">

استقلال از بی عدالتی مشارکت مردم در انتخابات

این انقلاب ثمره خون شهدایی است که نه تنها از جان گذشتند بلکه با عروج فکری خود سطح جدیدی از احیای تفکر اسلامی و دینی را در جهان عرضه کردند. چمران عزیز نمونه ای است عیان و آشکار در مقابل ما.

امروز که به نتایج انتخابات ریاست جمهوری نگاه می کنیم آثار زخم و نیش های بزرگی را بر پیکره این اجتماع بزرگ مشاهده می کنیم.

براستی چه اتفاقی در حال وقوع است؟!

چه می شود مارا؟

جواب ساده ای که به سرعت داده می شود این است : نحوه حکمرانی غلط لیبرال ها در اقتصاد کشور باعث نابودی اقتصاد و نارضایتی مردم شده است.یعنی تسلط 34 ساله تفکرات غربگرایی و لیبرالیستی( 2 سال بازرگان و بنی صدر+8 سال میرحسین موسوی+8 سال هاشمی رفسنجانی+8 سال خاتمی+8 سال روحانی) و این 34 سال باعث رشد یک طبقه بورژوا و نوکیسه در اقتصاد ایران شده که اکنون به عنوان کارتل های بزرگ سرمایه داری نبض اقتصاد را در دست گرفته اند و در همه جا ریشه دوانده اند و براحتی شبکه خود را در شرایط مختلف حفظ و حتی تکثیر نموده و مسیر اقتصادی را تعیین می کنند و تا حدی می توان گفت دولت ها هم دیگر حریف انها نیستند.

آیا جواب کامل به مسئله این بود و در جایی دیگر نباید جستجویی انجام داد؟

ادامه مطلب

ادامه نوشته

در مسیر تا خدا

سالهای سال این وبلاگ می نویسد

با فراز و نشیب هایش

با کند شدن ها و تند شدن ها

با آمدن ها و رفتن های آدم هایش

با انبوهی از خاطرات ....

انگار زمانه به سرعت در حال سپری شدن هست و ما هم در حال تغییر و تحول و ...

اما یک چیز ماندگار و ابدی شده است و آن صفحه ی عشق و زیبایی روح بلند توست که در عرصه بی نهایت زمین و زمان و کائنات نقش بسته است

چرا که تو در وجود خدایت محو شده ای و به بقا و ابدیت رسیده ای

تو را می ستایم و دوست می دارم

و خداوند را بی نهایت سپاس که این درک و راه را بر ما می نماید و در لحظه لحظه مسیرمان ما را هدایت می کند.

مقدم زیبای بهار

دراین هنگامه نوشدن وبهار بزرگترین وزیباترین جلوه های حیات را برای تمامی شما مخاطبان عزیر بازچمران ازخداوند متعال آرزومندم.چه بسا زیباترین وباشکوهترین جلوه های حیات را دررفاه وآسایش وآرامش نتوان پیداکرد.

خداوندابه روح بلند وعرفانی شهید چمران دراین سال جدید قدمهایی محکم وبلند را به سمت خودوبندگی واقعی خود برایمان مقدربساز .آمین

سال نومبارک

شهیددکترمصطفی چمران:

خدایا ، بزرگترین خلاقیت تو در عشق تجلی کرده است . راستی که با خلقت عشق چه معجزه ای خلق کرده ای ! خارج از قدرت بیان و فهم و درک بشری است که در باره ی عشق سخن بگوید. این معجون افسانه ای که قطره اش انسانی را به کلی منقلب می کند، انسانی نو می سازد با خواسته ها و خواهش های دیگر، نیاز های دیگر ترس و وحشتی دیگر....

راستی چقدر عجیب است که مرگ خشن و سرد مخوف را عشق آنچنان لطیف و تابناک و محبوب کند که عاشق سراسیمه به آغوشش پناه می برد وترس و وحشت وقتی بر او غلبه می کند که نتواند وجود خود را فدا کند.

