یادداشتهای علی3
بنام خدا
امشب می خواهم با کسی درد و دل کنم که از همه بیشتر دوستش دارم ،اما گله ای می خواهم از او کنم که دل مرا شکسته است.
ای چمران ، ای مصطفی سلام
من به تو و حرفهایت ایمان و عقیده آوردم که آدم با راز و نیاز کردن با خدا می تواند به خواسته هایش برسد .
چه همه تمسخر و بی ادبی بر سر من آمد با دوست داشتن تواما با این همه آزار و اذیت بازهم ادامه دادم و لحظه ای سر باز نزدم .
ای چمران مگر تو نبودی که همیشه یار و یاور فقیران بودی مگر آرزو نداشتی برسی به....
پس چرا دوست ند اری که کسی که عاشقت است ،دل داده ات است هم کمک کنی تا راه تو ادامه پیدا کند.
اما این را هم خوب است بدانی که تا آخرش پایت ایستادم و
اگر اندیشه های تو را ادامه ندهم مرد نیستم .
و از پروردگارم کمک می خواهم
ای مصطفی جان من که پدری ندارم ،چه کسی را دارم که با او درد دل کنم مگر جزشما و حضرت علی (ع) و بعضی وقتها با خدای خودم درد دل با چه کسی کنم؟
یا مصطفی جان التماست می کنم فقط یک نظری به من کنی
پس یا علی منتظرتان هستم.
علی محمدی
کلاس اول راهنمایی ساعت 12 بامداد


.jpg)
.jpg)