۱.

ای علی!آرزو می کردم که بعد از هزار و چهارصد سال انقلاب اسلامی ما پیروز شود . حق و عدل مستقر شود . حکومتی نظیر حکومت تو برقرار گردد ،عشق و محبت بین مردم انتشار پیدا کند. ایمان و عرفان در قلوب مردم جایگزین شود،طاغوتها از بین بروند،انسانها از همه قید و بندهای مادی و سیاسی و اجتماعی آذاد شوند ،فقط در مقابل خدا سجده کنند،مدینه فاضله ای به وجود آید که دیگر استثمار و استعمار و دیکتاتوری و ظلم و فساد در آن نباشد ،همه جا نور حق را ببینیم ،از همه جا زمزمه سبحان الله و فریاد الله اکبر بشنویم ،همه استعدادهای ما بشکفد ،با همه توان ،با اخلاص و ایثار برای خود سازی و سازندگی جامعه بکوشیم . هنگامی که دشمن حمله کرد بی محابا به جنگ او برویم و به آسانی خود را قربانی این مکتب کنیم و دیگر دغدغه خاطر و وسوسه نماند.

اما ای خدا! با کمال تعجب می بینم که ظلم و ستم به نامی دیگر رخ می نایاند . ریا و فریب و دروغ در لباس زهد و تقوا ،خود را می آراید تا جامعه را تسخیر کند .افرادی نا چیز و بی تقوا با تهمت و شایعه ،شیعیان راستین علی را بکوبند تا از صحنه خارج کنند. ای علی !ای علی!ای علی!به من تهمت زدند ،مرا محکوم می کردند ،به من فحش می دادند ،زیرا تو را دوست می دارم .... چرا این طور است ؛زیرا من خواسته ام که معیارهای تو را پیاده کنم .نتوانسته ام که احساس تعهد و مسئولیت وجدانی خود را بکشم و در مقابل ظلمها و جنایتها سکوت کنم .

۲.

ای علی !تشنه عدالتم . تو کجایی ؟نمی دانی از ظلم و ستمی که به نام اسلام می کنند ،چه رنجی می برم ؟ خوش داشتم لحظه ای در کنار عدالت تو بنشینم و دل دردمندی خود را بر تو بگشایم و تو بین من و از این همه مدعیان اسلام و مکتب حکم می کردی و داد مرا می ستاندی .

خدایا !تو را شکر می کنم که باران تهمت و دروغ و ناسزا را علیه من سرازیر کردی ،تا در میان طوفانهای وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه ور شوم و ناله حق طلبان من در برابر غرش تندهای دشمنان و بد خواهان محو و نابود گردد و در دامان عمیق و پر شکوه درد،سر به گریبان فطرت خود فرو برم و درد و رنج علی (ع) را تا اعماق روحم احساس کنم .

۳.

خدایا ! تو می ببینی که ظلمت و جهل بر عالم سیطره دارد. می بینی که دروغ و خدعه و تهمت و سیاست بازی بر همه جا حکومت می کند . می بینی که همه افراد برای مصالح شخصی خود با سرنوشت شیعیان محروم معامله می نمایند . همه تاجرند ،همه سیاست پیشه اند و از این که ما به سلسله ارزشهای خدایی پایبندیم ،ما را دیوانه و ابله می نامند و سعی دارند بر گرده ما سوار شوند .

از ته دل فریاد می زنم ،ولی کسی فریاد مرا نمی شنود . دنیا را به مبارزه می طلبم و یک تنه به جنگ عالم می روم ؛وجود خود را به آتش می کشم؛خون خود را بر زمین می ریزم تا شاید کسی به همش آید ،تا مگر وجدانی بیدار شود یا گوش ضمیری فریاد استغاثه مرا بشنود؛ولی افسوس که مصالح مادی و حب حیات و منافع شخصی ،همه را به زنجیر کشیده است . جبر تاریخ همه را اسیر و زبون نموده است . دلداه ای می خواهم که بر همه هستی قلم سرخ بکشد و از همه زنجیر ها ،اسارتها ،محاسبه ،ترس ها و علایق دنیوی آذاد گردد، یکپارچه آتش سوزی شود ،عشق شود،فریاد شود ،مبارزه شود ،شمشیر شود ،برنده شود ،شیر شود ودر کام شهادت فرو رود ،پرچم خونین سعادت انسان اسیر را از نسلی به نسل دیگر ارمغان دهد .

