده است....وماكه هنوزمشغول امتحانيم واضطرابها،ترديدها،سختي ها و...را درپيش داريم.نگاهمان نگاهي ست ازسرنيازي شديدوميلي فراوان به اين نتيجه ي عالي ....
چند سال پيش دررويايم مصطفي را ديدم بالباسي سفيدهمچون لباس احرام.درميان دشتي بلند وسبز...دست هايش را باز كرده بودوسرش بسوي آسمان بود وچشمانش بسته وشادي كنان گردخويش مي چرخيد....چه لحظاتي بود....


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  هفدهم مهر 1391  

تجلي عشق خداوند

طرح نوشت: واي كه جملات اين عكس نوشته دكترچمران چه تكان دهنده وزيبا هستند،وبا چه ظرافت وزيبايي ايمان راستين وحقيقي راتعريف كرده ومسيرش تا بلند ترين قله را به تصوير مي كشد.



دل نوشت: مسيري بسيارطرب انگيز وشوق افزابه سمت شهادت،جملاتي ناب كه واقعا ارزش ساعتهاتفكردارند.اين جملات حاصل عمريك انسان تكامل يافته هستند واينكه براحتي دراختيارمن وشما قرارگرفته اند سعادت وتوفيقي بسياربزرگ براي ماست.واهل تعقل وفكر اين مسئله را به خوبي درخواهند يافت.


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  هشتم مهر 1391  

دردوغم

طرح نوشت: مي خواهم دردردوغم مرا بسوزانند درحالي كه به عرفان من بيفزايد.  شهيد چمران

دل نوشت: براي مصطفي آنچه اصل بود عرفان ومعرفت به حقيقت و يقين به راهي بود كه انتخاب كرده بودو بهايش را هم مي دانست وبراي رسيدن به آن جوهره وپايه عرفاني ازهيچ چيزمضايقه نكردودرد وغم را به جان خريدوبه حقيقت عرفان وپرستش دست يافت...مصطفي براي اغراض شخصي ونفساني اش اهميت قائل نشد ولذا اينگونه بود كه راهش ازبسياري ازمن وشما جداست...ازما انقلابي ...ها

دريافت تصويرنوشته


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  دوم مهر 1391  

آغوش مرگ
 

زندگي ابديطرح نوشت: مي خواهم در آغوش مرگ فرو روم درصورتي كه به حيات ابدي مطمئن باشم.    

دل نوشت:چه زيباست اينچنين  آغوشي از مرگ،وقتي كه بدانيم نسبت دنيا به عمرما يك بربينهايت است(∞/1)،آنچه مهم است تولدي كامل درجهان ابديست...وچه بيچاره اند آنان كه ناقص متولد مي شوند.رعایت دستورات الهی راهیست برای تولد کامل درجهان ابدی وکسانی که دستورات خداوند را زیر پامی گذارند تا ابد ازنقص ووجود ناقص الخلقه خود رنج خواهند برد وخواهند سوخت.

كاتالوگ انسان كه توسط طراح او ارائه شده است ،شرايط صحيح رشد وتكامل اين موجود برخواسته اززمين رابراي اوج تا بي نهايت ولذت ابدي به روشني بيان نموده است.

 خدايا به آبروي خون شهداي راهت مارا ازكساني بداركه دراوج تكامل درزندگي ابديشان متولد می شوند.


برچسب‌ها: شهيدچمران, جملات شهيد, دست نوشته, پوستر, عكس شهيد, دكترچمران, مصطفي چمران, جمران, حيات ابدي, جملات ناب, جملات بي نظير, جملات زيبا, جملات بزرگان, عكس نوشته, طرح نوشته, پوسترزيبا, پوسترطبيعت, مرگ, زندگي ابدي
  مهدي  بیست و ششم شهریور 1391  

اصالت حركت

اين جمله شهيد چمران چه روشنگر وتمام كننده است براي اهل فكر، براستي كه ايمان نقطه آغاز تمامي حركت هايست كه رنگ دنيايي وزشت به خود نخواهند گرفت...وبراستي كه بايستي اول از همه سراغ ايمان واعتقاد رفت ...

بياييد به قلبهايمان رجوع كنيم  ..دمي بنشينيم ....بدون شتاب وعجله....واورا بيابيم...آنگاه حركت كنيم

كه مطمئنا بسيار جلو خواهيم رفت

ان الذين آمنوا وعملوا الصالحات يهديهم ربهم بايمانهم تجري من تحتهم الانهار في جنات النعيم


برچسب‌ها: ايمان واقعي, شهيدچمران, دكترچمران, دست نوشته چمران, جملات چمران, انقلاب, جملات انقلابي, حركت انقلابي, انقلابي بودن, راه انقلاب, راه شهادت, اسلام, اسلحه انقلاب, ارزشهاي انقلاب, شهدا, راه شهدا, نورخدا, اطمينان قلب
  مهدي  بیست و یکم شهریور 1391  

تكامل جامعه+حرکت های احساسی

جملات شهيد دكترچمرانطرح نوشت:جوامع راآنهايي ارتقاع دادند كه خود رادرراه ارزشهاي آن جامعه فدا كرده اند...

دل نوشت: اگراينگونه تفكري درجامعه حكمفرما شود وهمه منيت خود را درراه ارزشهاي بزرگ ناچيزبشماريم وبراي نفس خودچيزي قائل نباشيم چه شود!..........اول یقین علمی بعد عملی ....اول ایمان راسخ ومستدل بعد حركت.....چه بسيارحركتها كه باصدا وبوق وکرنای بلند واحساسات برانگیخته آغازمي شوند ولي درخاموشي وسكوت وناامیدی به شكست مي انجامند وبه قول استاد جوادی آملی بسیاری ازحرکت های ما همچون کتری روی آتش است ُیعنی تا زمانی که داغ است ..هست ولی زمانی که سرد شد بی حرکت وخاموش می شود(حرکت های احساسی وکم ریشه)....متاسفانه عدم اشراف برمفاهيم اصلي واعتقادات پايه ديني يعني توحيد،نبوت ومعاد وامامت دربين دوستان مذهبي به وفورقابل مشاهده است كه بانگاهي به عملكرد نسل اول انقلاب ولغزشها وانحرافها وترديد ها درمرورزمان و....مي توان يكي ازريشه هاي اصلي اين مشكلاتشان را درعدم يقين محكم وايمان راسخ درمفاهيم ديني يافت نمود.

چه بسيارازمومناني كه درايمان خودراه خدا را انگونه كه ازآنهاخواسته شد پيمودند وديدند آنگونه كه مي بايست ببينند.....

خدايا ! مارا درراه ارزشهاي بلند خود رشدبده و به قدرت ایمان ویقین مجهزگردان ،پروردگارا توفيق فهم وشناخت حقايق ومعارفت را نصيب اين بندگان ضعيف ونيازمندخود گردان وقدمهايمان را درراه خود استوارکن ودرراه بهترين ارزشهايت مارا فدا نما.برحمتك ورافتك يا ارحم الراحمين

دريافت عكس نوشته


برچسب‌ها: دست نوشته, شهيدچمران, جملات ناب, بزرگان, عشق, هدف خلقت, انسان, بندگي, سوختن, شمع, پروانه, شهيد, دكتر
  مهدي  پانزدهم شهریور 1391  

سنگ زيرين آسياب
طرح نوشت: مي خواهم سنگ زيرين آسياب باشم به شرط آنكه كاروان انسانها به سوي تكامل پيش برود

دل نوشت:جايت خاليست-امروز بسياري ازمدعيان راه شما تلاش ومجاهدت مي كنند تا شايد ديده شوند وبه جايي برسند.

دريافت تصوير


برچسب‌ها: دست نوشته, شهيدچمران, جملات ناب, بزرگان, عشق, هدف خلقت, انسان, بندگي, سوختن, شمع, پروانه, شهيد, دكتر
  مهدي  سی و یکم مرداد 1391  

ساحت عشق علی(ع)

به خود اجازه نمی دهم که برای شناخت علی (ع) کلمه ای بر زبان برانم و با قدرت عقل ،شخصیت او و زندگی پر ماجرا یش را تجزیه و تحلیل کنم . شناخت علی (ع) فقط به قدرت عشق میسر است و فقط عشق اجازه دارد که به حریم علی (ع) نزدیک شود .

جملاتی بی نظیر ازشهید چمران درمورد امام علی علیه السلام درادامه مطلب


برچسب‌ها: شهادت امام علی, چمران وامام علی, عشق علی علیه السلام, اولین مظلوم, امام اول, 21 رمضان, سالروز شهادت امام علی, پوستر
  مهدي  بیستم مرداد 1391  

شب قدر-بازانتشار

شهيددكترچمران-دست نوشته ها

 

دانلود تصوير درابعاد واقعي

شب قدر من

شبی که سلولهای وجودم در آتش عشق تغییر ماهیت داده بود و من چیزی جزعشق گویا نبودم .دل من کعبه عالم شده بود و می سوخت ،نور می داد ،و وحی الهی بر آن نازل می شد و مقدس ترین پرستشگاه خدا شده بود...امواج خروشان عشق ازآن سرچشمه می گرفت وبه همه طرف منتشر می شد...


برچسب‌ها: جملات ناب, شهيددكترچمران, دست نوشته شهيد چمران, شب قدرچمران, آتش عشق
  مهدي  هجدهم مرداد 1391  

انقلابي گري هاي تهوع آور

انقلابي فريبكار

 

حركت بايد نفس هاراتغيير دهد وبه سوي كمال ببرد،والاجنب وجوش هاي زيادي درجامعه هابوجود مي آيد كه مثل حباب برسطح آب ظاهر مي شوندوفورا محو مي گردند نظير جاروجنجالهاي توخالي، شعارهاي پرزرق وبرق،حركت هاي زوركي وساختگي،ظاهرسازي هاي پوچ،انقلابي گري هاي متهوع.....كه همه روزه شاهد آن بوده وهستيم.

                                                                                                     كردستان

ادامه مطلب 


برچسب‌ها: دكترچمران, شهيدچمران, انقلابي نما, جمهوري اسلامي, رياكاران, خائن به انقلاب, شعار, شعارتوخالي, حركت پرزرق وبرق, شعارانقلاب, ظاهرسازي, رياكاري, دستنوشته شهيد چمران, جملات ناب بزرگان, تهوع انقلابي, ظاهرفريبنده, ريش
  مهدي  چهاردهم مرداد 1391  

دنیاوعشق

دنیا میدان آزمایش است که هدف آن ،چیزی به جزعشق نیست

 در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده ،وسایل و ابزار خلقت ،از سنگریزه ها تا ستارگان ،از سنگدلان جنایتکار تا دل های شکسته یتیمان ، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت ،همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است . انسان را به این بازیچه ها ی خلقت مشغول کرده اند  ؛ هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد ؛ ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند ؛ این نمونه های زیبا خلقت را دوست دارند و می پرستند ومن به همه عالم ،عشق می ورزم . همه مخلوقات را دوست می دارم . همه مردم را دوست دارم ،حتی دشمنانم را .

با همه قلبم ،به ذرات کوچک خاک و شن ،به صخره ها ،به برگ درختان ،به ماهیان ،دریا ،به پرندگان هوا ،عشق می ورزم و با همه وجودم ذوب می شوم .

منبع:حیات عارفانه

 


برچسب‌ها: جملات ناب, شهيددكترچمران, دست نوشته شهيد چمران, شب قدرچمران, آتش عشق, ساحل قشم
  مهدي  نهم مرداد 1391  

خانه ما یا خیمه

 

 

طرح نوشت: عیدتان مبارک

دل نوشت: باید از خویش بپرسیم چرا حجت حق خیمه را امن تر از خانه ما میداند؟

 

 

 

 

 

 

دیافت در ابعاد اصلی کلیک نمایید


برچسب‌ها: امام زمان, نیمه شعبان, امام دوازدهم, چمران, مهدی, موعود, آخرزمان, خانه, خیمه
  امیرحسین  پانزدهم تیر 1391  

زندان غم

زندان غم چمران

من هرگاه مفتون هرچیزشده ام،دراعماق دل خود به توعشق ورزیده ام ،بنابراین ای خدای بزرگ،توازاین نظرمراسرزنش مکن.فقط ظرفیت وشایستگی عطاکن تاهرچه بیشتربه تونزدیک شوم ودرراه درازی که به سوی بوستان بی انتها وابدی تودارم،این سبزه هاوخزه های ناچیزنظرمرا جلب نکندوازراه اصلی بازندارند.

دردنیا به چیزهای کوچکی خوشحال می شوم که ارزشی ندارندوازچیزهایی رنج می برم که بی اساسند.این خوشحالی ها وناراحتی ها دلیل کم ظرفیتی من است.

 

هنوزگرفتارزندان غم واندوهم.هنوزاسیرخوشی ولذتم...کمند درازآمال وآرزو بال وپرم رابسته ،اسیروگرفتارم کرده وبا آزادی،آری آزادی ِواقعی خیلی فاصله دارم.ولی ای خدای بزرگ ،درهمین مرحله ای که هستم احساس می کنم که تومانند راهبری خردمندمرا پندواندرز می دهی ،آیات مقدس خود را به من می نمایی ومراعبرت می دهی!

می1960-آمریکا


برچسب‌ها: جملات ناب چمران, دستنوشته شهیدچمران, زندان غم دنیا, دکترچمران, خاطرات آمریکا, دست نوشته های امریکا, دهه60میلادی, دانشجویان مقیم امریکا, برکلی, کالیفرنیا, دانشگاه تگزاس, انسان واقعی, خدای غم
  مهدي  نهم تیر 1391  

آرامش حيات

طراحی چهره چمران

 

 

خدایا ! تو را شکر می کنم که اشک را آفریدی ، که عصاره حیات انسان است ،آنگاه که در آتش عشق می سوزم یا در شدت درد می گدازم ،یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب می شوم ،و سرا پای وجودم روح می شوم ، لطف می شود، عشق می شود ، سوز می شود و عصاره وجود به صورت اشک ، آب می شود و به عنوان زیباترین محصول حیات که وجهی به عشق و ذوق دارد ووجهی دیگر به غم و درد ، بر دامان وجود فرو میچکد . اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد ،قلبم را ارائه خواهم داد . و اگر محصول عمرم را بطلبد ،اشک را تقدیم خواهم کرد.      

دریافت درابعاداصلی

حيات عارفانه


برچسب‌ها: دست نوشته, شهيدچمران, جملات ناب, بزرگان, عشق, هدف خلقت, انسان, بندگي, سوختن, شمع, پروانه, شهيد, دكتر
  مهدي  هفتم تیر 1391  

جوندگان ریشه انقلاب

۱.

