">

پیرمرد موسفید

شهید مصطفی می گوید:

 در میان جنگجویان ما  ،پیرمردی بود که سفیدی موهای بلندش امتیازی خاص به او بخشیده بود .صورتی موقر و چشمانی نافذ داشت ،که سردی و گرمی زندگی و تجارب حیات در آن آشکار بود .چابک و شجاع ، در گذر از موانع سریع و امرش نافذ و مورد احترام همه بود . گویا این پیرمرد جنگنده از تهور و سرعت من به  تعجب آمده بود .در برق چشمانش و تبسم لبانش احترام او را به خود احساس کردم...من نیز مجذوب او شده بودم ...

ادامه نوشته

احتیاج به عرفان

 

شهیددکترچمراندر این روزگاران که ایمان و شهادت بزرگترین طاغوت را زیر کشیده است ولی بعد  آهن وآتش بر سرنوشت مردم حکومت می کند و نفس های سرکش سر بلند کرده اند و اینجا و آنجا طاغوت های کوچک بروز کرده اند و می رود تا در سایۀ آهن و آتش نظامی طاغوتی بسازذ که شبی از یک طاغوت هزاران طاغوت کوچک و بزرگ سر از نطفۀ خودخواهی و مصلحت طلبی بلند کنند و آسمان پاک و شفاف انقلاب اسلامی ایران را با ابرهای ظلم و جهل و کفر بپوشانند.

در این روزهای بحرانی، بیش از پیش احتیاج به عرفان داریم.                               شهید دکترچمران

                                             منبع: عارفانه

دلنوشت: براستی ظهورخودخواهی ومصلحت طلبی که امروزه دربسیاری ازانقلابیان هویداگشته همانیست که مصطفی پیش بینی اش کرده بود....ونیازامروز به عرفان بیشترازهرزمانی است.نیازبه انقلابی دوباره به سمت لایه ای پاک تر وپرنورتربیش ازبیش احساس می شود.به سمت جوهره واقعی انقلاب که درآن ایمان وعرفان برپایه ایثارشکوه آفرینی خواهد کرد.برخلاف جهت آنها که انقلاب را با ظاهری فریبنده می خواهند به کام مصالح شخصی وگروهی خود به انحراف کشند.

کلیپ صوتی عرفان

شب قدرچمران

 

چه فرخنده شبی بود شب قدر من ،شبی که تا صبح اشک می ریختم و تا اعلی علیین صعود می کردم از شب تا به صبح می راندم .راه درازی بود .

از میان درختها و کوهها و جنگلها می گذشتم ،نورافکن ماشین ،جاده را روشن می کرد و در میان نهری از نور عبور می کردم .شبی که خدا در وجود من حلول کرده بود و شبی که آتش عشق ،همه گناهان را سوزانده بود ،شبی که پاک و معصوم ،همچون پاکی آتش و عصمت یک کودک ،با خدای خود راز و نیاز می کردم .

ادامه نوشته