نیاز عاشق سوختن است، لذت او درد کشیدن است ، بقای او در فدا شدن است ، خستگی و ملامت او به سلامت زیستن است .

خدایا، این چه معجون عجیبی است که خلق کرده ای؟ همه ی مفاهیم، همه ی اهداف ، همه ی خواهش ها و همه ی نیاز های آدمی را یکباره با عشق زیر و رو می کنی. چه کیمیای عجیبی؟ وای به آن کس که از این معجون بیا شامد و وای به آن کس که این کیمیای خلقت را به مس وجود او تلاقی کند؟

عشق مرگ ر ا آسان و شیرین می کند، عشق ترس را برطرف می کند و شجاعت می آفریند . عشق خودخواهی را می کُشد و فداکاری خلق می کند. عشق خسّت را زایل می نماید و سخاوت جایگزینش می کند سخاوتی که حتی حیات خود را در مقابل یک نگاه در یک لحظه تقدیم می نماید. عشق ، خلاقیّت ، هنر ، علم ، ادب ،شعر ، قدرت ،سرعت و نشاط می آفریند . عشق آرامش می آورد .حتی در بحبوبه جنگ ، در کشاکش مرگ و حیات، زیر رگبار گلوله ها و بمب ها، در مقابل هجوم دشمن و خطر مرگ ، آنچنان آرامشی می آورد که یک طفل نوزاد در دامان مادر احساس می کند. عشق آتش می آفریند، در یک نگاه ، در یک کلمه ، در یک برگ ،در یک نغمه ، در یک اشاره ، در یک ستاره و دریک سنگ ریزه آنچنان شور و هیجانی خلق می کند که در وجود عاشق آتشفشانی به وجود می آورد .

عشق جمال و کمال و جلال را به آدمی نشان می دهد. عشق زیبایی را به انسان می نماید. عشق اسرار نهانی آسمان ها را در گوش دل زمزمه می کند. عشق تاریخ گذشته ها را از زبان کوه ها و درخت ها و سنگ ریزه ها و ستاره ها بازگو می کند.

عشق سرنوشت آدمی را در آسمان ها می خواند . عشق حیات می بخشد . عشق حیات را می گیرد و ابدیت تقدیم می کند. عشق لغت نیاز وجود برای پرستش خداست . عشق کلمه ی فلسفه ی خلقت خداست. عارفانه

ضرورت وامکان عمر طولانی امام زمان عج

سوال
چه دلیلی دارد که امام زمان 1400سال پیش به دنیا آمده باشد ؟
چرا درسالهای آستانه ظهور متولد نشود ؟وچگونه یک انسان می تواند عمر اینچنین طولانی داشته باشد؟آیا از نظر عقلی امکان دارد؟

ابتدا امکان این موضوع را از نگاه علمی بررسی می کنیم:
1-تحقیقات علمی درخصوص عمر انسان نشان می دهد که بدن انسان قابلیت عمر بسیاربالارا دارد،لیکن وجود عوامل داخلی وخارجی باعث تشدید اصطکاک قوای وجودی او می شود و از عمر او می کاهد،درصورتی که بتواند این عوامل را کنترل کند این قابلیت طولانی تر شدن عمر افزایش خواهد یافت.
همچنان که در تاریخ از وجود انسانهای باعمر بالا زیاد نام برده شده است و همچنین در قرآن فردی چون حضرت نوح ع
همچنین بسیاری از پدیده های این عالم از نظر علمی جواب ندارند
مثلا اولین حیات در زمین چگونه بوجود آمد؟یااولین انسان ؟
علم هیچ جواب قطعی ندارد وتنها به یکسری فرضیات موهوم بسنده کرده است...
حال می پرسیم چه ضرورتی دارد که امام زمان عج این عمر را داشته باشد؟
1-اولین جواب این هست که خداوند اراده کرده است که حکومت آخرین انسان کامل درزمین تحقق یابد.
چند نمونه از آیه های ظهور:
《ونرید انمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین》5و6سوره قصص
《بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین》 هود.86
《ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان ان الارض یرثها عبادی الصالحون 》 انبیا.105
《وعد الله الذین امنو منکم ....》نور. 55
همچنین در سوره دخان آیه 3تا 5 و...
همچنین فردی که می خواهد این حکومت های بزرگ و شیطانی دوره آخرالزمان را درهم بکوبد بهتر است که فرزند دوره معاصر خود نباشد و ظهور وافول این حکومت ها را در طول تاریخ دیده باشد ودرنظر او بزرگ نباشند.لذا این انسان کارایی بالاتری دارد و تحت تاثیر اثرات عصر حاضر نخواهد بود.
2-علاوه بر آن به عقیده شیعه زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نبوده و نخواهد بود که این مبحث بزرگ و گسترده ای دارد که درجای خود بحث خواهد شد.

