مقدم زیبای بهار
دراین هنگامه نوشدن وبهار بزرگترین وزیباترین جلوه های حیات را برای تمامی شما مخاطبان عزیر بازچمران ازخداوند متعال آرزومندم.چه بسا زیباترین وباشکوهترین جلوه های حیات را دررفاه وآسایش وآرامش نتوان پیداکرد.
خداوندابه روح بلند وعرفانی شهید چمران دراین سال جدید قدمهایی محکم وبلند را به سمت خودوبندگی واقعی خود برایمان مقدربساز .آمین
سال نومبارک
شهیددکترمصطفی چمران:
خدایا ، بزرگترین خلاقیت تو در عشق تجلی کرده است . راستی که با خلقت عشق چه معجزه ای خلق کرده ای ! خارج از قدرت بیان و فهم و درک بشری است که در باره ی عشق سخن بگوید. این معجون افسانه ای که قطره اش انسانی را به کلی منقلب می کند، انسانی نو می سازد با خواسته ها و خواهش های دیگر، نیاز های دیگر ترس و وحشتی دیگر....
راستی چقدر عجیب است که مرگ خشن و سرد مخوف را عشق آنچنان لطیف و تابناک و محبوب کند که عاشق سراسیمه به آغوشش پناه می برد وترس و وحشت وقتی بر او غلبه می کند که نتواند وجود خود را فدا کند.
نیاز عاشق سوختن است، لذت او درد کشیدن است ، بقای او در فدا شدن است ، خستگی و ملامت او به سلامت زیستن است .
خدایا، این چه معجون عجیبی است که خلق کرده ای؟ همه ی مفاهیم، همه ی اهداف ، همه ی خواهش ها و همه ی نیاز های آدمی را یکباره با عشق زیر و رو می کنی. چه کیمیای عجیبی؟ وای به آن کس که از این معجون بیا شامد و وای به آن کس که این کیمیای خلقت را به مس وجود او تلاقی کند؟
عشق مرگ ر ا آسان و شیرین می کند، عشق ترس را برطرف می کند و شجاعت می آفریند . عشق خودخواهی را می کُشد و فداکاری خلق می کند. عشق خسّت را زایل می نماید و سخاوت جایگزینش می کند سخاوتی که حتی حیات خود را در مقابل یک نگاه در یک لحظه تقدیم می نماید. عشق ، خلاقیّت ، هنر ، علم ، ادب ،شعر ، قدرت ،سرعت و نشاط می آفریند . عشق آرامش می آورد .حتی در بحبوبه جنگ ، در کشاکش مرگ و حیات، زیر رگبار گلوله ها و بمب ها، در مقابل هجوم دشمن و خطر مرگ ، آنچنان آرامشی می آورد که یک طفل نوزاد در دامان مادر احساس می کند. عشق آتش می آفریند، در یک نگاه ، در یک کلمه ، در یک برگ ،در یک نغمه ، در یک اشاره ، در یک ستاره و دریک سنگ ریزه آنچنان شور و هیجانی خلق می کند که در وجود عاشق آتشفشانی به وجود می آورد .
عشق جمال و کمال و جلال را به آدمی نشان می دهد. عشق زیبایی را به انسان می نماید. عشق اسرار نهانی آسمان ها را در گوش دل زمزمه می کند. عشق تاریخ گذشته ها را از زبان کوه ها و درخت ها و سنگ ریزه ها و ستاره ها بازگو می کند.
عشق سرنوشت آدمی را در آسمان ها می خواند . عشق حیات می بخشد . عشق حیات را می گیرد و ابدیت تقدیم می کند. عشق لغت نیاز وجود برای پرستش خداست . عشق کلمه ی فلسفه ی خلقت خداست. عارفانه

خدايا ! تو را شکر ميکنم که لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي ، تا گاه گاهي از دنياي ماده در گذرم ، و آنجا جز وجود تو را نبينم ، و جز « بقاء » ي تو چيزي نخواهم ، و بازگشت از « ملکوت اعلي » براي من شکنجهاي آسمان باشد که ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد .
در دنيا آدم هايي هستند که به ظاهر زنده اند، نفس مي کشند، راه مي روند،
حرف مي زنند و زندگي مي کنند اما از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا
اراده عوامل طبيعتند، در مقابل مرگ و حشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي
کنند. آنان به ذلت و اسارت تن در مي دهند و در قفس احتياجات کثيف مادي اسير
مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنکبوت آنها را اسير و برده مي سازد.
ميليون ها و ميلياردها مردمي که همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي
کنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نشانه اي مترتب نيست و
آنها هيچ تاثيري بر عالم وجود ندارند، اگر چه زندگي مي کنند، ولي مرده
اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.

نحوه مبارزه دشمن
پرچم رسالت شهادت به دست من سپرده شده است در اين برهه از تاريخ ، در آن لحظه سخت و خطرناک ، همه چشمها به دست من دوخته شده است و من سرباز اول جبهه وظيفه دارم که پرچم پرافتخار انقلاب را بر دوش بکشم و فداکاري من ، ايمان من ، شهادت من ، پرچم من باشد ، رسالت من باشد ، اثبات حقانيت من باشد. شهیددکترچمران







طرح نوشت: مي خواهم سنگ زيرين آسياب باشم به شرط آنكه كاروان انسانها به سوي تكامل پيش برود



















