">

خودخواهي مقدس

 

لذت بندگي

دانلود تصوير

براستي كه اين آيات چه بي نظير و شگفت انگيزند

دوروز است كه دراين قسمت آيات كتاب پروردگارم توقف كرده ام.

و هربار كه اين چند آيه راتكرار مي كنم نسيمي از آرامش و عرفان غيرقابل وصف وجودم را مست و آرام  مي كند،نمي خواهم عبور كنم و دوباره ازياد ببرم اين پروردگار مهربان و ياري رسان وبخشنده را...

شادي عجيبي است

غيرقابل وصف

حضرت ابراهيم چه لذتي برده است از اين نيايش بي نظير

كه بعد ازگذشت هزاران سال به خوبي آن حس بلند و باشكوه توسط آيات نور منتقل مي شود

همه چيز خود را به خداوند سپرده است،دراوج آرامش و اطمينان الهي رهاشده ازتمام اضطراب ها و دغدغه هاي دردآور و زجردهنده كه همه تجربه كرده ايم.

مربوط به زندگي،بيماري،كار،ازدواج،مرگ،و...

و بدون ترس و واهمه ازگذشته و آينده خود ،ثمره بندگي و دوستي را اينچنين به رخ تاريخ مي كشد

ادامه مطلب

ادامه نوشته

خطایی بزرگ و نابخشودنی

این قسمت از کتاب حماسه عشق و عرفان را بنگرید!چه حرفهایی نزدیک!درد دل من وشماُ.واقعیات تلخ جامعه اسلامی بعد از ۳۳ سال از انقلاب.مشکلات درآور!راه حل چیست؟تمامی بحثها و اندیشه ها را کنار بگذارید تنها جمله اول این متن برای حل تمامی مشکلات ما کافیست.کچایند مردان و زنانی که عاشقانه و در راه خدا برای اهداف والای اسلام و انقلاب "ایثار" کنندو رفاه شخصی و زندگی خود را وقف راه خدا کنند و در این راه از همه چیز خود بگذرند؟

کجاست شمعی که از سوختن خود لذت می برد و این مستی را به جهانی نمی فروشد؟!

 

"هرکس برای خودش فکر کند،کار کند کار درست نمی شود،برای حقیقت و اسلام کار کنند درست می شود .

رحمت الهی بر ملت ما و مستضعفان جهان بود.

کسانی که بیایند نهادهای انقلابی را تیول خود کنند،و خود را فقط و فقط پرده دار انقلاب بنامند،ودیگران را بیرون کنند،آن گاه خود هم نمی توانند از انقلاب دفاع کنند،به علت ضعف مدیریت و خودخواهی ،و عدم تجربه و عدم تقوی دچار شکست بشوند،در این صورت چه گناه بزرگی مرتکب شده اند؟

کسانی که تحت نام اسلام و انقلاب می خواهند سنگ گروه خود را به سینه بزنند،کسانی که می خواهند منافع گروهی خود را به قیمت همه انقلاب و اسلام تامین کنند،و در این راه از ساقط کردن کشور و نابودی انقلاب و ضربه زدن به اسلام باکی نداشته باشند،راستی که خطایی بزرگ و نابخشودنی است."

حماسه عشق و عرفان- ص 101

شعر

 

هدفم شمع شدن نور شدن سوختن است

                                                           دل دیوانه به عشق تو برافروختن است

دل دیوانه چه غم دارد ازاین رنج و بلا

                                                           سختی عشق به از ننگ زراندوختن است

هدفم سوختن است نور برافروختن است

                                                          جامه ننگ به ظلمت زدگان دوختن است

شهید چمران