مژده ظهور درکتابهای آسمانی:
1-انجیل لوقا ،فصل 12،بند35و 36
2-تورات اشعیای نبی،فصل 11 بندهای 1تا 10
3-زبور ،کتاب مزامیر،مزمور 37بند 9-12-17-18
ازدیدگاه اهل سنت:
-صحیح بخاری جلد 8صفحه127

صحیح مسلم جلد 1 وبسیاری منابع دیگر که در حوصله بحث نیست.

چرا روشنفکری درایران ناقص و معلول متولد شد؟؟؟

روشنفكري

روي اول قضيه: 

نهاد دین وحکومت در مسیحیت از روز اول جدا بود و کلیسا و امپراتور دوقدرت متمایز ازهم بحساب می آمدند.
ولی در اسلام این دو از همان ابتدا باهم پیوند خوردند یعنی از زمان پیامبر( ص) و مسجد به عنوان مركز معنوي وسياسي مطرح شد.


روي دوم قضيه: 

اولین انجیل مسیحیت حدود صدسال پس از حضرت عیسی (ع) به فرمان کنستانتین امپراتور روم به زبان یونانی نگاشته شد که بعدا به زبان لاتین ترجمه شد ،این نگارش های اناجیل به شهادت مورخان پراز تحریف و تغییر کلام پیامبر مسیحیت بود واین زمینه ای شد بر سیاهی دوران قرون وسطی وحاکمیت کلیسا مبتنی بر خرافه و تحریفی که قبلا پایه گذاری شده بود.
به نحوی که دادگاههای تفتیش عقاید،فروش ملک دربهشت،محکومیت دانشمندان و اعدام آنها و....از سیاهی های آن دوران به شمار می رود. برخلاف قران که در زمان پیامبر نگاشته شد ومستقیم از عامل دریافت وحی گرفته شد و به شهادت مورخان هیچگونه تحریفی درآن صورت نگرفت.



واینگونه بود که روشنفکری در دوران رنسانس با پشت کردن به دین متولد شد و یکی از خصوصیات روشنفکر غربی بی دین بودن و سکولار بودن است.که باتوجه به تحریفات شدید مسیحیت و مهم تر از همه تحریف کتاب آسمانی پدیده ای منطقی و بجا بود. 

 

اما در ایران 

غرب زدگي

اما درايران افرادی به تقلید و پیروی از سبک روشنفکری غرب، اسلام را عامل عقب ماندگی و دین را باعث انحطاط ایران معرفی کردند و کورکورانه نسخه غربی را برای حل مشکلات کشور و رسیدن به تمدن وپیشرفت تجویز کردند.واینگونه بود که روشنفکری در ایران ناقص و معلول متولد شد چرا که نه کتاب ما آنگونه بود که اناجیل بودند و نه روش دین ما مانند روش کلیسا در عهد وسطی
به عنوان مثال تجلیل علم ودانش دراسلام باعث ظهور افرادی چون فارابی.ابن سینا.ابوریحان و.. شد
ولی متاسفانه عدم فکر و توانایی تحلیل صحیح توسط پیشقراولان روشنفکری درایران،افرادی همچون تقی زاده.میرزاملکم خان و ....باعث تولد یک نسل روشنفکر و یابهتر بگویم منورالفکر درکشور شد که هنوز هم رگه آنها در حال تکثیر وتولید هستند.

