">

شهادت و سوختن

 
دراين گردونه عالم،#شهادت و #سوختن و #عشق ورزيدن مقدس است.
عبادت كردن و#قرباني شدن هدف است.واين اختيارملكوتي به خود انسان واگذارشده است.اين راه سوزان آتشين عشق وشهادت را خود #انسان بايد بااراده واختيارخود بپيمايدوارزش آن نيزدرهمين اختيارنهاده شده است.
 

سایرموجودات نیز #خدا را می پرستند.
اما عبادت یک عاشق دلسوخته که خود با پای خود درقربانگاه عشق آمده است باعبادت اجباری مخلوقات دیگر تفاوت دارد.
.....................................................
چ مثل چمران
@bazchamran
 

زاده ی طوفان

 

من زادۀ طوفان ها و موج دریاهایم، من حیات خود را مدیون آتشفشان ها و صاعقه ها هستم. آنگاه که طوفان خاموش شود و دریا آرام گردد، دیگر اثری از من وجود نخواهد داشت.

............

چ مثل چمران

www.telegram.me/bazchamran

@bazchamran

انقلاب مقدس

روزگار درازي بود که هر انقلابي را مقدس مي شمردم و نام او را با ياد تو توأم مي کردم و قلب خود را مي گشودم و انقلابيون را و او را در قلب خود جاي مي دادم و به عشق تو او را دوست مي داشتم و به قداست تو او را مقدس مي شمردم و در راه کمک به او از هيچ فداکاري حتي بذل حيات و هستي خود دريغ نمي کردم

اما تجربه ، درس بزرگ و تلخي به من داد ـ که اسلحه و کشتار و انقلاب و حتي شهادت به خودي خود نبايد مورد احترام و تقديس قرار گيرد ، بلکه آنچه مهم است انسانيت ، فداکاري در راه آرمان انسانها ، غلبه بر خودخواهي و غرور و مصالح پست مادي و ايمان به ارزشهاي الهي است

کانال شهید چمران درتلگرام

                                                                                     https://telegram.me/bazchamran

وعشق

    و عشق؛ 

آنچه تار و پود وجودم با آن سرشته شده، آنچه همیشه قلب مرا می سوزاند، آنجه به من فداکاری می آموزد، آنچه نور می بخشد و راه را روشن می کند، آنچه به آدمیتم می آموزد و درد عطا می کند، آنچه به قلب آرامش می دهد، آنچه روح را به عالم بالا می برد، آنچه به زندگی شور و شوق می دهد، آنچه زیبا را زیباتر می کند، آنچه باعث حرکت و جنبش در راه تکامل است، اساس زیبایی و کمال است، جاذبه ای خداییست.

      و تنهایی یعنی خلود و ابدیت.

   آنجا كه در عالم تنهایی روح تجلّی می کند، روح به پرواز در می آید، قلب باز می شود و تمام عالم را در خود می گیرد،

آنجا که احساس عرفانی به آدم دست می دهدو چیز هایی درک می کند که از بُعدِ گفتن و نوشتن و منتقل کردن خارج است. آنجا که خدا به قلب آدمی وارد می شود و خود خواهیها و هوای نفس کشته می شود و اطمینان و رضا و توکل بر قلب وارد می گردد، آنجا که خدا آدمی را دوست می دارد و آدمی با خدا به درجۀ وحدت می رسد، آنجا که فرشتگان سرود شادی سر در می دهند همۀ عالم بر او درود می فرستند، ستارگان به او چشمک می زنند، نسیم به خاطر او می وزد، آسمان در گوش او رمز حیات می سراید، خورشیدبه خاطر او می سوزد، ماه شمع شب های تارش می شود، امواج دریا او را به ابدیت می برند، ابرها هم آهنگ غم های دل او اشک می ریزند، برگ های درختان به خاطرش می رقصند، کوه ها با او سخن می گویند، غروب آفتاب به خاطر او نوری از زیبایی می فرستد، گل به خاطر او می شکفد، شمع به خاطر او می سوزد، پروانه به خاطر او خود را فدا می کند.  

 آری، او محو عالم وجود می شود و عالم وجود نیز در برابر او تعظیم می کند و او را تسبیح می نماید.

آری، ابن است وحدت، این است عرفان، این است همه چیز، این است غنا،

                                                                                    این است عشق...

شهید دکتر چمران - عارفانه