ای علی!آرزو می کردم که بعد از هزار و چهارصد سال انقلاب اسلامی ما پیروز شود . حق و عدل مستقر شود . حکومتی نظیر حکومت تو برقرار گردد ،عشق و محبت بین مردم انتشار پیدا کند. ایمان و عرفان در قلوب مردم جایگزین شود،طاغوتها از بین بروند،انسانها از همه قید و بندهای مادی و سیاسی و اجتماعی آذاد شوند ،فقط در مقابل خدا سجده کنند،مدینه فاضله ای به وجود آید که دیگر استثمار و استعمار و دیکتاتوری و ظلم و فساد در آن نباشد ،همه جا نور حق را ببینیم ،از همه جا زمزمه سبحان الله و فریاد الله اکبر بشنویم ،همه استعدادهای ما بشکفد ،با همه توان ،با اخلاص و ایثار برای خود سازی و سازندگی جامعه بکوشیم . هنگامی که دشمن حمله کرد بی محابا به جنگ او برویم و به آسانی خود را قربانی این مکتب کنیم و دیگر دغدغه خاطر و وسوسه نماند.

اما ای خدا! با کمال تعجب می بینم که ظلم و ستم به نامی دیگر رخ می نایاند . ریا و فریب و دروغ در لباس زهد و تقوا ،خود را می آراید تا جامعه را تسخیر کند .افرادی نا چیز و بی تقوا با تهمت و شایعه ،شیعیان راستین علی را بکوبند تا از صحنه خارج کنند. ای علی !ای علی!ای علی!به من تهمت زدند ،مرا محکوم می کردند ،به من فحش می دادند ،زیرا تو را دوست می دارم .... چرا این طور است ؛زیرا من خواسته ام که معیارهای تو را پیاده کنم .نتوانسته ام که احساس تعهد و مسئولیت وجدانی خود را بکشم و در مقابل ظلمها و جنایتها سکوت کنم .

متن كامل درادامه مطلب 


برچسب‌ها: خطرريا, خطرخيانت, انقلاب, اسلامي, شهيد, چمران, جملات, دست نوشته ها, انقلابي نما, دروغين, پست صفتان, پارتي بازي, رياكاري, مردم فريبي, آينده انقلاب, خون شهدا, ترس ازخدا
  مهدي  بیست و هفتم خرداد 1391  

ملت وامام امت
 

چمران وامام

 

 

ملت مي داند،هركس به يكپارچگي ووحدت ملت ايران خدشه آورد به انقلاب خيانت كرده است،هركس كه ازفرمان رهبر انقلاب سرپيچي كند به اين انقلاب خيانت كرده است.

شهيددكترچمران


برچسب‌ها: شهيدچمران, امام خميني, اهميت رهبري, اهميت ولايت فقيه, سخنان شهيد دكترچمران, چمران, انقلاب, آينده انقلاب, وضعيت حساس ايران, اهميت ولايت
  مهدي  بیست و دوم خرداد 1391  

مصلحت طلبان پست
شهید چمران

 

 

 

هستند کسانی که جزبه مصالح خود نمی اندیشند واحساس آنها ازابعاد حجمشان تجاوز نمی کند واز روی ضعف،شکست وخودخواهی به پوچی می رسند.

شهیددکترچمران

  مهدي  هشتم خرداد 1391  

ماای دوستان بایدبترسیم

 انحراف یک انقلاب

درانقلابهای دیگربعد ازپیروزی نوبت مصلحت شخصی فرامی رسد.منافع مادی دامانش بازتر می شود لذت شخصی به اعلا درجه تامین می گردد وهنگامی که مصالح انسانها منافع مادی انسانها مورد نظر قرارگرفت بین آنها تضاد وتصادم بوجود می آید ،ازاینجا می بینید بین این انسانها اختلاف روی می دهد،تفرقه بوجود می آید،تشنج بوجود می آید تشتت عارض می گردد.

می بینید این مردم دچارخودخواهی وغرور می شوند می بینید هریک ازآنها خود طاغوتی می گردد،هریک ازآنها می خواهد بردیگران حکومت کند،هریک می خواهد مصالح مادی خویش رابیشتر وبهتر تامین کند.

هریک ازآنها خود فرعونی می گردد ومی خواهد بردیگران حکمرانی کند.

ماای دوستان باید بترسیم،

 

باید بترسیم ازاینکه خدای ناکرده آن زیربنای فکری واساسی خویش راازدست بدهیم ودچارمادیگری ومنافع شخصی ومصالح مادی خود بشویم

 ،آنجا غرور غوغا خواهد کرد.آنجا خودخواهی آتش خواهد زد،آنجا تکبر،طاغوت شدن ،فرعون شدن برای بزرگان ما وجوانان ما پیش خواهد آمد....

 آنجا که نمونه های این فساد بروز کردوعده ای ازانقلابیون وجوانانش به این راهها کشیده شدند،وغروروتکبر برآنها سلطه یافت واحساس کردند که طاغوت ها دراجتماع پیدا شده اند،محورهای قدرت خلق شده است،هرمحوری منافع خویش را می طلبد،هرمحوری می خواهد محورهای دیگر راخورد کند،آنجاست که احساس می کنیم ازفرهنگ اسلامی وانقلابی خویش منحرف شده ایم.ادامه مطلب

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 

دانلود فایل صوتی با صدای شهید چمران

پیشنهاد می کنیم که حتما باصدای شهیدچمران هم بشنوید این سخنان مهم وحیاتی را


برچسب‌ها: انحراف انقلاب, فساد انقلاب, شکست انقلاب, انقلابی راستین, راه خدا, مادیگری, مصلحت طلبی, سخنرانی شهیدچمران
  مهدي  چهارم خرداد 1391  

فقط خدا

جملات ناب شهیدچمران

 

 

 

چه زیباست که به ارزش های خدایی ملتزم ماندن وبه خاطر خدا رنج بردن وبه خاطر حق پافشاری کردن وزیان دیدن وازهمه چیز خود صرف نظر کردن وفقط وفقط به خدا اندیشیدن وبه سوی خدا رفتنشهیددکترچمران


برچسب‌ها: جملات عاشقانه, شهیدچمران, زیبایی هستی, اوج عرفان, فلسفه خلقت خدا
  مهدي  دوم خرداد 1391  

عشق،این معجون افسانه ای
 جملات عاشقانه شهیددکترچمران

خدایابزرگترین خلاقیت تودرعشق تجلی کرده است.راستی که باخلقت عشق چه معجزه ای خلق کرده ای!خارج از قدرت بیان وفهم ودرک بشری است که درباره ی عشق سخن بگوید.این معجون افسانه ای که قطره اش انسانی را بکلی منقلب می کند،انسانی نو می سازد با خواسته ها وخواهش های دیگر،ترس ووحشتی دیگر.....

راستی چقدرعجیب است که مرگ خشن وسرد ومخوف راغشق آنچنان لطیف وتابناک ومحبوب کندکه عاشق سراسیمه به آغوشش پناه میبردوترس ووحشت وقتی براو غلبه می کند که نتواند وجود خود رافدا کند.

 

نیازعاشق سوختن است،لذت او دردکشیدن است،بقای اودرفداشدن است،خستگی وملالت او به سلامت زیستن است....

دریافت کلیپ صوتی متن

راست كليك نموده وگزينهsave target az  را انتخاب نمائيد.

حجم فایل:۱۶۰۸کیلوبایت...زمان ۶دقیقه


برچسب‌ها: جملات عاشقانه, شهیدچمران, زیبایی هستی, اوج عرفان, فلسفه خلقت خدا
  مهدي  بیست و نهم اردیبهشت 1391  

خدايا كمكم كن

بايد بيشتركاركنم،از هوي وهوس بپرهيزم،قواي خودرا بيشتر متمركز كنم وازتواي خداي بزرگ  مي خواهم كه مرا بيشتركمك كني.

شهيددكترچمران

  مهدي  بیست و پنجم اردیبهشت 1391  

جاذبه ي خدايي

شهيد دكترچمرانازتومي گريزم،زيراجاذبه اي شديد حس مي كنم،تودرياي پاك و عميق وآرامي و من موج بي تاب وجوشان و خروشان.

آنجا كه مرا مي خواهي من مي گريزم و آنجا كه من به تو پناه مي برم،تو ازمن مي گريزي.توآسماني پاك وصاف و بي نهايت با آرامش خدايي كه تا بي نهايت امتداد داري و من شهابي آتشين و بي صبر و مضطرب كه حتي لحظات كوتاه عمر بردوشم سنگيني مي كند.

من كودكم تو مادري،ولي مي خواهي كه ازدامان پرمهرت دست بردارم و درمعركه هاي سخت زندگي آبديده شوم.

توخدا را مي شناسي و من مي خواهم ازراه توخدا را لمس كنم.

من شهيدم و تو شاهدي كه بر شهادت من شهود داري

منبع:عارفانه

 

دريافت كليپ صوتي متن

راست كليك نموده وگزينهsave target az  را انتخاب نمائيد.

حجم فايل:۶۵۷كيلوبايت 

 


برچسب‌ها: دست نوشته هاي شهيد چمران, كليپ صوتي, متن آهنگ, عكس شهيدچمران, آب نوشيدن شهيد چمران, شهادت, متن ادبي, متن عاشقانه
  مهدي  سیزدهم اردیبهشت 1391  

تنهايي

كليپ صوتي شهيدچمران

ستارگان به او چشمک می زنند،نسيم نجات مي وزد،آسمان درگوش او رمز حيات مي نوازد،خورشيد به خاطر او مي سوزد،ماه شمع شبهاي تاراو مي شود،امواج دريا او رابه ابدي مي برند،ابرها هماهنگ غمهاي دل او اشك مي ريزند،برگهاي درختان او را دوست مي دارند و به خاطرش مي رقصند،كوهها با او سخن مي گويند،غروب آفتاب بخاطر او نوري از زيبايي مي افروزد،گل بخاطر او مي شكفد،شمع بخاط او مي سوزد،پروانه بخاطر او خود رافدا مي كند......

آري او محو عالم وجود مي شود و عالم وجود نيز درمقابل او تعظيم مي كند و او راتسبيح مي نمايد.....

منبع:عارفانه

دریافت کلیپ صوتی متن

راست كليك نموده وگزينهsave target az  را انتخاب نمائيد.

حجم فايل: ۱۰۸۵كيلوبايت


برچسب‌ها: فايل صوتي دست نوشته ها, متن آهنگ, شهيد چمران, تنهايي, متن عاشقانه
  مهدي  دهم اردیبهشت 1391  

قلب محبوب

عجبا،ستاره ای که ازهرستاره ی دیگر درخشان تر است ولی آسمان ها او را می رانندوطاقت تحملش را ندارند-این ستاره بلند اینجا و آنجا سکنی می کند و خوش دارد که مدتی درمحلی بیارامد،اما همه او را می رانند و اوویلان و سرگردان ازنقطه ای به نقطه ی دیگر می رود....همه ی عمرش رفته است...بازهم خواهد رفت....

منبع:عارفانه

دریافت کلیپ صوتی متن

راست كليك نموده وگزينهsave target az  را انتخاب نمائيد.

حجم فايل: ۸۶۹كيلوبايت


برچسب‌ها: دستنوشته ها, متن خوانده, متن آهنگ شهید چمران, عارفانه
  مهدي  هشتم اردیبهشت 1391  

زاده ی طوفانها
 

زاده طوفان

 

من زاده طوفان ها و موج دریاهایم،من حیات خود رامدیون آتشفشان ها و صاعقه ها هستم.آنگاه که طوفان خاموش شود و دریا آرام گردد،دیگر اثری از من وجود نخواهد داشت....

منبع:عارفانه

 

 

دریافت کلیپ صوتی متن

راست كليك نموده وگزينهsave target az  را انتخاب نمائيد.

                                                      حجم فايل:۱۶۹۲كيلوبايت

 


برچسب‌ها: فایل صوتی دستنوشته شهید چمران, متن آهنگ, دست نوشته ها, کتاب عارفانه
  مهدي  هشتم اردیبهشت 1391  

خطايي بزرگ

اسلحه و انقلاب و حتي شهادت،بخودي خود نبايد مورد تقديس قرارگيرد،بلكه آنچه مهم است غلبه بر غرور و مصلحت پست مادي وايمان به ارزشهاي الهي است.

دلنوشت:حركت درمسيرشهادت و مبارزه هم صرفا به منظور شهيد شدن و مبارزه كردن خطاست.بلكه همه بايد درمسيررضاي پروردگاروبندگي باشد.چه بسيار كه دراين مسيرباريك دچاراشتباه و خطا شده ايم و چه دردناكتركه خود هم نمي دانيم.

منبع:خدابود و ديگر هيچ نبود

  مهدي  بیست و هشتم فروردین 1391  

برهه حساس انقلاب

از خداي بزرگ مي‌طلبم که راه و رسم علي را هر چه بيشتر مقابل ديدگان ما قرار دهد .

از خداي بزرگ مي‌طلبم که توفيق درک مدينه‌ي فاضله‌اي را که علي مي‌خواهد به وجود بياورد ، مدينه فاضله‌اي را که عدل و عدالت بر آن مستقر شود ، مدينه فاضله‌اي را که ظلم و ستم براي هميشه ريشه کن شود و امام زمان آن را اداره کند به ما عطا فرمايد .

از خداي بزرگ مي‌طلبم که همه‌ي ما را هدايت فرمايد ، و ما را از مصلحت طلبي ، خود خواهي ، غرور و تکبر نجات بخشد و راه راست را در مقابل ما روشن بنمايد .

دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب ما را از ابرقدرت‌ها که در خليج فارس عليه ما مي‌جنگند و عمال داخلي آن‌ها را نابود گرداند . منافقيني را که در ميان ما توطئه افروزي مي‌کنند و آتش مي‌افروزند همه را رسوا گرداند .

از خداي بزرگ مي‌طلبم که امام امت ما را که نماينده امام زمان است ، سلامتي و طول عمر عطا فرمايد .

منبع:زیباترین سروده هستی

  مهدي  بیست و پنجم فروردین 1391  

تجارت باخون شهیدان
 

ازکسانی که باخون شهیدان تجارت می کنند ،متنفرم،نمی توانم ببینم که ارزش های الهی و حتی قداست انقلاب،بازیچه سیاستمداران و تجارماده پرست شده است.(شهید دکترچمران)

زيرنوشت:چه بسياراز مانيزكه اينگونه بايد خطاب شويم ،ماكه ادعاهايي گزاف و دهان پركن به نام انقلابي داريم ولي اكثر وقت خود رابراي زندگي و رفاه خود و مصلحت شخصي مي جنگيم و مقداري ناچيز ازوقت خود را درراهي به نام راه خدا با فخر و اكراه قرارمي دهيم.

دل نوشت:خدايا مارادرراه خودبپذير به هرصورتي كه خودت مي داني ،حتي با سخت ترين سيلي ها مارا به خودآور،آمين يا دليل المتحيرين.