خصوصیات بارز روشنفکری غرب زده درایران:

-1اعتقاد به جدایی دین از سیاست همچون کلیسا و پادشاه ونه مانند سبک پیامبراسلام
2- سبک زندگی غربی و غرب زدگی فکری و ظاهری
3- پشت کردن به قرآن و زیر سوال بردن آن به تقلید از روشنفکر غربی
4- وابستگی فکری به غرب و عدم توانایی ایجاد زمینه های رشد وتحول بومی و داخلی
 

دریک کلام باید گفت که متاسفانه روح و ذهن این تفکر درایران به واسطه این انتخاب اشتباه نابجا کثیف و آلوده و معلول است.وبه هیچ وجه خصوصیات تحول زا وتمدن زا را درغرب به ارث نبرده است وبیشتر عامل ونوچه ای بوده است جهت رساندن صدای غرب درکشور و کوبیدن برطبل خالی بیمحتوای غرب زدگی و امتیاز دادن و تقلید کردن

مثلا وقتي به خصوصيات مثبت روشنفكر غربي نگاه مي كنيم اين ويژگيها را خواهيم ديد: خطرپذيري،پشتكار،وجدان كاري،نظم،روحيه جنگندگي و تحمل بالا و...

ولي درايران اين خصوصيات تبديل مي شوند به خصوصيات ظاهري و بيشتر سبك زندگي تقليدي و كوبيدن ارزش هاي بومي و نفي كردن انها و خودباختگي و وادادگي.

نويسنده : بازچمران

دفاع از مظلوم آری؟ خیر؟

درمحله ای زندگی میکردم که قلدری آنجا بود قوی وپرزور.
چند نفر پولدار هم درآن محله داشتیم.وتعدادی هم ازلحاظ مالی متوسط وفقیر
مدتی قلدر محله به یکی از خانواده های فقیر آزار وفشار سختی وارد می کرد.
چون موقعیت خانه آن فقیر جایی بود که یکی از پولدارها میخواست آن را تصاحب کند با کمک قلدر محله.
وکسی هم جرات نمی کرد که به اواعتراضی کند.
تااینکه یکی از همسایه ها ترس و مصلحت اندیشی شخصی راکنار گذاشت و باجرات وجسارت در مقابل آن قلدرمحله اعتراض کرد وبه دفاع از آن ضعیف برخواست.
قلدر محله با اینکه همسایه را تهدیدات سختی کرد وحتی چند دفعه بوسیله نوچه هاش خساراتی به همسایه شجاع ما وارد کرد ولی همسایه دلاور از صحنه خارج نشد .حتی بعضی فرزندانش هم پدر را محکوم می کردند که باعث سلب آسایش زندگیمان شده ای ..
ولی او همچنان باقدرت در مقابل قلدر محله ایستاد و ازحق آن همسایه فقیر و ضعیف دفاع کرد.
تعدادی از همسایه ها اورا دیوانه خطاب کردندکه چرا آسایش و راحتی و امنیت خودت را به خطر می اندازی؟
از دست کسی کاری بر نمی آید و این قانون طبیعت است که زورمند نان بازویش را میخورد وضعیف له می شود.واورا توصیه کردند که دست از لجاجت باقلدر محله بردارد
ولی او میگفت من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.....
و همچنان ایستادگی کرد...
واین ماجرا گذشت و گذشت و گذر ایام همسایه قلدر و مغرور را تبدیل به موجودی ناتوان و ضعیف کرد
او براثر افراط درخوشگذرانی ها و مواد مخدر قدرتش را از دست داد و دیگر آن رجزخوانی هایش را کسی حتی توجه نمی کرد و تبدیل شد به ملعبه ی بچه های محل.
روزی همسایه شجاع و باغیرت دیدم از او پرسیدم
چه چیزی باعث مقاومت و اعتماد به نفس شما بود ؟وچه چیزی بود که میگفتید من میدانم وشما نمیدانید؟بااینکه شرایط به نفع شما نبود
پاسخ تکان دهنده ای داد که در فکر فرو رفتم:
"هیچگاه از آزمایش های سخت الهی نترس ودردل آنها فرو رو وبدان خداوند یار مومنان است."
او گفت من به وعده خداوند امیدوار و مطمئن بودم که ستمکاران و تجاوزکاران درنهایت خوار وضعیف و ذلیل خواهند شد وخودشان زمینه هلاکت خودشان را فراهم می کنتد.یقین بدار پیروزی از آن مومنان است.
جمله آخرش هیچ وقت یادم نمی رود :" هیچگاه در این دنیا مصلحت اندیشی شخصی و خودخواهی پیشه نکن و به وعده های الهی ذره ای تردید نکن،قطعا تو از طرف خداوند آزمایش خواهی شد و پیروزی از آن کسانیست که دنیا و زندگی آن را هدف و مقصود خود قرار نداده اند و جز بعنوان گذرگاهی جهت آزمون فرزند آدم به آن نگاه نمی کنند."
این داستان ،داستان این روزهای دنیای ماست و دفاع از حق مظلوم محکی برپیشانی مدعیان حقوق انسان.
قطعا کسانی که معیارهایشان مبتنی بر اولویت زندگی مادی ورفاه وراحتی دنیاییست و به آیه های کتاب الهی باور ویقین ندارنددر این آزمون شکست خواهند خورد.
ودرآخر سرافکنده این نشئه را ترک خواهند کرد درحالی که پشیمان هستند.

