احساسات لطیف شهید چمران در خصوص دفاع از حیوانات
امروز گوسفندی را برای من قربانی کردند. چه قدر زجر کشیدم. درد گوسفند را تا اعماق وجودم احساس میکردم. هنگامی که خون از گردنش فوران میکرد، گویی این خون من است که بر خاک میریزد. میدیدم که حیوان زبان بسته، برای حیات خود تلاش میکند. دست و پا میزند. میخواهد ضجه کند، فریاد کند،
ادامه نوشته
ادامه مطلب........
+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر ۱۳۸۷ ساعت توسط چ
|