برچسب‌ها: تجارت باخون شهیدان, جملات ناب چمران, دستنوشته های شهید چمران, شهید, انقلاب نماها
  مهدي  بیستم فروردین 1391  

ازجبل عامل
 

من از جبل عامل آمده‌ام؛ سرزميني که ابوذر غفاري، يار صديق پيامبر بزرگ براي اولين بار اسلام راستين را به مردم آن منطقه تبليغ کرد و مسجدي براي عبادت خدا بنا نمود که هم اکنون در "ميس جبل"، به نام ابوذر غفاري معروف است. جبل عامل، سرزمين تشيع، سرزمين ولايت علي(ع)، سرزمين شهيد اول و شهيد ثاني که افتخار تاريخ شيعه است. سرزمين شيخ بهاءالدين عاملي و دانشمندان و متفکران بزرگي که دنيا را منور کرده‌اند

انقلاب مقدس اسلامي ايران آنچنان پاک و خالص است که مي‌بايستي سرمشق ديگران قرار گيرد، نه آنکه انقلابي‌نماهايي، اسلوب سراسر دروغ و خدعه و نيرنگ و سياست‌بازي خود را بر ما تحميل نمايند. شناخت اين روشها و خط‌مشي‌ها و آشکار ساختن حقايق آنها وظيفة من است؛ چرا که سالها در کنار اين سياستمداران حرفه‌اي زيسته‌ام و عليه توطئه‌هاي آنان به مبارزه برخاسته‌ام و به خواست خداي بزرگ، براساس خط مکتبي اسلام، خداوند ما را پيروز گردانيد.

زیرنوشت:چمران وظیفه خود را اینگونه معرفی کرد و پایش ایستاد،آیا ماهم وظایفمان را تعریف کرده ایم وچقدرپای وظیفه خود ایستاده ایم!!؟

....ادامه مطلب

  مهدي  هفتم فروردین 1391  

چمران با چه هدفی مناجات هایش را می نوشت؟
خیلی وقت ها بود که نمی دانستم چمران با چه هدفی مناجات های خودش را روی کاغذ می نوشت. مناجات اگه با خدا بود دیگر چه نیازی به نوشتن بود تا اینکه این دست نوشته را دیدم: از اینکه راز و نیاز خود را با خدای خویش فاش می کنم احساس گناه می کنم؛ زیرا رنگی از غرور و خودخواهی بر آن می تابد و از اخلاصش می کاهد این گناه و عذاب را بر خود تحمل می کنم، فقط به خاطر اینکه شاید دل دردمند دیگری با این راز و نیازها هماهنگ شود و خود را در این عالم بزرگ، غریب نیابد و لحظه ای از تنهایی به درآید.
                                                                  
  امیرحسین  بیست و پنجم اسفند 1390  

  مهدي  هجدهم بهمن 1390  

  مهدي  هجدهم بهمن 1390  

خاصیت ذکرخداوندازدیدگاه شهید دکترچمران
 

اصولاً بايد بدانيم که چرا قرآن کريم و رسالت اسلامي ما تا اين قدر به ذکر خداي بزرگ تأکيد مي‌کند . ذکر چه مفهومي دارد ؟ ذکر به اين معناست که صفات عاليه‌ي خدا را تسبيح کنيم . صفات خدا چه صفاتي هستند ؟ عدل و عدالت ،‌حق و حقيقت ، جلال ،‌جمال ، رحمان ، رحيم ، خلاقيت و اين‌ها صفات خداي بزرگ هستند که اين انسان مي‌گويد که خداي منزه است ، پاک است ، خداي بزرگ رحمان است ، رحيم است ، اين صفات خدايي را بازگو مي‌کند . چرا بازگو مي‌کند ؟


برچسب‌ها: اهمیت ذکر, اهمیت تسبیح خداوند, دیدگاه شهید چمران, نگاه شهید چمران, دکترچمران, چمران, ذکرخداوند, نگاه عاشقانه, عشق خدا, مناجات شهید چمران, مناجات های شهدا, رضای خداوند, شناخت خدا, بندگی خداوند
  مهدي  چهارم بهمن 1390  

گناه ظلم

 

شهيد چمران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدایا! هدایتم کن! زیرا می‏دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا! هدایتم کن! زیرا می‏دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا! هدایتم کن! که ظلم نکنم، زیرا می‏دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.
خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه‏ای است.
خدایا! ارشادم کن که بی‏انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.
خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بی‏احترامی به یک انسان، همانا کفر خدای بزرگ است.
خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فریب زرق و برق عالم خاکی، مرا از یاد تو دور نکند.
خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان‏ها هستم، به من دیده‏ای عبرت‏بین ده، تا ناجیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.
خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند می‏دهم که مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهی.
خدایا! می‏خواهم فقیری بی‏‏نیاز باشم، که جاذبه‏های مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.
خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم.
خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏کشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.
خسته ‏ام، پیر شده‏ام، دل‏شکسته‏ام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏کنم که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‏کنم، و می‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.
خدایا! به سوی تو می‏آیم، از عالم و عالمیان می‏گریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

دانلود عكس نوشته


برچسب‌ها: دستنوشته, شهيد چمران, عكس نوشته شهيد چمران, ظلم نابخشودني
  مهدي  نوزدهم دی 1390  

فقیر بی نیاز
پوستر شهید چمران

خدایا! اکنون احساس می‏کنم که در دریایی از درد غوطه می‏خورم، در دنیایی از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدی که اگر آسمان‏ها و زمین را و همه ثروت وجود را به من ارزانی داری به سهولت رد می‏کنم، و اگر همه عالم را علیه من آتش کنی، و آسمانی از عذاب بر سرم بریزی و زیر کوه‏های غم و درد مرا شکنجه کنی، حتی آخ نگویم، کوچکترین گله‏ای نکنم، کمترین ناراحتی به خود راه ندهم، فقط به شرط آنکه ذکر خود را، و یاد خود را و زیبایی خود را از من نگیری، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاری، به شرط آنکه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است تا احساس لذت کنم، و همه دردها و شکنجه‏ها را به جان و دل بخرم، و اثبات کنم که عزت و ذلت دنیا برای من یکسان است، لذت و درد دنیا مرا تکان نمی‏دهد و شکست و پیروزی مادی در من تأثیری ندارد.

دانلود با کیفیت بالا

  مهدي  بیست و چهارم آذر 1390  

الشهيد القائد مصطفى شمران (مسيرة قائد 2 ) من افواج المقاومة اللبنانية امل

 

في ذكرى ولادة مصطفى شمران ( جمران)

مصطفي في ويكي پديا

...................................................................................................

 

ونقرأ من مذكراته:

"لقد كنت أحيا حياة رغدة في أمريكا، وكنت أملك شتى الإمكانات، ولكني طلقت اللذائذ ثلاثاً وذهبت إلى جنوب لبنان حتى أعيش بين المحرومين والمستضعفين وأتذوق فقرهم وحرمانهم وافتح قلبي لاستقبال آلام وهموم هؤلاء البؤساء. لقد أردت أن أظل دائماً في مواجهة خطر الموت تحت القنابل الإسرائيلية، جاعلاً لذتي الوحيدة في البكاء وأنا أبث السماء أهاتي الحارقة في سكون الليل وظلمته، وحيث إنني عاجز عن مد يد العون لهؤلاء المظلومين المسحوقين فيمكن أن أواسيهم بالحياة بينهم كما يعيشون فاتحاً أبواب قلبي لاستقبال حزنهم وشقائهم. لقد أردت ألاّ أحشر في هذه الحياة الدنيا مع زمرة أولي النعمة والجائرين وألاّ أتنفس من أجوائهم وألاّ أقرب لذائذهم وألاّ أبيعهم علمي وفكري في مقابل حفنة من المال ولحظة من لذة الحياة".



ولأن الشهيد القائد جاء إلى لبنان بنية إقامة قواعد للجهاد، فإنه توجه منذ اللحظة الأولى إلى أقصى نقطة في الجنوب إلى قاعدة الإمام القائد السيد موسى الصدر مدينة "صور" وأخذ على عاتقه إدارة المدرسة الصناعية في مؤسسة جبل عامل ــ البرج الشمالي على بعد خمسة كيلومترات من "صور" بجوار المخيمات الفلسطينية. وكان اليتامى من أبناء الشيعة اللبنانيين يدرسون في هذه المدرسة، وهم الذين صاروا فيما بعد الكوادر الأصلية للخط الأول في المقاومة الشيعية ضد الكيان الصهيوني.

وفي المدرسة الصناعية لجبل عامل كان التلاميذ يدرسون العلوم ويتعرفون تكنولوجيا العصر ويتدربون في الورشات المختلفة التي بناها الشهيد شمران بنفسه، كما يؤدون فيها بعض الأعمال لسد حاجتهم المالية، مما كان سبباً في نمو تجربتهم العلمية. وكان هؤلاء الشباب هم الذين قاوموا ببسالة الاجتياح الإسرائيلي لجنوب لبنان، ولاشك أن اسم هذه المدرسة وهؤلاء الشباب قد بات محفوراً على صفحات تاريخ الكفاح في لبنان كنموذج بارز للشجاعة والتضحية والإيمان.

ولأن هذه المدرسة كانت تقع بجوار المخيمات الفلسطينية مع وجود الأهداف المشتركة والشعور بالصداقة الحميمة من جانب الدكتور جمران، فإنها قدّمت خدمات جليلة لهذه المخيمات لدرجة أن منظمة الأمم المتحدة بعثت برسالة تقدير خاصة للدكتور الشهيد.

وفي لبنان كان سماحة القائد الإمام موسى الصدر قد بدا نشاطاته الثقافية والاجتماعية الواسعة منذ سنوات بغية إحقاق حقوق الشيعة المحرومين في لبنان وإعادة العزة والكرامة إليهم، حيث كانوا يخجلون في إظهار تشيعهم ويتقمصون شخصية أخرى بطرق ووسائل مختلفة من قبيل الزواج من غير الشيعة أو محاولة الحصول على بطاقة للعضوية في أحد الأحزاب اليسارية. وكان وجود شاب مثقف ومناضل وواعٍ ومنظم وجذاب كالدكتور شمران بجانب سماحة القائد الإمام موسى الصدر في مثل هذه الظروف من شأنه أن يؤدي دوراً مفعماً بالأمل والشجاعة والحركة على هذا الطريق الوعر المليء بالعقبات.

ولادة أفواج المقاومة اللبنانية امل



كان الشيعة اللبنانيون يشكلون أكثر من ثلث مجموع السكان في لبنان، ولكن أحداً لم يكن يعيرهم اهتماماً آنذاك، وكانوا محرومين من أغلب الامتيازات القومية. إذ أن من يمثلهم ( من الإقطاع السياسي ) كان نقمة للطائفة ،ومن المعلوم أن لبنان بلد تسكنه قوميات مختلفة تعتنق مذاهب متعددة ولها ثقافات متباينة، فهناك المسلمون (شيعة وسنة) وهناك المسيحيون (مارونيين وأرثوذكس وأرامنة وسواهم) وهنالك أيضاً الدروز.. وما عدا ذلك. وكانت كافة هذه القوميات في تلك الفترة لديها تشكيلات ومؤسسات سياسية ودينية مستقلة ماعدا الشيعة، وهنا أتت مطالبة الإمام القائد بإنشاء مجلس إسلامي شيعي أعلى للطائفة ، إلى أن خضع الحكام في لبنان لمطلب الإمام القائد بعد نضال متواصل في هذا المجال، فبرز إلى الوجود لأول وهلة "المجلس الشيعي الأعلى في لبنان" برئاسة القائد الإمام السيد موسى الصدر .
وكان الشيعة هم الوحيدين في لبنان الذين يعيشون بيد عزلاء، فلم يكن باستطاعتهم الدفاع عن حقوقهم المستلبة، وذلك في وقت كان العدو الصهيوني قد ركز كل هجماته على المناطق المحرومة في الجنوب بشكل عام. وعلى هذا فقد تأسست "حركة أمل" المباركة المنبثقة عن "حركة المحرومين" التي كانت حركة شعبية مدافعة عن "المجلس الشيعي الأعلى". وكان الدكتور شمران من المؤسسين مع سماحة القائد المغيب .

يقول الدكتور شمران موضحاً بداية نشاطاته حتى تشكيل حركة أمل:

"كانت توجد مدرسة باسم مدرسة جبل عامل الصناعية في جنوب لبنان، وكانت تسمى أيضاً بالمدرسة المهنية، وقد أصبحت مديراً لهذه المدرسة الواقعة بجوار أحد المخيمات الفلسطينينة، وهو أكبر هذه المخيمات في جنوب لبنان... كما أسسنا أيضاً اتحادات إسلامية في لبنان على غرار الاتحادات الإسلامية الموجودة في أمريكا وأوربا. وكان الشباب الشيعة في لبنان من أفضل الشبان، حيث عملت معهم على المحور الايديولوجي لمدة عامين، وهو النشاط الذي تفتق عن تأسيس "حركة المحرومين" فيما بعد. أي أن هؤلاء الشباب كانوا هم العمود الفقري لحركة المحرومين الكبرى. وقد نظمت حركة المحرومين عدة تظاهرات واسعة، ومنها تظاهرات بعلبك التي شارك فيها خمسة وسبعون ألف شاب مسلح، وكذلك تظاهرات مدينة صور التي شارك فيها مائة وخمسون ألف مسلح، وأقسم فيها الشيعة اللبنانيون على مواصلة طريق الجهاد من أجل إحقاق حقوقهم المسلوبة حتى آخر قطرة من دمائهم. وهذا هو أحد نماذج النشاط السياسي لحركة المحرومين. وعندما تفجر الصراع في لبنان، وامتلأت الساحة بالمسلمين من شتى الاتجاهات، ولم يكن بوسع أية طائفة سوى التسلح حفاظاً على البقاء، فإن حركة المحرومين أقدمت على تشكيل حركة عسكرية باسم "أمل" التي كانت في الواقع هي الفرع العسكري لحركة المحرومين. وكنّا قد انتقينا أعضاء حركة أمل من بين أفضل الأشخاص كفاءة وتديناً من المتخرجين في دورة إعداد الكوادر. واستطيع أن أقول حقاً بان شباب حركة أمل هم الذين تعرف معظمهم الإسلام الصحيح وانطلقوا في جهادهم على هذا الأساس".

بدء الصراعات الداخلية



ولم يكد يمضي سوى أربعة أعوام على بدء الدكتور شمران لنشاطاته حتى اشتعل فتيل الصراع والحروب الداخلية في لبنان.

وفي الحقيقة فإن هذه الحروب كانت هي التي مهدت الطريق أمام (العدو الصهيوني) لاجتياح لبنان، وكانت هي التي أضافت المزيد من الحرمان والفقر لأوضاع الشيعة؛ كما كانت هي التي حركت الحرب الطائفية، وأوقعت الصدامات بين الشيعة والعناصر اليسارية المأجورة للعراق أو للمنظمات اللبنانية والفلسطينية العميلة من جهة أخرى. ولقد ازدادت الأمور سوءًا فيما بعد، حيث اسفرت هذه المأساة عن خلافات وانشقاقات في الصف الوطني اللبناني المناوئ للعدو وحرف أنظار الوطنيين عن الفتنة والاعتداءات الإسرائيلية، ولهذا فإن النهضة والانتفاضة المقاومة في لبنان اللبنانية ضد العدوان قد تحولت على الأثر إلى حركة شعبية بدون أدنى أثر للدور المؤثر والفعال للتنظيمات السياسية والعسكرية السابقة.

وكان رفض الإمام القائد السيد موسى الصدر لهذه الصراعات والحروب الداخلية ينبع من التأكيد على أن البندقية يجب أن تتوجه إلى صدر العدو الصهيوني ، وهذا ما كان يؤمن به الشهيد شمران ، وهذا ما أكده الأخ الرئيس الحاج نبيه بري غلا أن الظروف التي جعلت من الحركة طرفاً للصراع كان أمراً مفروضاً وكان بمثابة كأس مر تجرعته الحركة وأرغمت على الدخول في هذه السجالات .