نويسنده: بازچمران

بردگان زندگی

 جملات چمراندر دنيا آدم هايي هستند که به ظاهر زنده اند، نفس مي کشند، راه مي روند، حرف مي زنند و زندگي مي کنند اما از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده عوامل طبيعتند، در مقابل مرگ و حشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند. آنان به ذلت و اسارت تن در مي دهند و در قفس احتياجات کثيف مادي اسير مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنکبوت آنها را اسير و برده مي سازد. ميليون ها و ميلياردها مردمي که همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي کنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نشانه اي مترتب نيست و آنها هيچ تاثيري بر عالم وجود ندارند، اگر چه زندگي مي کنند، ولي مرده اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.

دلنوشت: این حالت بردگی را با تمام وجود درک کردم وزهرش را برروح خود تحمیل کردم،به روح پاک وعزیزش یالله مارا همچون مصطفی ی عزیز آزاده زنده بدار وآزاده بمیران،که محرک ما درزندگی فقط رضای تو وعشق تو باشد.
چه کلماتی وجملات بی نظیری مصطفی برایمان به یادگار گذاشته آنجا که می گوید خود را به دل خطر ودرد ورنج سپردم واز خوشی ها ولذت ها ومصلحت طلب ها چشم پوشیدم وبه دامان عشق ودرد وخطر پناهنده شدم.
چه راهی!چه قلب بزرگی! چه سعادتی! ای خدای بزرگ این راه را برایمان مقدور ساز ولیاقت پیومدن این مسیر را به این بندگان دردنیا ذلیل شده عنایت فرما که زندگی اگر جزاین باشد جز فنا وپوچی وخسران چیزی عاید نخواهد شد.

یهدی من یشا ویضل من یشا
یعز من یشا ویزل من یشا

دلم برای چمران تنگ شده

شهیدچمران

 

طرح نوشت: امام خمینی: دلم برای چمران تنگ شده

دل نوشت: هنگامی می توان به تو نزدیک شد وروح بلند تورا درقلب خود آینه کرد که راه تورا درپیش پای خود دید.وگرنه با نشستن وحرف زدن هیچگاه چمران وجودم احساس نخواهد شد.

به اوج رسیدن، پردرد بودن،به دنیا دل نبستن، بلند شدن وباقدرت حرکت کردن ،درراه حقیقت سوختن، ازهمه چیز خود دراوج زیبایی گذشتن،سوختن،سوختن وسوختن.....