۴.

ای علی ! وضع بر من سخت شد ،همه درندگان دندان تیز کرده اند که مرا بدرند . همه صیادان اجتماع،دام انداخته اند که به دامم بیندازند ،همه توطئه گران فاسد برای نابودی من شروع به فعالیت کرده اند ؛نقشه ها ریختند ،دسیسه ها طرح کردند ؛و من هنگامی که خود را کشته یافتم ،به سیم آخر زدم ،تصمیم گرفتم که علی وار در برابر جباران فریاد سخت طنین انداز کنم و تا زنده ام آزاد باشم و جز خدا نپرستم ،در مقابل هیچ قدرتی تعظیم نکنم و هیچ حقی را فدای مصلحت ننمایم و آزادی و شرف خود را به زندگی نفروشم . این چنین کرده ام ،به گرداب های خطر فرو رفتم ،طوفانهای سخت مرا به هر طرف پرت کرد.در میان امواج مرگ غوطه می خوردم ،گاهی زیر امواج دفن می شدم ،گاهی بالا می آمدم و چشمانم به آسمان و ستارگان می افتاد که هنوز می درخشیدند . باز هم می گفتم :ای خدا ! جز تو نمی خواهم جز تو به راهی نمی روم ،جز تو نمی گویم ،دنیا را سه طلاقه کرده ام و از راه خود بر نمی گردم ،دست از حق بر نمی دارم .الله الله ! من به مکتب خود  پایبندم . موجی دیگر مرا پایین می برد . دیگر چشمک ستاره ای را نمی دیدم و امواج خروشان مرا می ربود و این رقص عاشقانه آن قدر ادامه می یابد تا روزی در زیر امواج سهمگین مدفون شوم و به سوی خدای خود باز گردم .

منبع:حیات عارفانه

۵.

اما هیهات؛که غرور و خود خواهی و حدت انقلاب مارا خدشه دار کرد،تفرقه و تشتت به وجود آورد،اختلافات و زدو خورد ها اوج گرفت،مردم ساده و عامی را بدبین کرد،تابه جایی که عده زیادی زده شدند،هرروز ضعیف تر شدیم ،دشمنان بیشتر جلو آمدند،مستضعفان ناامید شدند،وهمان اختلافات و مشکلاتی که برای انقلاب ها و ملت های دیگر وجود داشت برای ما نیز پدیدار شد،و نشان داد که ما هم بدرجه رشد نرسیده ایم و کامل نشده ایم وزمان زیادی می خواهد که شایسته چنین انقلابی شویم.

منبع:حماسه عشق وعرفان

زیرنوشت:آنان هم احتمالا درراه خدا چمران را مي كوبيدندوله مي كردند.باديدي سطحي وظاهري ازانقلاب ودين.بدون شک امروز هم هرکس که دراین روزگار کارش برای معاشش وهدفش برای آینده اش وشعارش انقلاب باشديا نباشد،بند"پ" را هم بدرستي بشناسد وبه كاربگيردو از وضعیت اجتماعی وسیاسی خود هم احساس غرور وبزرگي كندو...این شخص کسی نیست جز یک موش جونده وانقلاب کم ندارد ازاین پست صفتان بی سروپاواميدي به خير اين گروه وجودندارد..شرنرسانند. بس است.چه ريشي باشد يا تيغي،چه چادري باشد چه بي چادري ،چه حزب اللهي نما باشد چه طاغوتي نما....

چه من باشم چه شما.....