حيث يقول الشهيد شمران في كتابه (لبنان):

"إن إيماني بالثورة هو الذي دفعني لاتخاذ خطوة على هذا الطريق مما عرضني دائماً للخطر والموت، غير أنني لم أكن لأخشى الموت مع إيماني بالهدف وتحرير فلسطين؛ ففتحت ذراعيّ لاستقبال شتى المخاطر، على أنني لم أعد أؤمن اليوم بهؤلاء الثوار، ولم أعد راضياً ولا مقتنعاً، فلقد فقدوا شخصيتهم الثورية، ولا أعتقد أنهم يهدفون إلى تحرير فلسطين.

وكلما حاولت إرضاء نفسي وإقناع قلبي بأن المقاومة الفلسطينية هي تلك الشعلة المقدسة التي ينبغي الحفاظ عليها من أجل تحرير البشر والسهر على بقائها بالقلب والنفس والروح، فإنني لا أستطيع ذلك، وللأسف، أو على الأقل أجدني أخدع نفسي وأهيم في خيالات الثورة المعسولة وأتمنى أن أتجرع كأس الشهادة الأوفى". وهاهو يشتكي إلى الله قائلاً:

"يا إلهي، إننا نتحمل كل هذا الظلم والعسف والتهاجم والتهم بصدر رحب وفي سبيلك ومن أجل تحقيق الهدف المقدس وهو تحرير فلسطين، ولسوف نظل بجانب الفلسطينيين رغم كل ذلك دون أن ندخر جهداً في بذل شتى ألوان التضحية على طريق تحرير فلسطين".

ولقد عملت أيادي التفرقة الصهيونية من جهة وخيانة العملاء المارونيين والفلسطينيين من جهة أخرى على إيجاد جو قاتل وباعث على القنوط لدرجة أن الشهيد جمران يصور ذهاب آماله مع الريح في بعض كتاباته، فيقول:

"يا إلهي، لقد شددت الرحال إلى هذه البلاد تحدوني الطموحات الكبرى؛ تلك الطموحات النقية والمقدسة والإلهية التي لا يشوبها شيء من حب النفس أو الاندفاع.

لقد كنت أرجو أن أبذل نفسي في سبيل الثورة الفلسطينية كوثيقة على تحرير فلسطين.

وكنت آمل أن أحج إلى القدس سيراً على الأقدام وأسجد هناك لله تعالى شكراً على لطفه ورحمته.

وكنت أحلم أن أجاهد في سبيل الحق والعدل وأن أكون خلاًّ وعوناً للمحرومين والبؤساء والمساكين.

وكنت أرجو…

كنت أرجو أن أكون شمعة تحترق من أعلاها إلى أسفلها حتى أدفع الظلمة إلى الانقشاع ولا أدع مجالاً للكفر والجهل والظلم للسيطرة على الوجود…

وأما الآن، فقد تخليت عن الآمال، واستسلمت للقضاء والقدر بقلب مصدوع يائس.

أخطو نحو الموت فقيراً بائساً بعد أن أدركت بأنني أيضاً لم أكن أفضل ولا أرفع منهم خلال كل هذا التاريخ المشحون بالآلام".

وتعتبر بعض حكايات كتاب "لبنان" التي عايشها الشهيد شمران بنفسه على قدر من الألم والشجاعة بحيث تصلح كل منها لإنتاج فيلم رائع ومؤثر حول الشهامة والشجاعة والحرمان والمظلومية التي تميز الشيعة اللبنانيين.

ومن ذلك قصة (النبعة) والحصار الذي فرضه عليها الكتائب لعدة أشهر، وذكريات الشهيد جمران حول تلك المنطقة ومسجدها وقاعدتها لإعداد الكوادر ومستشفاها، وكذلك قصة شارع أسعد الأسعد في منطقة الشياح وإقدامه على إنقاذ طفل وأمه في براثن الموت، وأيضاً ملحمة بنت جبيل.

اختفاء الإمام القائد السيد موسى الصدر



في يوم 31 أب 1978م وقعت حادثة اختطاف الإمام القائد السيد موسى الصدر الذي كان بمثابة قاعدة محكمة وضمانة قوية للبنان والمنطقة؛ وكان ذلك على أعتاب انتصار الثورة الإسلامية في إيران، وفي تلك الأيام كان الشهيد شمران يحترق بنار الحسرة والألم على اختفاء الإمام القائد السيد موسى الصدر من ناحية، ومن ناحية أخرى فانه كان هائماً في حب انتصار الثورة الإسلامية . وكان هذا الاحتراق والشوق اللذان تتجلى فيهما العاطفة والشعور بالمسؤولية يمثل كل منهما أملاً غالياً بالنسبة له؛ فبينما كان يبذل المساعي لتقصي حقيقة اختفاء الإمام القائد السيد موسى الصدر، كان في نفس الوقت متأهباً للقيام بدوره كقائد حركي في انتصار الثورة الإسلامية؛ فقد قام هو ومجموعة كبيرة من مجاهدي الحركة بالمزيد من التحريات حول اختفاء الإمام القائد السيد موسى الصدر ثم ما لبثوا أن أوقفوا الإمام الخميني (قده) على نتيجة هذه المساعي، كما بعث به الإمام عدة مرات عندما كان مقيماً في نوفل لوشاتو كممثل له إلى ليبيا من أجل تقصي لأمور، ولكن بلا جدوى للأسف.

لقد كان دائماً ما يوجه الأنظار قدر استطاعته إلى مظلومية المحرومين في لبنان، وينادي بعظم المسؤولية الإسلامية والوطنية تجاه قضية الإمام القائد السيد موسى الصدر. ولهذا فإنه نظم عدداً من الاضرابات العامة والتظاهرات الواسعة في لبنان بهذا الصدد، كما نظمت مسيرة كبرى من بيروت إلى دمشق بقيادة سماحة المفتي الجعفري الممتاز العلامة المجاهد الشيخ عبد الأمير قبلان والشهيد القائد شمران لدى اجتماع عدد من قادة ورؤساء الدول الإسلامية في سوريا. ألاّ أن كافة هذه المحاولات والتحديات لم تسفر عن نتيجة واضحة، ومازال مصير هذا الزعيم الإسلامي مجهولاً.

بداية انتصار الثورة الإسلامية في إيران



كانت الثورة الإسلامية في إيران تخطو كل يوم خطوة جديدة نحو النصر؛ فقد لاذ الشاه بالهرب من إيران وعاد الإمام الخميني (قده) إلى أرض الوطن بعد خمسة عشر عاماً من النفي والجهاد. ولأنه كان من المتوقع أنه لا مفر من وقوع صراعات دموية في المراحل الأخيرة من الانتصار بين المناضلين والمجاهدين من جهة وبين الماكينة العسكرية للنظام من جهة أخرى، فإن الدكتور شمران ومعه عدد من شباب الحركة المجاهدين الذين أنهوا تدريباتهم العسكرية في لبنان أخذوا يتأهبون للعودة مع الشهيد شمران إلى إيران. وكأن التاريخ كان يمر دفعة واحدة في تلك الأيام، حيث كان كل يوم يعادل عاماً كاملاً من الأحداث؛ فقد وقعت صدامات دموية في العشرين وحتى الثاني والعشرين من بهمن، وأعرب خمسمائة من شباب الحركة المجاهدين المتحمسين والمشتاقين عن رغبتهم في الانضمام إلى إخوانهم الإيرانيين. يقول الشهيد الدكتور شمران:

"لقد فكرنا نحن أيضاً في إعداد خمسمائة من مقاتلي حركة "أمل" والنزول إلى ساحة المواجهة، فتحدثنا مع الحكومة السورية التي أبدت استعدادها لأن تضع تحت تصرفنا طائرة مع ما يلزمنا من معدات حتى نهبط بهذا العدد من مقاتلي أمل حيثما شئنا حتى لو كان ذلك في "فرح آباد" أو في وسط شوارع طهران. وكنت أنا المسؤول عن هذه العملية لأخوض بهؤلاء المقاتلين مع ما لدينا من معدات غمار المعركة. وليس بوسعي التعبير عما كان يشعر به هؤلاء الشباب من شوق وحرارة وعاطفة للقدوم إلى إيران والاستشهاد بجوار إخوانهم الإيرانيين. وكما تعلمون فإن المواجهة في طهران لم تستمر لأكثر من أربع وعشرين ساعة، وربما أقل من ذلك، حيث لاذ الطاغوت بالفرار وانتصر الشعب. ولهذا فلم تتح الفرصة أمام هؤلاء المقاتلين الذين هم من خيرة نجوم الحرب ولا سيما الحرب الفدائية للمجيء إلى إيران والمشاركة في المواجهة بجانب إخوتهم الإيرانيين".

وفي خضم انتصار الثورة الإسلامية، وانضماماً إلى أمواج المد الثوري العارم، فقد أبرق الدكتور شمران إلى أحد أعضاء الحكومة المؤقتة بضرورة إعلامه بالقدوم فيما إذا كان وجوده في إيران مفيداً. ولكن، وفضلاً عن عدم الرد على هذه المخابرة، فإنهم حجزوا الشهيد شمران عندما جاء برفقة اثنين وتسعين من الشخصيات اللبنانية بمن فيهم علماء الشيعة والسنة وممثلون عن المقاتلين من الحركة لمقابلة الإمام الخميني في إيران لمدة ثماني ساعات داخل الطائرة في مطار مهرآباد للحصول على تأشيرة الدخول (رغم إرسال عدد من التلكسات من داخل الطائرة). وأخيراً عاد الشهيد شمران إلى أرض الوطن بعد اثنين وعشرين عاماً من الهجرة والمنفى مفتتحاً هذه العودة بلقاء الإمام الخميني. وكان هو أفضل رسول قادم من لبنان حاملاً معه الكثير من أسرار وألغاز هذا البلد. وفي الشهور الأولى من عودته إلى إيران نُظمت له عدة لقاءات لإلقاء سلسلة من الأحاديث في المحافل المختلفة حيث كان محور خطاباته شجاعة وبطولة مجاهدو حركة أمل وما عانوه من مظالم وآلام وما قدموه من شهداء.

يقول الشهيد شمران في كتابه "لبنان":

"إنني قادم من جبل عامل، حيث دعا الصحابي الجليل أبو ذر الغفاري إلى الإسلام الصحيح هناك ولأول مرة، وبنى في تلك الديار مسجداً لعبادة الله الواحد…

إنني قادم من جبل عامل الذي عانى سكانه من الظلم طوال 1400 عام من تاريخ الإسلام.. إنني مندوب المحرومين في جنوب لبنان الذين يحترقون كل يوم بنيران المدفعية الثقيلة وقنابل الطائرات الإسرائيلية. لقد جئت من أرض أبيد أكثر من نصفها بشكل تام…

جئت لأرفع صرخة الشيعة اللبنانيين المدوية تحت سماء إيران العالية. إنني آهة اليتامى المعذبين الموجعة الذين يستيقظون من شدة الجوع عند انتصاف الليل بلا يد رحيمة تمسح عن قلوبهم العناء. إنهم يعيشون رهن الخوف من الظلمة والوحدة دون أن يجدوا صدراً دافئاً يأوون إليه. إنني أنة الفجر المنبجسة من صدور الأرامل المحترقة، مرفرفاً ذات اليمين وذات الشمال مع نسيم السحر بحثاً عن الأفئدة والضمائر الحية، وعندما يعروني التعب فأسقط يائساً خالي الوفاض من الأمل، أتحول إلى قطرة من الدموع تتساقط كالأنداء على حافة الأوراق.

إنني أمل ذوي القلوب الحية الساهرين على العدل والانصاف، وإنني هارب من كل هذا العالم الغارق في الظلم، وكلي أمل في النصر الذي سيتحقق بظهور المهدي (عج) الذي سيملأ الأرض قسطاً وعدلاً".

إن هذا الاهتمام الخاص الذي يوليه لشيعة لبنان وتاريخهم المفعم بالعناء والشقاء والذي هو جزء من الثورة الإسلامية يثير حساسية أولئك الذين ربما كانوا تحت سيطرة التجار من القادة الفلسطينيين فيثيرهم عليه تذكره للشيعة اللبنانيين حتى في إيران. فيكتب الشهيد شمران قائلاً بهذا الصدد:

"إن البعض يتهمونني بالاهتمام الفكري بالدول الأجنبية ووضع مصالح إيران تحت التأثير الأجنبي، ويقولون بأنه يجدر بي صب كل اهتمامي على إيران دون سواها كلبنان وغيره من الدول:

أولاً: إن اهتمامي وقلقي الشديد يتعلق بإيران ، فأوضح أن أخطار الثورة تهددنا وإنني أتحدث عن هذه المواضيع حفاظاً على إيران.

ثانياً: إنني أمضيت في لبنان ثمانية أعوام كانت مزيجاً من العناء والمخاطر وصراع الموت والحياة والشهادة؛ فلو كان ثمة من يريد أن يعرف شيئاً عن لبنان والإمام القائد السيد موسى الصدر فإنني أفضل مصدر مطلع للراغبين. وإن الذي يثير دهشتي هو تأثر البعض بكتابات اليساريين واليمينيين وعملاء الأجانب"


 


برچسب‌ها: الدكتور, الدكتورجمران, شهيد القائد, مصطفي شمران, حركت الاسلاميه, ثوره الاسلاميه, ثوره العربي, الجنبش العربيه, مقاومه في لبنان, جنش الامل, حركه اللبناني, شهيد الايرانية, ثورة المصرية
  مهدي  نهم آبان 1390  

شب قدرچمران
 

چه فرخنده شبی بود شب قدر من ،شبی که تا صبح اشک می ریختم و تا اعلی علیین صعود می کردم از شب تا به صبح می راندم .راه درازی بود .

از میان درختها و کوهها و جنگلها می گذشتم ،نورافکن ماشین ،جاده را روشن می کرد و در میان نهری از نور عبور می کردم .شبی که خدا در وجود من حلول کرده بود و شبی که آتش عشق ،همه گناهان را سوزانده بود ،شبی که پاک و معصوم ،همچون پاکی آتش و عصمت یک کودک ،با خدای خود راز و نیاز می کردم .

  مهدي  چهارم آبان 1390  

  مهدي  سوم آبان 1390  

من ممکن است نتوانم......