 

 

این است معنی چمران!!!

وچیست معنی من ومعنی تو؟؟؟

برای مشاهده نمای بزرگ تصویر روی آن کلیک کنید

دوره ای برای سوختن

تاحالادیدید کسی خودش راآتش بزند وفریادزنان به حرکت درآید وهمه رامتحیرکند

انقلاب امروز نیازمند اینگونه افراد است.نه آتش زدنی دیوانه واروجاهلانه بلکه سوختنی به سمت راه نوروخورشیدُخارج ازتمام مصالح ومنافع شخصی

به سمت گذشتن ازاین پیچ تاریخی عظیم درمسیرتاریخ انسانیت وانبیا

سوختن پروانه

پروانه ای که درباغی بسیارزیبا بهترین وزیباترین منافع رادراختیاردارد ومی تواند ازهمه آنها بهره ببرد...ولی او نوری را می بیند وبیقراربه سمت آن نورپرواز می کندوتمام لذت ها وخواهشهای نفسانی را رها می کند

نوری که سرانجام پروانه درآن سوختن است

خاکسترشدن

 

ماجرایی شگفت انگیزازولادت امام حسین(ع)تا عاشوراي 91

جهانبخش صادقي گوغري

 

دیروزدرروستاي گوغربافت همزمان باروزعاشورای حسینی یکی ازفرزندان این دیاربین خیل عظيم جمعیت عزاداران تشییع جنازه شد.دراين رابطه وزيرارشاد ورئيس رسانه ملي پيام تسليت دادند وخبرفوت ايشان چندين مرتبه ازاخبارسراسري اعلام شد...اما آنچه حیرت انگیزاست سرگذشت این مرد"جهانبخش صادقی "است که پایانش اينگونه به عاشورا ختم شد.  داستان زندگیش را حتما درادامه مطلب مطالعه فرمائید

ادامه نوشته

اي حسين، اي سالار شهيدان

طرح نوشت: اي حسين ، امروز نيز تو را تقديس مي کنم ، اما تقديسي عميق تر و پر شورتر که تا اعماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق مي ورزد و تو را مي خواهد و تو را مي جويد .

اي حسين ، دردمندم ، دل شکسته ام ، و احساس مي کنم که جز تو و راه تو دارويي ديگر تسکين بخش قلب سوزانم نيست.

اي حسين ، من براي زنده ماندن تلاش نمي کنم ، از مرگ نمي هراسم ، به شهادت دل بسته ام ، و از همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قدرت انقلاب بازيچه سياستمداران و تجار ماده پرست شده است .

شهيدمصطفي چمران

دل نوشت:اي حسين ،جملات مصطفي باتومرابه لرزه مي اندازد ومي ترسم.

اي حسين

من مي ترسم،وترس تمام وجود ناپاك وآلوده ام را فراگرفته است.

اي حسين ، دنيايي كه بندهاي اسارتش برگردنم كشيده شده است وصداي چمران وجودم گاه گاهي ازبين همهمه هاي دنياپرستانه ونفساني ام بلند مي شود.صدايي كه نسيم وصل عشق وشهادت ازآن به اعماق روحم احساس مي شود.

اما كدام شهادت،همان شهادتي كه انگار روز به روز تعلقات دنياي پست اورا ازما دورتر مي كندوزنجيرهاي نفساني آن احساس عميق ونزديك به ملكوت را تيره تر وغبارگرفته تر مي كنند.

اي حسين

من نيزاحساس مي كنم جز توراهي ديگر ندارم.راهي كه ازكوي شما مي گذرد بسيار نزديك تر وهموارتراست.وبه اندازه همان محبتي كه درقلب زنگارگرفته ام است بلكه بيشترازآن مرانظاره كن وبادست مهربانت دستم را بگير

اي حسين

صدايت رابابلندترين فريادها درونم بلند كن وطنين محبتت را برتمام احساس هست ونيستم بگستران.