چمران

من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم

                                                         ؛ولی با همین روشنایی کوچک ؛

فرق ظلمت ونور وحق وباطل را نشان میدهم

                                             وکسی که به دنبال نور است  

؛این نور هرچند کوچک باشد ؛

                                در قلب او بزرگ خواهد بود

  سحر  بیست و دوم مهر 1390  

دانلود مناجات شهيد چمران

دانلودمناجات شهيد چمران درقالب فلاش

تصویرمتحرک شهید چمران

 

 

 

 

 

خدايا 

تومرااشك كردي كه همچون باران برنمكزارانسان ببارم
تو مرادرد و رنج كردي كه همنشين محرومان و دلشكستگان باشم
تو مرا عشق كردي كه تادر قلبهاي عشاق بسوزم
 
 
خدايا
تاروپود وجود مرا با غم و درد سرشتي
تو مرا با آتش عشق سوختي
درطوفان حوادث ساختي و پرداختي
 
 
 
 
                                   برای شنیدن مناجات به ادامه مطلب مراجعه نمائید
 

حجم فايل:۴۰۶كيلوبايت

دانلود

کدپخش دروبلاگ یا سایت

دانلود


برچسب‌ها: کدپخش صدای شهید چمران, کدپخش دروبلاگ, کدآهنگ
  مهدي  بیستم مهر 1390  

شمع
 

بازچمران

دانلود تصوير باكيفيت بالا

خدايا ، من شمعم ، مي سوزم تا راه را روشن کنم ، فقط از تو مي خواهم تا وجود مرا تباه نکني و اجازه دهي تا آخر بسوزم و خاکستري از وجودم باقي نماند .

خدايا ، من دلسوخته ام ، از دنيا وارسته ام ، از همه چيز خود دست شسته ام ، و ديگر از کسي و چيزي بيمي ندارم ، و دليل ندارد که تسليم ظلم و کفر شوم ، و خدا را به طاغوت بفروشم . من مي سوزم تا راه حق را روشن کنم و همه قيود و بندها را بريده ام که آزادانه در معرکه حيات جولان دهم . ...

  مهدي  هجدهم مهر 1390  

سکوت آسمان شب
 

سكوت شب چمران

خوش دارم در نيمه هاي شب درسكوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم با ستارگان نجواكنم و قلب خودرا به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم آرام آرام به عمق كهكشان ها صعود نمايم محو عالم بي نهايت شوم ازمرزهاي عالم درگذرم ودروادي فنا غوطه ورشوم و جز خدا چيزي را احساس نكنم.

 

  مهدي  پانزدهم مهر 1390  

وجوداشک
 

وجودم اشك شده است همه ي وجودم از اشك مي جوشد ميسوزد و خاكستر مي شود . اشك شده ام و ديگر هيچ ...

اجازه بده كه در راهت قرباني شوم برخاك ريخته شوم از وجود اشكم غنچه اي بشكفد كه نسيم شمال و عرفان و فداكاري از آن سرچشمه بگيرد...

  مهدي  چهاردهم مهر 1390  

فراق عشق

عشق مثل چمران

 

 

 

كسي كه عاشق مي شود قلبش مي سوزد به فراق مبتلا ميشود حاضراست كه حيات و هستي خويش را به خطراندازد وارد آتش شود هر شكنجه اي راتحمل كند به شرط آنكه به وصال معشوق خود برسد...

 

دانلود تصوير باكيفيت بالا


برچسب‌ها: جملات ناب, شهيددكترچمران, دست نوشته شهيد چمران, شب قدرچمران, آتش عشق
  مهدي  یازدهم مهر 1390  

من اه صبحگاهم


من آه صبحگاهم

" من فریادم! که در سینه مجروح جبل عامل در خلال قرنها ظلم و ستم محفوظ شده ام. من ناله دلخراش یتیمان دل شکسته ام که درنیمه های شب از فرط گرسنگی بیدار می شوند و دست محبتی وجود ندارد که برای نوازش آنها را لمس کند، از سیاهی و تنهایی می ترسند. آغوش گرمی نیست که به آنها پناه بدهد. من آه صبحگاهم که از سینه پر سوز بیوه زنان سرچشمه می گیرم و همراه نسیم سحری به جستجوی قلبها و وجدانهای بیدار به هر سو می روم و آنقدر خسته می شوم که از پای می افتم. نا امید و مأیوس به قطره اشکی مبدل می شوم و به صورت شبنمی در دامن برگی سقوط می کنم. من اشک یتیمانم که دل شکسته در جستجوی پدر و مادر به هر سو می دوند، ولی هر چه بیشتر می دوند کمتر می یابند. وای به وقتی که یتیمی بگرید که آسمان به لرزه در می آید."

  سحر  نهم مهر 1390  

درد

خدایا! تو را شكر می‏كنم كه مرا با درد آشنا كردی تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كیمیایی درد پی ببرم، و «ناخالصی»های وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏های نفسانی خود را زیر كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس كشیدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پی ببرم و موجودیت خود را حس كنم


بدون شرح         تصاویردردناک ازکودکان سومالی

f3e9fc213416f47a466ab500f421eed4-300

  مهدي  بیست و هشتم مرداد 1390  

انقلابی کیست؟

انقلابی کیست؟هرکس ادعای انقلابی گری می کند؟

آیا انقلابی کسی است که مشوق هرج و مرج باشد!شعارهای تند بدهد؟ازخط معینی دفاع کند؟

انقلابی باید معیارهای صحیح داشته باشدوهرکس ادعایی نکند.

انقلابی:

1.منفعت و مصلحت خود را زیر پا بگذارد،آماده شهادت باشد.

2.معیارهای انقلاب اسلامی را در نفس خود و در اخلاق خود پیاده کند.

3.متقی باشد،عادل باشد،شجاع وفداکار باشد،مومن باشد.

4.درعمل نیزایثاروایمان وتقوای خود را نشان داده باشد.

5.تجربه د اشته باشد،درعمل پاکی و آمادگی شهادت خود را ثابت کرده باشددر برابر شکنجه و درد و خطرومشکلات و امتحانات سخت پیروزشده باشد.

آیا ممکن است هرکس بیاید و شعارهای انقلابی بدهدودیگران رابه حربه ضد انقلابی بودن بکوبدکه این خود بزرگترین دلیل ضد انقلابی بودن است.

منبع:حماسه عشق و عرفان

  مهدي  پنجم تیر 1390  

راه و روش مکتب ما

شهید دکتر چمران در این قسمت از کتاب حماسه عشق و عرفان معیارهایی را بیان می دارد که برای شناخت روش و مکتب اسلامی ما بکار می روند و حتی می توان افراد معتقد به ارزشهای اسلامی و انقلاب را بر اساس این معیارها شناخت .چمران به عنوان کسی که با هدف پاک و خالص در این راه قدم نهاده بود معیارهای واقعی و بدور از تعصب و ریا را عرضه می دارد تا همگان بدور از وابستگی های حزبی و سیاسی و ظاهرشان با معیارهایی اصیل شناخته شود و قضاوت عادلانه و واقعی بر این اساس انجام شود:

راه و روش مکتب ما

1.       اعتقاد به اسلام به عنوان ایدئولوژی زندگی

2.       اعتقاد به ولایت فقیه

3.       اعتقاد لاشرقیه لاغربیه،استقلال از ابرقدرت های شرق و غرب.

4.       استقلال سیاسی،فرهنگی،نظامی،اقتصادی از قدرت های شرق و غرب.

5.       تقوی،ایمان به خدا،خلوص

6.       رفع استثمار،استبداد،استعمار و بازیابی هویت خویش.

7.       کمک به مستضعفین دنیا علیه مستکبرین،کمک به انقلاب های ازادی بخش.

8.       آزادی انسان از دیکتاتوری افراد،سرمایه،روابط طاغوتی،قید و بند های مادی،کمک به انسان برای شکفته شدن استعدادها و خلاقیت آنها.

9.       مبارزه با طاغوت ها از هر نوع،و فقط تسلیم در برابر خدای بزرگ.

10.   عمل صالح،خدمت به حق،به دور از ریا و تکبر و خود خواهی و همه اعمال برای رضایت الهی.

11.   روش و اسلوب کار باید شرعی و الهی باشد،هدف وسیله را توجیه نمی کند.

12.   مبارزه با خرد گرایی،انحصار طلبی،خود خواهی، دسته بندی.

13.   قضاوت درباره افراد فقط بر پایه ی معیارهای اسلامی ،برمبنای تقوی،علم،عمل صالح،نه وابستگی حزبی و گروهی،و شکل ظاهری و تظاهر به اسلام،و رنگ وزبان و قومیت و غیره و نه براساس شایعات و تهمت ها و گفته های دیگران.

14.   تکیه بر فرهنگ اسلامی و استقلال از فرهنگ های غربی و شرقی

15.   صنع انسان ،هدف نظام اسلامی است،تکامل انسان به سوی خدا،و همه زندگی فقط وسیله برای صنع انسان در سیر تکاملی انسان از آدم تا محمد(ص).واز محمد(ص)به امامان معصوم و بالاخره جامعه توحیدی با حکومت جهانی واحد به رهبری امام مهدی(عج)

منبع:حماسه عشق و عرفان

  مهدي  چهارم تیر 1390  

خطایی بزرگ و نابخشودنی

این قسمت از کتاب حماسه عشق و عرفان را بنگرید!چه حرفهایی نزدیک!درد دل من وشماُ.واقعیات تلخ جامعه اسلامی بعد از ۳۳ سال از انقلاب.مشکلات درآور!راه حل چیست؟تمامی بحثها و اندیشه ها را کنار بگذارید تنها جمله اول این متن برای حل تمامی مشکلات ما کافیست.کچایند مردان و زنانی که عاشقانه و در راه خدا برای اهداف والای اسلام و انقلاب "ایثار" کنندو رفاه شخصی و زندگی خود را وقف راه خدا کنند و در این راه از همه چیز خود بگذرند؟

کجاست شمعی که از سوختن خود لذت می برد و این مستی را به جهانی نمی فروشد؟!

 

"هرکس برای خودش فکر کند،کار کند کار درست نمی شود،برای حقیقت و اسلام کار کنند درست می شود .

رحمت الهی بر ملت ما و مستضعفان جهان بود.

کسانی که بیایند نهادهای انقلابی را تیول خود کنند،و خود را فقط و فقط پرده دار انقلاب بنامند،ودیگران را بیرون کنند،آن گاه خود هم نمی توانند از انقلاب دفاع کنند،به علت ضعف مدیریت و خودخواهی ،و عدم تجربه و عدم تقوی دچار شکست بشوند،در این صورت چه گناه بزرگی مرتکب شده اند؟

کسانی که تحت نام اسلام و انقلاب می خواهند سنگ گروه خود را به سینه بزنند،کسانی که می خواهند منافع گروهی خود را به قیمت همه انقلاب و اسلام تامین کنند،و در این راه از ساقط کردن کشور و نابودی انقلاب و ضربه زدن به اسلام باکی نداشته باشند،راستی که خطایی بزرگ و نابخشودنی است."

حماسه عشق و عرفان- ص 101

  پروانه  سوم تیر 1390  

آزاد شده

اي خداوند آزمايشهاي سخت ، اي پروردگار قلبهاي سوزان و روحهاي لطيف ، در آن روزها که اميدم از همه جا و همه کس به کلي قطع شده بود ، تنها تو بودي که به من اميد دادي ، تنها تو بودي که دست مرا گرفتي و از ميان گردابهاي نابودکننده بيرون کشيدي ، تنها تو بودي که مرا در ميان طوفانهاي بي رحم حوادث نگهباني کردي .

اي خدا آن روز ها که زمين و آسمان به دشمني من برخاستند ، و همه قدرتهاي بزرگ و شيطاني عالم عليه من تجهيز شدند ، و از زمين و آسمان گلوله مرگ مي باريد و هوا مسموم شده بود و ظلمت جهل و ظلم و کفر بر عالم سيطره يافته بود ، تو اي خداي من به من جرأت دادي که کلمه حق را با صداي بلند اعلام کنم و به من شجاعت دادي که در برابر قدرتمندان زمان بايستم و به من رحمت کردي که لحظه اي از طريق حق منحرف نشوم .

اي خداي بزرگ تو را شکر ميکنم که آرزوها را در دلم خشک کردي ،‌خوف مرگ را از من گرفتي ، لذت شهادت را به من نمودي در مقابل ظلم و کفر مرا روئين تن کردي.

در آن شبهاي تاريک و وحشتناک و در آن روزهاي تاريک تر از شب ، دست مرا گرفتي و از ميان سنگلاخ هاي خودخواهي و کوته نظري و مصلحت طلبي و تعصب و غضب و انتقام مرا هدايت کردي ، و با نور عشق و محبت خود قلب مرا روشن کردي و مرا از گمراهي ها حفظ کردي و در راه راست محکم و مستقيم نمودي .

خدايا در دنياي انسانها ، آدمي بزرگتر و کاملتر و بهتر از علي نمي شناسم ، ولي حتي او را در مبارزات حيات پيروزي نبخشيدي ، و حکومت عدل و دادش را زير تازيانه هاي ظلم و ستم و فساد معاويه خرد کردي ، و اجازه ندادي که نهال عدل و آزادي و انسانيت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علي بر ظلمت کفر و جهل و ظلم پيروز گردد … هيهات !

من چه مي گويم ؟ چه انتظار بي جايي دارم ؟ چه آرزوهاي شگفت چه ادعاهاي عجيب !

مگر محمد ظاهراً پيروز شد ؟ با آن رسالت خدايي ، با آن همه فداکاريها و بعد از آن همه مبارزات سخت و پيروزيهاي خيره کننده ، بالاخره به کجا رسيد ، مگر نه اين که قلدران و ستمگران آمدند و به نام محمد حکومتهاي ظالمانه نظير قيصر و کسري به پا کردند و بهترين و ارزنده ترين نمونه هاي مکتب محمد را به خاک و خون کشيدند ؟

حسين ، سرور شهيدان ، بهترين ميوه باغ رسالت و امامت اينچنين ظالمانه به خاک و خون غلطيد زيرا شخصيت پاک و انساني او براي نظام جبار و فاسد و ظالم يزيد غير قابل هضم بود .

در طول تاريخ دراز و پردرد شيعه مدام شاهد قرباني شدن بهترين ميوه هاي تکامل و ارزنده ترين آزادمردان اجتماع بوده ايم .

و امروز نيز صحنه پرشوري از نبرد حق و باطل در مقابل ما قرار دارد ، که قهرمانان حق و عدالت در اين معرکه خونين فداکاريها مي کنند و افتخارات بزرگي کسب مينمايند …

اما مي توان انتظار داشت که ما پيروز شويم و هماي پيروزي بر ما سايه بيفکند ، و ديو ظلم و کفر به زانو درآيد ، و عدل و عدالت بر اجتماع دامن بگسترد ، و پرچم پرافتخار علي که با خون پاک حسين رنگين شده است بر فراز تاريخ به اهتزاز درآيد ؟ هيهات!

ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم .

ما مبارزه مي کنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد .

ما به سوي خدا مي رويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم ، نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم .

بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم .

مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم

چمران

  مهدي  بیست و چهارم خرداد 1390  

فقیر بی نیاز

اي خداي بزرگ ! دست از جهان شسته ام، و براي ملاقات تو به کربلاي خوزستان آمده ام. از تو مي خواهم که مرا با اصحاب حسين محشور کني، آرزو دارم که بر خاک داغ خوزستان در خون خود بغلطم، و به ياد عاشوراي حسين (ع) خود را در قدم مقدسش بيافکنم، و اين عقده هزار و چهارصد ساله را که بر دلم فشار مي آورد و هميشه با تو مي گويم : « يا لَيتَني کنتُ مَعَک» را برآورده کنم.

متن متحرک چمران

  مهدي  دوازدهم اسفند 1389  

ذکر خدا و عدالت علي (ع)

خيلي چيزها در طبيعت هست که انسان بايد در خلال تعليم و تربيت آن را بياموزد . از روي کتاب ، از روي نوشته و در داخل مدرسه کافي نيست . نمونه‌هاي بزرگ ديگري است که اين چنين است و طبيعت بشري طوري ساخته شده است که انسان را براي تربيت آماده مي‌سازد.

اسلام ما در صدد است که اين انسان را به راه صحيح آن چنان تربيت کند که دروغ نگويد ، فساد نکند ، ظلم به راه نياندازد ، حق ديگري را نخورد . و براي اين کار عبادات در اسلام بزرگترين نقش را بازي مي‌کند که همچنان که گفتم ، همين روزه در ماه مبارک رمضان از بهترين نمونه‌هاي اين تربيت نفساني است . اين انسان را آن چنان قوي مي‌کند و مي‌پروراند که بر خلاف هوا و هوس خود ، بر خلاف خواسته‌هاي خود ، آن چنان اراده او قوي مي‌شود که حب ذات را و شکم را و احساسات و شهوات را به زير پا مي‌گذارد و اراده‌ي روحاني خود را بر همه‌ي خواسته‌هاي نفساني مسلط مي‌نمايد . بنابراين اين روزه که در اين ماه مبارک دوستان ما با آن انس مي‌گيرند ، يکي از راه‌هاي تربيت است که اين انسان را مي‌سازد تا در مقابل مشکلات بتواند مقاومت کند .

  مهدي  سی ام بهمن 1389  

چمران

خدايا تو را شکر مي کنم که مرا آنچنان در عشق خود غرق کردي که بدون ترس و بيم به درياي مرگ فرو روم و در راه تو از همه چيز بگذرم ، و آن قدر به من طاقت دادي که کوههاي فشار را بر گرده ضعيف خود تحمل کنم و آنقدر توانايم کردي که طوفانهاي سهمگين را بر سينه اي بپذيرم و آنقدر بي نيازم کردي که دنيا به دشمني ام برخاست و از زمين و آسمان دشمني و کينه و عداوت مي باريد ولي در من تأثيري نمي کرد .

 

چمران

  مهدي  بیست و یکم دی 1389  

نمي خواهم نماز بخوانم

اي حسين ، اي سرورم ، من هم آمده ام تا در رکابت عليه کفر و لم و جهل بجنگم ، با همه وجود آمده ام .

تاسوعاست ، گروهي بزرگ از يزيديان با تانک ها و توپها و زره پوشها و ماشينهاي زياد و سربازان فراوان در حرکتند . حق با باطل روبرو شده است ، دشمن سيل آسا پيش مي آيد و من مي خواهم مثل يکي از اصحاب تو در کربلا بجنگم .

خدای عشق و پرستش

تاريخ مرا در محل امتحان قرار داده است ، مي خواهد فداکاري مرا بسنجد ! مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد ! مي خواهد استعداد و تجربه هاي مرا مورد آزمايش قرار دهد ! اکنون که پرچم خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوتها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري به منصه ظهور مي رسد .

پرچم رسالت شهادت به دست من سپرده شده است در اين برهه از تاريخ ، در آن لحظه سخت و خطرناک ، همه چشمها به دست من دوخته شده است و من سرباز اول جبهه وظيفه دارم که پرچم پرافتخار انقلاب را بر دوش بکشم و فداکاري من ، ايمان من ، شهادت من ، پرچم من باشد ، رسالت من باشد ، اثبات حقانيت من باشد

 


برچسب‌ها: دست نوشته, شهيدچمران, جملات ناب, بزرگان, عشق, هدف خلقت, انسان, بندگي, سوختن, شمع, پروانه, شهيد, دكتر
  مهدي  بیست و یکم آذر 1389  

وای من

خدايا ، من شمعم ، مي سوزم تا راه را روشن کنم ، فقط از تو مي خواهم تا وجود مرا تباه نکني و اجازه دهي تا آخر بسوزم و خاکستري از وجودم باقي نماند .

خدايا ، من دلسوخته ام ، از دنيا وارسته ام ، از همه چيز خود دست شسته ام ، و ديگر از کسي و چيزي بيمي ندارم ، و دليل ندارد که تسليم ظلم و کفر شوم ، و خدا را به طاغوت بفروشم . من مي سوزم تا راه حق را روشن کنم و همه قيود و بندها را بريده ام که آزادانه در معرکه حيات جولان دهم .

 

خدايا خسته و دل شکسته ام ، مظلوم از ظلم تاريخ ، پژمرده از جهل اجتماع ، ناتوان در مقابل طوفان حوادث ، نااميد در برابر افق مبهم و مجهول ، تنها ، بي کس ، فقير در کوير سوزان زندگي ، محبوس در زندان آهنين حيات ، دل غم زده و دردمندم آرزوي آزادي مي کند ، و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد ، تا از اين غربتکده سياه ، رداي خود را به وادي عدم بکشاند و از بار هستي برهد ، و در عدم نيستي فقط با خداي خود به وحدت برسد .

اي خداي بزرگ ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را بر من گشودي دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي ، و لذت بخش ترين اميد حيات را در اختيارم گذاشتي ، و به اميد استخلاص ، تحمل همه دردها و غم ها و شکنجه ها را ميسر کردي .

 

 

  مهدي  یکم آذر 1389  

تعريف خدا!

در دنباله همين سخن چيزي را مي خواهم براي دوستان بيان کنم که باز کمي به علم بر مي گردد و وارد فلسفه مي شود، اين حقيقت است که درباره خدا اولين بحثي که دوستان ما مطرح مي‌کنند، اول چيزي را که مي پرسند تعريف خداست، مي گويند خدا چيست؟ خدا را تعريف بکنيد. همانطور که براي شما شرح دادم هنگامي که در علم به اکسيژن برخورد مي کنيد مي گويند اکسيژن چيست؟ اکسيژن را تعريف بکنيد.

شما مي آئيد يک مقدار اکسيژن را در لوله آزمايش قرار مي دهيد و خواص اين اکسيژن را مي‌سنجيد، آتش مي زنيد اين اکسيژن مي سوزد....

منبع:انسان و خدا

  مهدي  سوم آبان 1389  

پرستش ذات غير خدا

به خاطر دارم هنگامي که در دانشگاه تهران دانشجو بودم ، مقاله‌اي نوشتم که در مقدمه‌ي مقاله گفته بودم که اگر پرستش ذات غير خداي مجاز مي‌بود ، مسلماً علي را مي‌پرستيدم . علي کسي است که با وجود خود ، وجود خداي را اثبات مي‌کند ؛ يعني از روي وجود علي مي‌توان فهميد که خدايي وجود دارد ؛ چون تجلي صفات خداست ، عدل مطلق است ، مظهر حقيقت است . هر چه در باره‌ي علي بگوييد ، کم گفته‌ايد . شما مي‌دانيد که هنگامي که انسان‌هايي به اين درجه ، به اين شکوه ، به اين عظمت وجود دارند ، اين انسان‌ها بايد قرباني شوند ، بايد به شهادت برسند . شما در اسطوره‌هاي تاريخي نيز نگاه کنيد ، حتي در اسطوره‌هاي تاريخ خودمان در ايران نگاه کنيد ، يکي از اين اسطوره‌ها رستم است . مي‌دانيد که رستم از نظر دلاوري و جنگاوري در زمان خود بي نظير بود و هنگامي که فردوسي – اين شاعر بزرگ – مي‌خواهد يک اسطوره را به اوج عظمت برساند ، او را قرباني مي‌کند ، او را به شهادت مي‌رساند . در باره‌ي امام حسين – عليه السلام – نيز اين چنين است . تمام اسطوره‌هاي تاريخ هنگامي که از مردان بزرگ ياد مي‌شود ، کساني هستند که از نظر دلاوري و شجاعت و فضايل و کمالات به اعلا درجه مي‌رسند و در آخرين مرحله‌ي اوج ، همه وجود خود را قرباني خدا مي‌کنند ، فدا مي‌شوند . و اينجا است که عظمت آن‌ها و بزرگي آن‌ها بيش از پيش به ظهور مي‌رسد و اين نيز در باره‌ي علي – عليه السلام – صدق مي‌کند . چنين شخصيتي ، چنين عظمتي ، چنين شخصيت والايي که از همه چيز به درجه‌ي کمال رسيده است در نبرد ، در علم ، در تقوا ، در ادب و بلاغت ، در تدبير ، در فلسفه ، در هر چه بگوييد به درجه‌ي کمال رسيده است و چنين انساني که کامل مطلق مي‌شود ، بايد در راه خدا نيز قرباني گردد تا عظمت او به درجه‌ي اوج برسد و علي – عليه السلام – نيز در چنين شبي يا صبحگاه چنين شبي در مسجد کوفه به دست ابن ملجم ضربت مي‌خورد و به خاک و خون خويش در مي‌غلطد . من خود مسجد کوفه را ديده‌ام و يک شب را تا صبح به تنهايي در داخل اين مسجد به سر آوردم . در پايي منبري که علي – عليه السلام – بر آن مي‌رفت و آن خطبه‌هاي شور انگيز را مي‌خواند ، در آن محرابي که ضربت مي‌خورد و به خاک و خون خويش مي‌غلطد ، روحي دارد ، احساسي دارد ، حالاتي دارد که نمي‌توانم براي شما شرح دهم . و من خود حالاتي داشتم در آن شب تا به صبح در کنار آن منبر و در کنار آن محراب . همه‌ي تاريخ گذشته علي – عليه السلام – و آن شب از برابر ديدگانم رژه مي‌رفتند . همه را مي‌ديدم و چه حالاتي بود و چه شبي . مسجد کوفه و محراب حضرت علي که در آن‌جا به شهادت مي‌رسد.

منبع:زیباترین سروده هستی

chamran

 .....متن کامل ادامه مطلب

 

  مهدي  بیست و نهم شهریور 1389  

درد دل با امام علی

اي علي هنگامي که جوان بودم و از قهرمانان عالم لذت مي‌بردم ، قهرماني‌هاي تو مرا فريفته بود . نبردهاي بدر و احد و خندق مرا به وجد مي‌آورد . هنگامي که در خيبر را با يک دست مي‌کندي ، ديگر از خوشحالي در پوست نمي‌گنجيدم .

اي علي ، بزرگ تر شدم ، به علم و ادب پرداختم ، علم تو و ادب تو مرا فريفت .

اي علي بزرگ‌تر شدم ، ايمان تو و عرفان تو مرا مبهوت کرد

اي علي اکنون دردها و غم‌هاي تو مرا مسحور کرده است . درد و غم پيوندي عميق بين من و تو به وجود آورده است که در هر ضربان قلبم درد تو را احساس مي‌کنم ، چه دردهاي کشنده‌اي .

 

دردي که تا مغز استخوان را مي‌سوزاند ، دردي که تو اسلام را بداني و بتواني پياده کني و سعادت انسان‌ها را تأمين کني ، آن گاه ببيني که به دست فرصت طلبان به گمراهي کشيده مي‌شود و تو مجبور به سکوت باشي

  مهدي  دهم مرداد 1389  

خدایا ، فقط تو

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."

 

  مهدي  نوزدهم تیر 1389  

سه مناجات زیبا

اينها را به نيت آن ننوشته‌ام که کسي بخواند، و برمن رحمت آورد ،‌بلکه نوشته‌ام که قلب آتشينم را تسکين دهم ،وآتشفشان درونم را آرام کنم .

¯ من خدای عشق و پرستشم، من نماينده حق و مظهر فداكاری و گذشت و تواضع و فعاليت و مبارزه ام، آتشفشان درون من كافيست كه هر دنيایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است كه قادر است هر دل سنگی را آب كند، فداكاری من به اندازه ای است كه كمتر كسی در زندگی به آن درجه رسيده است.

¯اوه خدايا ، تو مي خواهي که ايمان مرا بسنجي ؟ وفاداري مرا نسبت به خود ببيني ؟ پايداري مرا در برابر شدايد و مصائب تماشا کني ؟ تو مي خواهي عشق مرا به خود ببيني ـ من مثل شمع مي سوزم ، تار و پود وجودم با عشق تو سرشته است اين قلب من است بشکاف و ببين ـ ببين که سرتاپا مي سوزم ـ و از سوختن لذت ميبرم،تو مي خواهي که ايمان مرا به خود بسنجي ـ اي خداي بزرگ ـ من فقط به خاطر اين لحظه زنده ام من همه حيات خود را گذرانده ام تا براي چنين لحظه اي آماده شوم.
  مهدي  شانزدهم خرداد 1389  

  مهدي  چهارم اردیبهشت 1389  

روزگار عجيب

خدايا چه نعمت بزرگى به من عطا کرده اى که از مرگ ﻧﻬراسم و در مقابل ﺗﻬديد و تطميع کوته نظران و سفلگان به زانو درنيايم.

روزگار عجيبى است، ترور و وحشت بر همه جا حکومت مى کند. به زور سرنيزه و گلوله انسان ها را تسليم اوامر و افکار خود مى کنند و مردم نيز، بوقلمون صفت در مقابل زور سجده مى کنند اما من، من دردمند، منى که مرگ برايم شيرين و جذابست، منى که هميشه به مرگ لبخند زده ام و هميشه به استقبالش شتافته ام، منى که در اين دنيا اميد و آرزويى ندارم و با مرگ چيزى از دست نمى دهم من در مقابل اين دون صفتان احساس قدرت و آرامش مى کنم و اينان، چه دشمنان و چه دوستان تعجب مى کنند که چطور ممکن است من اين طور جسورانه در مقابل طوفان حوادث قد علم  کنم و امواج سهمگين مرگ را بر جان بپذيرم و اين چنين آرام و مطمئن لبخند بزنم؟

منبع:خدابودودیگر هیچکس نبود

٢٢ اکتبر ١٩٧١

  مهدي  بیست و یکم فروردین 1389  

وداع با حیات

اي حيات با تو وداع مي کنم

با همه زيباييهايت ، با همه مظاهر جلال و جبروتت ، با همه کوهها و آسمانها و درياها و صحراها ، با همه وجود وداع مي کنم . با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي روم و از همه چيز چشم مي پوشم .

شهید دکتر چمران

اي پاهاي من ، مي دانم شما چابکيد ، مي دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت از رقيبان ربوده ايد ،‌مي دانم فداکاريد ، مي دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوي شهادت صاعقه وار به حرکت در مي آييد ، اما من آرزويي بزرگتر دارم من مي خواهم که شما به بلندي طبع بلندم ،‌به حرکت درآييد ، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد ،‌به سرعت تصميمات و طرح هايم سريع باشيد .

اين پيکر کوچک ولي سنگين از آرزوها و نقشه ها و اميدها و مسئوليت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانيد . ......

دکتر چمران

  مهدي  بیستم فروردین 1389  

بسوی خدا

در طول تاريخ دراز و پردرد شيعه مدام شاهد قرباني شدن بهترين ميوه هاي تکامل و ارزنده ترين آزادمردان اجتماع بوده ايم .