تا،جزراه شما به هيچ راهي دل نبندم ورعشه هاي لرزاننده دنياي پست دلان ازوجودم رخت ببندد.

اي حسين،اي سالار شهيدان

دردوغم

طرح نوشت: مي خواهم دردردوغم مرا بسوزانند درحالي كه به عرفان من بيفزايد.  شهيد چمران

دل نوشت: براي مصطفي آنچه اصل بود عرفان ومعرفت به حقيقت و يقين به راهي بود كه انتخاب كرده بودو بهايش را هم مي دانست وبراي رسيدن به آن جوهره وپايه عرفاني ازهيچ چيزمضايقه نكردودرد وغم را به جان خريدوبه حقيقت عرفان وپرستش دست يافت...مصطفي براي اغراض شخصي ونفساني اش اهميت قائل نشد ولذا اينگونه بود كه راهش ازبسياري ازمن وشما جداست...ازما انقلابي ...ها

دريافت تصويرنوشته

ولادت امام

 

ديروزولادت امام امت حضرت آيت الله خامنه اي بود.تصاوير بسيار زيادي دراينترنت ديديم كه به اين مناسبت طراحي شده بود ولي يكي ازبهترين اينها كه به دلم نشست طرح وبلاگ سرباز41 بود.جواني مومن وخوش ذوق

 

 

انشالله خداوند مارا قدردان وجود نازنين رهبرمان قراردهدودراين برهه حساس وسرنوشت سازتاريخ انقلاب اسلامي كه نظام استكباري غرب درحالي كه درسراشيبي سقوط خود دست وپا مي زند شديدترين توطئه ها را درمقابل حركت اسلامي وانقلابي ما به كارمي بنددونيزفتنه هاي دروني انقلاب هرروز گروهي را به دامان سقوط وانحراف مي كشاندوخطراتي را درراه اين انقلاب بزرگ وارزشمند ايجاد مي كند.

خداوندا نورهدايت وقدرت ايمان وايثاردرراه ارزشهاي مقدس انقلاب را به اين بندگان ناچيزخود عنايت فرما،تا حسين وار در دل درياي خطر فرورويم وعلي وارهستي خود را دركف اخلاص قراردهيم وهمچون اماممان درراه آرمانهاي بلند وارزشمند دين توخودرا فداكنيم.

اولويت كارفرهنگي

تاثيرگذارترين فرهنگي كاران چه كساني هستند؟

ادامه مطلب


ادامه نوشته

نسیمی به نام چمران

شب، شب خاصی نبود اما متفاوت تر از همیشه بود، شب قدر بود شب شهادت. آن روزها در عالم عادی که هر نوجوان 12یا13ساله داشت بودم. درس می خواندم برای علم، زندگی می کردم برای زنده ماندن. کم کم داشتم آماده می شدم بروم مراسم، که باران شروع کرد به باریدن و جان و تنم را می شست! جانم که پاک شد نسیم خنکی که بعد از هر باران می وزد  شروع به وزیدن کرد برای من، با من حرف می زد از مصطفی، تعریف نمی کرد بلکه روایت می کرد همان چیزی که این روزها برای معرفی شهدا کم داریم، روایت را از مصطفی رساند به انسانیت، عجب اهل دلی بود ها که راه دلی را این قدر خوب می دانست! از حرف هایش چیزی به یادم نمانده بجز یک جمله کوچک، می گفت: چمرانی بودن دیدت را نسبت به همه چیز بالا می برد....این همان چیزی  است که جماعت روشنفکر به منکرانشان می گویند اما این کجا آن کجا در ادامه به من گفت: می توانی از بالا نگاه کنی به همه چیز  هرچه بالا تر دنیا کوچک تر. عجیب به دلم نشست حالا نمی دانم حس غرور نوجوانی ام این را بپذیرفت یا دلم ولی عجیب از این جمله خوشم آمد! رفتم مجلس نمی دانم چطور شد که یک دفعه آن عکس رومیزی که مصطفی در آسمان دوربین بدست در حال نگاه کردن است به دستم رسید. آن روزها فقط می شناختمش در بزرگی اش در دنیا، اما دست مرا کم کم گرفت و آرام آرام به جلو آورد مرا هر روز هم بهتر از دیروز شبیه بچه حزب الله ای هایم کرد عشق جنگ ...ولی حیف که اراده چمرانی نبود تا  پروانه سوزانش شوم درک می کنم درد، فقر و تنهایی که در وصیت نامه اش می گوید اما هنوز به آنها نرسیدم که اگر برسم همه شما ها خبر دار می شوید...