و امروز نيز صحنه پرشوري از نبرد حق و باطل در مقابل ما قرار دارد ، که قهرمانان حق و عدالت در اين معرکه خونين فداکاريها مي کنند و افتخارات بزرگي کسب مينمايند …

اما مي توان انتظار داشت که ما پيروز شويم و هماي پيروزي بر ما سايه بيفکند ، و ديو ظلم و کفر به زانو درآيد ، و عدل و عدالت بر اجتماع دامن بگسترد ، و پرچم پرافتخار علي که با خون پاک حسين رنگين شده است بر فراز تاريخ به اهتزاز درآيد ؟ هيهات!

ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم .

ما مبارزه مي کنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد .

ما به سوي خدا مي رويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم ، نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم .

بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم .

مني که از همه چيز گذشته ام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کرده ام ، ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نمي فروشم .

  مهدي  چهاردهم فروردین 1389  

بهار هنگامه شکفتن و نو شدن

بهار هنگامه شکفتن و نو شدن

بهار صدای ترانه های عشق در گوش باد صبحگاهی و نغمه های بلبلان عاشق به هنگام گریستن در برابر شکوه زیبایی  پروردگار

در این هنگامه چه زیباست که جمله هایی از معشوق را با هم تکرار کنیم:

خدایا می خواهم با تو باشم،می خواهم از همه چیز چشم بپوشم ،می خواهم جز تو معبودی و محبوبی نداشته باشم،خوش دارم که در زیر این آسمان سیاه،کسی جز تو از من نداند،کسی جز تو نیاز من را نشنود.

خدایا بگذار دریا باشم،ساکن و ساکت که امواج توفان های سخت هم مرا به هیجان نیاورد

به دریا نگاه کردم،امواج و احساسات تو را دیدم که به سینه آب موج می زد.

به آسمان خیره شدم،طیران و معراج تورادیدم که تا بی نهایت ادامه داشت.

بر سینه های ابر سفید،همچون فراشی پاک گذر کردم،صفا و پاکی و خلوص تو را احساس کردم.

در آغوش ابرها فرو رفتم،احساس کردم که در آغوش پاک تو ،همه عالم را فراموش کرده ام،جز عشق ،جز لطف،جزصفا وخلوص،جزموج محبت،چیزی احساس نمی کنم.

خدایا! توراشکر می کنم که به من عرفان دادی تا همه فشارهاو دردها را تحمل کنم،همه دنیا را پشیزی شمارم،حیات را به قطره ای اشک تقدیم کنم.

خدایا تورا شکر می کنم که بی نهایت را خلق کردی و ما را از محدوده زمان و مکان آزاد نمودی و به بی نهایت اتصال دادی.

خدایا تو زیبایی را خلق کردی و در غروب افتاب،مخرجی برای تسهیل دردها و غم ها و انتقال ان ها به زیبایی و عرفان و در طلوع صبح ،حیات و نشاط و عظمت و مبارزه و زیبایی در غروب .

خدایا !تو را شکر می کنم که در زیبایی غروب ،جاذبه ای خدایی گذاشتی که روح انسان را از زمین خاکی جدا کند و دردها و غم ها را به زیبایی و عرفان مبدل نماید و تحمل شکنجه ها و مصیبت های روزانه را آسان کند.

خدا یا توراشکر می کنم که در فجر و طلوع آفتاب حرکت و نشاط گذاشتی و در میان عظمت سحر انگیز شیپورحیات را نواختی و همراه با اشعه نافذ و برانش،امواج حیات را به همه جا منتشر کردی و دل های مرده و روح های پژمرده را به حرکت و مبارزه برانگیختی.

من در زندگی خود دیده ام-تجربه کردهام-گاه گاهی دردرد و غم و تنهایی فرو رفته بودم،یکباره خدا عشق کسی را بر دلم انداخت،به وجد آمدم،به حرکت افتادم،دنیا در نظرم تغییر کرد،نسیم سحر حامل پیام های شیرین و روح نوازی بود.چشمک ستارگان با من راز و نیاز می کردندو از عمق آسمان بلند،اسرار ناشنیدنی وجود را می شنیدم،هیجان طلوع آفتاب به من قدرت حیات می داد،زیبایی غروب آفتاب مرا به معراج می برد......(زمزم عشق)

  مهدي  بیست و هشتم اسفند 1388  

خدايا ! تو مرا به سوي خود خواندي ـ من هم با همه وجودم به سوي تو آمدم ـ از هرچه داشتم گذشتم ، زندگي مرفه مادي را با تمام امتيازاتش ترک گفتم و از دنياي غرب و همه مظاهر زيبا و جذابش هجرت نمودم و رهسپار جنوب لبنان شدم و در کنار آوارگان فلسطيني که بزرگترين مرکز خطر است سکونت کردم و زندگي خود را وقف يتيمان شيعه نمودم که زير بمباران هاي وحشيانه اسرائيل کسان خود را از دست داده بودند .

شهید دکتر چمران

خدايا تو را شکر مي کنم که مرا از ميان مستکبرين و مترفين غرب نجات دادي ، و با محروم ترين و مستضعف ترين ستمکشان دنيا محشور کردي ، تا اگر نتوانم دردشان را مداوا کنم ، لااقل در غم و دردشان شريک باشم .

  مهدي  بیست و پنجم اسفند 1388  

نسیم حیات

قلبي حساس دارم که نوازش نسيم حيات آن را مي‌لرزاند ، زيبايي غروب و طلوع آفتاب ديوانه‌اش مي‌کند ، آسمان بلند پرستاره مستش مي‌نمايد . مرغ‌هاي هوا و ماهي‌هاي دريا جذبش مي‌کند ، کوه‌هاي بلند ، افق بي پايان و اقيانوس بي کران به ابديتش مي‌برد .

اين احساس مرموز قلبي ، مسحور عظمت و زيبايي عالم خلقت مي‌شود و مرا در مقابل خالق آن وادار به سجده مي‌کند همان احساس نيز تار و پود قلبم را به عشق علي به لرزه مي‌اندازد و مرا اين چنين شيفته و شيداي او مي‌کند .


برچسب‌ها: شهید دکترچمران
  مهدي  بیستم اسفند 1388  

آسمان شاهد باش که در زير سقف بلند تو

يک تنه با انبوهي کثير از تانکها و زره‌پوشها و سربازان کفر

روبرو شدم، لحظه اي ترديد بدل راه ندادم

ذرّه اي از فعاليت شديد دست بر نداشتم ـ مثل ماهي

در حال سرخ شدن از نقطه اي به نقطه ديگر مي غلطيدم

و رگبار گلوله در اطراف من مي باريد، و من نيز به چهار طرف

تيراندازي مي کردم، و سربازان کفر را بر خاک مي ريختم

اي زمين تو شاهدي که خون از بدنم جاري بود و با خاکهاي پاک تو

گلي گلگون بوجود آورده بود، و من ابا نداشتم که تا آخرين

قطره خون، ‌خود را تسليم کنم

Shallow Waterfall

احساس مي کردم که عاشوراست و در حضور حسين (ع) مي جنگم

و او چابکي و زبردستي مرا تحسين مي کند، و تپش بي‌پايان من

و از قرباني شدن در بارگاه عشق آگاهي دارد

او ميداند که چقدر به او عاشقم و چگونه حاضرم که در راهش جان ببازم

شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد

من بازيافته ام ـ من رفته بودم ـ من متعلق به خدايم

من ديگر وجود ندارم ـ مني و منيّتي ديگر نيست

ديگر به کسي عصباني نخواهم شد، ديگر بنام خود و براي خود

قدمي برنخواهم داشت، ديگر هوا و هوس در دل خود

نخواهم پرورد، آرزو را فراموش خواهم کرد

دنيا را سه طلاقه خواهم نمود، همه دردها و شکنجه ها

و زخم زبانها را خواهم پذيرفت

منبع:رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست

  مهدي  دهم اسفند 1388  

انسان و خدا(1)

بحث من بحثي است اصولي درباره اساس فلسفه و ايمان ما. همانطور که مي دانيد در نظر ما خدا و روح و عالم غيب اساس توحيد و فلسفه اسلامي بشمار مي رود، بنابراين ايمان به اين حقايق براي ما اساسي و اصولي است و کسي که به اين اصول ايمان نداشته باشد نمي تواند ايدئولوژي و مکتب اسلام را بپذيرد. براي رسيدن به اين حقايق راههاي مختلفي وجود دارد، عده اي سعي مي کنند از راه منطق، از راه فلسفه، از راه علم، از راه تجربه، از راههاي مختلفي به اين حقايق برسند و من احساس مي کنم که بحثي را که امشب ادامه خواهم داد يکي از بهترين راههائي است که بطور ملموس براي شنوندگان اين حقايق را روشن کند که چنين چيزهائي وجود دارد.

همانطور که مي دانيد علم ما کافي نيست و نمي تواند که خدا را و ماوراء الطبيعه را و روح را دريابد، در اين شکي نيست که حدود و محدوديت علم اجازه نمي دهد که اشياء ماوراء علم در حيطه تجربه درآيد، بنابراين راه ديگري لازم است. براي رسيدن به اين اصول ما از انسان شروع مي کنيم،

مي‌گوئيم که انسان خليفه خداست در زمين، تجلي خداست بر روي اين آب و خاک و بنابراين اگر

انسان را بشناسيم و قدرت او را و حدود او را تشخيص دهيم چه بسا که قادر خواهيم بود حقايقي را درباره روح و خدا و ماوراء الطبيعه نيز درک کنيم. بنابراين روش و برخورد ما در اين جهت است که سعي کنيم انسان را بشناسيم و با تجاربي که با زندگي روزمره اين انسان سر و کار دارد به اين حقايق برسيم.

براي شناخت اين انسان ابتدا يک تئوري و نظريه براي دوستان مطرح مي کنم و بعد سعي مي کنم که اين نظريه را با تجربه اثبات کنم، بنابراين چيزي را که بيان مي کنم يک زير بنا و اساس براي بحث فلسفي ما در آينده خواهد بود و آن در رابطه با شناخت انسان است. 

شهید دکتر مصطفی چمران

شناخت انسان

در شناخت انسان سه قسمت مهم و متمايز تشخيص مي دهيم: اول جسم، دوم نفس، و سوم روح. در اکثر بحثهاي فلسفي که عده زيادي مطرح مي کنند انسان را به دو عامل تقسيم مي کنند، مي‌گويند قسمت مادي و قسمت معنوي يا قسمت مادي و قسمت روحي. ولي در اين تجزيه و تحليلي که هم اکنون مطرح مي کنم مي بينم که انسان به سه جزء تقسيم مي شود و نفس و روح با هم اختلاف کلي دارند، يک حقيقت نيستند، دو حقيقت هستند که سعي مي کنم در اين بحث اين موضوع را براي شما روشن کنم، حتي در لغت فرانسه و انگليسي هم بين نفس و روح اختلافي وجود دارد، روح را به انگليسي «اسپريت» Spirit و نفس را «سٌل» Soul مي گوئيم.

منبع :انسان و خدا

  مهدي  هفتم اسفند 1388  

  مهدي  چهارم اسفند 1388  

سعادت شهادت

گاهگاهي آدمي مي خواهد شهيد بشود ، اما فرصت پيدا نمي کند . مثلاً در ارتش طاغوت ، جنگ در ظفار يا با عراق يا ديگران ،‌اولين سئوالي که به فکر آدمي خطور ميکند اين است که به خاطر چه کسي و به خاطر چه چيزي مي جنگد و چرا شهيد ميشود ، در دوران طاغوت براي منفعت و مصلحت طاغوت مي جنگيد و براي آن که مصالح امريکا را در منطقه تأمين کند و کشته شدن در آن روزگار شهادت نبود در راه طاغوت بود نه راه خدا و براي امريکا و صهيونيسم بود نه براي ملت .

شهيد شرايطي دارد : 1‌ـ به خاطر خدا باشد . 2 ـ ولي فقيه يا امام يا نايب امام فرمان داده باشد . 3 ـ در راه دفاع از ملت و ميهن و عقيده باشد امروز اين شرايط صدق ميکند و راه براي شهيد شدن باز است .

راه آسمانها ، راه خلود ، راه ابديت ،‌راه سعادت اخروي ، به سوي انسانها باز شده است که براي قرنها امکان نداشت . ارتش زمان طاغوت به خاطر منفعت و مصلحت آمريکا مي جنگيد ، نه دفاع از ميهن و مردم ، آمريکا بود که از ايران دفاع مي کرد و آن هم براي منافع خود نه براي مردم ايران ، زيرا ايران تيول و بازار آمريکا بشمار مي رفت.....

  مهدي  بیست و هشتم بهمن 1388  

روح انقلاب

آيا وقت آن نرسيده است که تولدي جديد در عالم انسانيت رخ دهد ؟ و انساني نو قدم به عرصه حيات بگذارد ؟ و علم و صنعت و تکنولوژي را به عنوان يک وسيله در اختيار انسان قرار دهد ، نه آنکه انسانيت را در معبد ماشين قرباني کند .

براستي وقت چنين تحولي فرا رسيده است و عالم در انتظار تولد ديگري است . علم و تکنولوژي به حد رشد و تکامل خود رسيده است و قدرتي بي نظير در اختيار انسان قرار داده ، و اين انسان بر طبيعت مسلط شده و قوانين طبيعي را در خدمت خود در آورده است ، ولي روح تشنه اين انسان ، هواي پرواز دارد و همه موجودات عالم ماده نمي‌تواند عطش اين روح را سيراب کند . انسان به دنبال گمشده خود در تلاش مستمر و اضطراب دايم بسر مي‌برد و از عدم اطمينان و امنيت روحي و دروني رنج مي‌برد ، و راه نجات مي‌جويد .

 

انقلاب اسلامي ايران چنين نويدي به انسانهاي عالم مي‌دهد ، معادلات مادي حيات را به هم مي‌ريزد ، پول و زور و ماشين و تجليات مادي حيات ، و زندگي اشرافي و مصرفي ، و حتي مصنوعات علم و تکنولوژي را زير پاي برهنگان انقلابي لگد کوب مي‌کند . درهاي دنياي جديد را به سوي انسانها باز مي‌کند ، ابعاد روحي انسان را به اعلا درجه نشان مي‌دهد ، هدف راستين زندگي را که تکامل به سوي خداست به همه معرفي مي‌کند ، غرور و خودخواهي و هواي نفس و مصلحت طلبي بشر را در برابر اراده آهنين معنويت سرکوب مي‌نمايد ، گمشده واقعي انسانها را نشان مي‌دهد ، دست بشر را مي‌گيرد و او را از لجنزار مادي عالم به سوي آسمانها پرواز مي‌دهد و به سوي کمال و معراج رهبري مي‌کند ، اگر انقلاب اسلامي ايران پيروز شود ، جهشي در راه تکامل انسانها صورت مي‌گيرد ، و تولد انسان جديد را در عالم تسهيل و تسريع مي‌کند ، و دنيا را براي استقرار عدالت و آزادي در يک نظام توحيدي آماده مي‌نمايد

کتاب بینش و نیایش


برچسب‌ها: شهيدچمران, دست نوشته شهيد چمران, جملات ناب شهيد چمران, دكترچمران, سخنان دكترچمران, دست نوشته دكترچمران, عشق, آرامش, ـآرامش درزندگي, عشق و شهيد چمران, خداي عشق, دين واقعي, اسلام حقيقي, قدرت ايمان, فداكاري, ايثار
  مهدي  نوزدهم بهمن 1388  

لذت معراج
خدايا ! تو را شکر مي‌کنم که لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي ، تا گاه گاهي از دنياي ماده در گذرم ، و آنجا جز وجود تو را نبينم ، و جز « بقاء » ي تو چيزي نخواهم ، و بازگشت از « ملکوت اعلي » براي من شکنجه‌اي آسمانی باشد که ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد .
برچسب‌ها: شهيدچمران, دست نوشته شهيد چمران, جملات ناب شهيد چمران, دكترچمران, سخنان دكترچمران, دست نوشته دكترچمران, عشق, آرامش, ـآرامش درزندگي, عشق و شهيد چمران, خداي عشق, دين واقعي, اسلام حقيقي, قدرت ايمان, فداكاري, ايثار
  مهدي  هجدهم بهمن 1388  

نفس و روح

نفس که شخصيت آدمي را تشکيل مي دهد و از احساسات و اکتسابات و کمالات و خلاصه شخصيت آدمي در آن نهاده شده نتيجه حرکت و تحرک دروني انسان است و از آنجا که حرکت در آن گذاشته شده مي توانيم بگوئيم که انرژي است. شما مي دانيد که در طبيعت حرکت معادل با انرژي است، هر نوع حرکتي را که در طبيعت در نظر بگيريد معادل با انرژي است، و چون در داخل نفس آدمي مجموعه احساسات و تحرکات و تمايلات و اراده و همه و همه وجود دارد مجموعه اينها انرژي خواهد بود. بنابراين، اين نفس که ما درباره آن صحبت مي کنيم انرژي است در حالي که روح مجرد است، روح تجلي خداست. آنها که فيزيک خوانده اند مي دانند که انرژي معادل با ماده است، ماده تلطيف شده است. اگر ماده اي را بوسيله يک بمب اتمي منفجر کنيم انرژي بدست مي آيد و رابطه معروف انشتين که انرژي را معادل با ماده مي گيرد:

E=MC^2

که E( انرژي) مساويست با يک ضريبي (که ضريب بسيار بزرگي است) ضربدر مجذور ماده، رابطه بين انرژي و ماده را بيان مي کند. بنابراين هنگامي که مي گوئيم نفس انرژي است، اين انرژي معادل ماده است. به عبارت ديگر مي توانيم بگوئيم که نفس وجود مادي است، ولي ماده اي تلطيف شده بصورت انرژي. ولي روح مجرد است در حاليکه جسم ماده خالص است و نفس واسطه‌اي است بين اين جسم و اين روح مجرد.

متن کامل در ادامه مطلب..

منبع:انسان و خدا

  مهدي  دهم بهمن 1388  

رسالت بزرگ

انقلاب بزرگ ما بزرگترین و عظیم ترین پدیده ای است در تاریخ که بعد از 1400 سال به وقوع پیوسته و پاسداری این رسالت بزرگ به دوش جوانان ما گذاشته شده است.

مصطفی چمران

اگر این انقلاب پیروز شود همه دنیا را تحت تاثیر خویش قرار خواهد داد. و اگر خدای ناکرده این انقلاب به شکست بیانجامد نه تنها ایران نابود خواهد شد ،بلکه دولتهای محروم و مستضعف منطقه نیز نابود خواهند شد و بدتر از همه رسالت بزرگ اسلامی ما نیز برای قرنهای دراز در زیر خاکستر فراموشی فرو خواهد رفت.

این رسالت بزرگ به عهده جوانان ما گذاشته شده و باید در پاسداری این انقلاب بزرگ تا آخرین قطره خون خویش بجنگیم و از هیچ نوع فداکاری مضایقه ای نکنیم.

 

 دانلود فایل صوتی متن با صدای شهید چمران

  

 

  مهدي  پنجم بهمن 1388  

مصاحبه اختصاصی با دکتر چمران
اشاره: پاسخ‌های آن مرد آسمانی مربوط به زمانی است که در روی زمین قدم می‌زد، گرچه پاسخ‌هایش چون خودش آسمانی بود، اما زمانی ما از او پرسش می‌کنیم که او در آسمان و ما در زمین...

  مهدي  پنجم بهمن 1388  

انقلابي بي نظير

ما با اخلاص آمده ايم و اين شهدا را تقديم کرده ايم .

اي خداي بزرگ : اين شهداي ما را بپذير و انقلاب ما را پيروز کن

در اين معرکه ، ما براي قرباني شدن آمده ايم ، اسمعيل وار آمده ايم ،و ثابت کرده ايم که شايستگي داريم که هر يک اسماعيلي باشيم .

دشمن ادعايي دارد ، بگوييد اين گوي است و اين ميدان ،‌بيايد و فداکاري و ايمان و شجاعت ما را بيازمايد . اي استعمارگران ، اي ابرقدرتها ، ما انقلاب کرديم . ما خط راستين علي و حسين را برگزيديم و انقلابي بي نظير به راه انداختيم ، و شما مي خواهيد قدرت ما را بيازماييد .

شما مي خواهيد بدانيد که تا چه اندازه ما به مکتب خود و به علي و به حسين پايبنديم ، اين جوانان از جان گذشته نشان دادند که شيعه علي و حسينند ، به استقبال شهادت مي روند .

ما انقلاب کرديم ، پرچم سرخ حسين را به دوش کشيديم ، استعمارگران باور نکردند ، يزيديان قياس به نفس کردند ، فکر کردند که اين فرزندان علي و حسين مثل آنها بنده و برده دنيا و حياتند و آنها مي توانند با ماده و توپ و تانک و نيروي زرهي ، و قدرت ابرقدرتها اين جانبازان اسلام را به مهميز بکشانند و برنامه هاي شوم طاغوتي خود را بر دولت اسلامي تحميل کنند .

به همين علت بود که صدام يزيدي به ايران حمله کرد ، مي دانست که اختلافات داخلي بين بزرگان ما وجود دارد ،‌مي دانست که ارتش ضربات مهلکي خورده و در شدت ضعف با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم مي کند ،‌مي دانست که امريکا و غرب ايران را در محاصره اقتصادي گرفته و حلقوم ايران را مي فشرند مي دانست که نوکران بيگانه در کردستان و خوزستان و بلوچستان در حال توطئه اند ، مي دانست منافقين از پشت ضربه مي زنند ـ و صدام فرصت را مناسب ديد تا ضربه کاري خود را بزند ، انقلاب را شکست دهد ، استقلال ايران را در خطر اضمحلال قرار دهد ، حمله شروع شد ، هواپيماهاي عراقي همه فرودگاههاي شهرهاي بزرگ ايران را بمباران کردند و 12 لشگر زرهي عراق سرازير مرزهاي ايران شد به اين اميد که در عرض سه روز ايران را ساقط کند و غرب و شرق همه استعمارگران نيز بي صبرانه انتظار داشتند که رژيم انقلاب اسلامي ايران در عرض سه روز سقوط کند و آنها را از اين طوفان سخت برهاند

عراقيها سر از پا نمي شناختند ، مرزهاي خالي ايران را طي مي کردند و به سرعت به پيش مي تاختند ، تا نزديکي اهواز آمدند ، چند کيلومتر بيشتر فاصله نداشتند ، گروهي فکر کردند که اهواز رفته است و صداميان سر از پاي نمي شناختند ، با غرور و افتخار که پايتخت خوزستان را گرفته اند و مي روند تا دولت عربستان آزاد زير سلطه يزيديان کثيف و جنايتکار تاريخ به وجود آورند و به اسلام و انقلاب بخندند .

در اينجا بود که ملت مسلمان ما با روحيه اي قوي بپاخاست و خيال مرهوم آنان را نقش برآب ساخت .

  مهدي  هجدهم دی 1388  

عطش عشق

اي خداي بزر گ ! دست از جهان شسته ام، و براي ملا قات

تو به كربلاي خوزستان آمده ام. از تو مي خواهم كه مرابا اصحاب

حسین محشور كني، آرزو دارم كه بر خاك داغ خوزستان در

خون خود بغلطم، و به یاد عا شوراي حسین (ع ) خود را در قدم

مقدس ش بی افكنم، و این عقده هزارو چهارصد ساله را که بر دلم

را «ْ یالیَتْنَي كُنتُ معَك » : فشار مي آورد و همیشه با تو مي گویم

برآورد ه كنم.

mostafa chamran

این زمزمه سوزناكي بود كه در د ل شب، از سینه سوزاني

اوج مي گرفت و من در كنار سنگرش مي شنیدم و آنچنان به زمین

میخكوب شده بودم كه نمي توانستم حركت كنم، اشك از چشمانم

فرو مي ریخت و من هم در عا شوراي حسیني فرو رفته بودم و

ا حساس مي كردم كه به خدا نزدیك شده ام و در ملك و تاعلي پرواز

مي كنم.

اي حسین! اي سرورم، من هم آمده ام تا در ركاب تو علیه

كفر، ظلم و جهل بجنگم، با همه وجود آمده ام،تاسوعاست،

گروه ي بزر گ از یزیدیان باتانك ها، توپ ها، زر ه پوش ها،

ما شین هاي زیاد و سربازان فراوان در حركتند . حق بابا طل روبرو

شده است . د شمن سیل آسا پیش مي آید، و من مي خ واهم مثل یكي از

اصحاب تو در كربلا بجنگم.

اي حسین ! در كربلا ، تو یكایك شهدا را در آغوش

مي كشیدي، مي بوسیدي، وداع م ي كردي، آیا ممکن است، هنگامي

كه من نیز به خاك و خون خود مي غلطم، تو دست مهربان خود را

برقلب سوزان من بگذ اري و عطش عشقم را به تو و به خداي

تو سیراب كني ؟

  مهدي  بیست و هفتم آذر 1388  

انسان بازیافته

انسان مخلوق عجيبي است؛ از لحظه اي که چشم به جهان مي گشايد، همه دنيا را براي خود مي‌خواهد، همه آمال و آرزوهايش بر محور «من»، و «خود» دور مي زند؛ تصور مي کند که همه دنيا براي رضاي خاطر او و تأمين لذات او خلق شده است؛ معيارهاي او بر اساس مصالح و منافع او تغيير يافته و حق و باطل را بر پايه خودخواهي و مصلحت طلبي خود توجيه مي نمايد

اين همه خودخواهي؛ کينه و حقدها ، آتش افروزيها، غرورها، حق کشيها، خونريزيها، اختلافها و کشمکشها؛ از همين جا سرچشمه مي گيرد تاريخ جهان؛ صفحه تمام نماي اين خصيصه فطري انسانهاست.

در دنيا انسانهايي نيز يافت مي‌شوند ‌که عمق ديدشان با ديگران تفاوت دارد، به لذّات مادي دنيا راضي نمي شوند، به مال و جاه و اولاد علاقه چنداني ندارند، به آرزوهاي زودگذر دل نمي‌بندند، و به طور کلي اسير دنيا نمي شوند ولي در عين حال به «خود» و به «من» علاقمندند. «منِ» آنها والا مقام است و خواسته هايي والا دارد و هيچگاه خود را سرگرم بازيچه‌هاي دنيا نمي کند، آرزوهاي آن آسماني و خدايي است، به بينهايت و ابديت اتصال دارد و همه دنيا را در بر مي گيرد، از معراج روح سيراب مي شود و در بعدي روحاني و خدايي سير مي کند. ولي به هر حال رنگي از خودخواهي و خودبيني در آن وجود دارد

  مهدي  چهاردهم آذر 1388  

پيشگفتار ( گزيده اي از دست نوشته هاي شهيد دکتر چمران دربارة کردستان )

بسم الله الرحمن الرحيم

ملتي انقلاب کرده است ، زنجيرهاي 2500 ساله را از دست و پاي خود پاره نموده است ، عليه بزرگترين ابرقدرتها قيام کرده و در کشاکش سخت ترين نبردهاي تاريخ با مرگ دست و پنجه نرم مي کند .

اين انقلاب بزرگ و تاريخي را ابرمردي رهبري مي نمايد که در تاريخ بي نظير است ، ايمان و پاکي و تقوي و فداکاري و پايداري او را نظيري نيست ، و اگر همه رهبران انقلابي دنيا را سرهم بگذارند از يک موي رهبر عاليقدر انقلاب ما کمتر است . اين انقلاب صورت گرفته است که ريشه هاي استثمار و استبداد و استعمار را بسوزاند، عدالت اجتماعي را تأمين کند ، فقر و جهل و ظلم و فساد را از بين ببرد ، ستمها و محروميتها و ناراحتيها و بي عدالتي ها را که قرنها بر اين کشور سيطره داشته است نابود کند .

ما انقلاب کرديم تا بعد از قرنها ذلت و خواري استقلال واقعي خود را به دست آوريم . کشور عزيز ما ايران زير سيطره اجانب قرار داشت ، آمريکا و اسرائيل سرنوشت مردم ما را به دست داشتند . يک عده از زالوهاي اجتماع خون مردم محروم و مستضعف ما را مي مکيدند . آزادگان و احرار در زندانها و سياه چالها شکنجه ميشدند و شريفترين آنها به چوبه دار آويخته مي شدند ، اشرار و بي مايگان حکومت مي کردند ، زور و ديکتاتوري همه نفس ها را خفه کرده بود ، همه قلمها را شکسته بود ، همه ساقها را قلم کرده بود . ثروتها را به يغما مي بردند ، منابع ما را غارت ميکردند ، فرهنگ ملي ما را ، اخلاق ما را ، دين ما را مي کوبيدند تا معيارها و اخلاق فاسد و فرهنگ استعماري را جايگزين کنند .

مي خواستند ملتي برده و اسير به وجود آورند که حتي نفس کشيدنش تحت ارادة استعمارگران باشد ، آنچنان اقتصاد ما را به سقوط کشانده بودند ، زراعت ما را نابود و صنعت ما را تباه کرده بودند که اين ملت بدون پول نفت يک روز هم نتواند دوام بياورد .

ارتش چماقي در دست ديکتاتوري بود که به خاطر حفظ مصالح استعمارگران ملت ما را بکوبد و نفس ها را خفه کند .

اما ملت ما به رهبري مرجع عاليقدر حضرت امام خميني قيام کرد ، سالها مبارزه کرد ، دهها هزار کشته داد ، تا بالاخره طاغوت را به زير کشيد ، نظام ديکتاتوري را واژگون کرد ، دست قدرتهاي خارجي را قطع نمود ، مجرمين را به محاکمه کشيد ، و قاتلين را مجازات کرد ، اشرار را براند زندانيان را آزاد کرد ، سرنوشت ملت ايران را پس از قرنها به دست مردم داد ، آنچنان آزادي برقرار کرد که در هيچ کشوري و هيچ زماني نظيرش ديده نشده بود

منبع:کردستان

  مهدي  بیست و نهم آبان 1388  
امام خامنه/BlogCategories ايامام خميني (ره) قرارگاه سايبري 702 نجواي ديجيتال بصيرت با ديدگان شما انديشه و بصيرت شهيدآويني مثل چمران وبسايت فيلم چ دوئل