سالروز شهادت شهيد چمران

 

سالگرد چمران

 

دل نوشت:

آرزوي ما اين است كه اين عشق،اتصالي شود بين واماندگي هاي آزاردهنده وعروج .  وتواني به سمت بندگي درنور وعاشقانه زيستن ،خدايا اين حصارتنگ زندگي روزمره دنيا را كه بسياري ازمردم آن راپذيرفته اند وبه آن خوكرده اند وبراي رسيدن به مواهب بيشتر آن بي رحمانه تلاش مي كنند را برمامپذير.

 

 



مخواه كه دلهايمان به عشق پست ونيازهاي دون خوبگيرد وتلاشهايمان درجهت فنا ....

به لطف ورحمتت اي بيكران

 

خودمحکومی

اين روزها زياد بين ايراني مسلمان و سايرملتها همچون غربيها و ژاپني ها و..مقايسه هايي مي شنويم و يا خود مقايسه مي كنيم.وجدان كاري-انضباط و....

دراين مقايسه ها به مفاهيم ديني هم به راحتي حمله مي كنيم و علت بديهاي خود را دربسياري از موارد به پاي ضعف دين اسلام مي گذاريم.

درادامه متني درهمين رابطه و جواب آن را برايتان قرارمي دهيم كه از ايميل يكي از دوستان استخراج شده است.لطفا با دقت مطالعه فرمائيد تا به ريشه هايي دردآور ومهم دراين موضوع رهنمون شويم كه درموارد مشابه حتما با آن برخورد خواهيم كرد...

ادامه مطلب

ادامه نوشته

اشارهی از اشاره های سید مرتضی

چندوقتی بود که با خودم قرار گزاشته بودم دیگه تو سایت ننویسم و فقط طرح هایمان را بزنم و بروم اما امروز زدم زیر قولم خیلی دوست داشتم برای آقا سید مرتضی یه طرحی بزنم اما آن قدر درس ها زیاد است که وقت نکردم. حالا که نمی توانم یه طرح برای آقا سید بزنم خیلی حالم گرفته اما یه وبلاگ نسبتا آشنا که برای آقاسیدمرتضی کار می کند رو برای کسانی که نمی دانند معرفی می کنم  و سفارش می کنم  سری بزنند و آن هم اشاره ها می باشد.

 

خودخواهي مقدس

 

لذت بندگي

دانلود تصوير

براستي كه اين آيات چه بي نظير و شگفت انگيزند

دوروز است كه دراين قسمت آيات كتاب پروردگارم توقف كرده ام.

و هربار كه اين چند آيه راتكرار مي كنم نسيمي از آرامش و عرفان غيرقابل وصف وجودم را مست و آرام  مي كند،نمي خواهم عبور كنم و دوباره ازياد ببرم اين پروردگار مهربان و ياري رسان وبخشنده را...

شادي عجيبي است

غيرقابل وصف

حضرت ابراهيم چه لذتي برده است از اين نيايش بي نظير

كه بعد ازگذشت هزاران سال به خوبي آن حس بلند و باشكوه توسط آيات نور منتقل مي شود

همه چيز خود را به خداوند سپرده است،دراوج آرامش و اطمينان الهي رهاشده ازتمام اضطراب ها و دغدغه هاي دردآور و زجردهنده كه همه تجربه كرده ايم.

مربوط به زندگي،بيماري،كار،ازدواج،مرگ،و...

و بدون ترس و واهمه ازگذشته و آينده خود ،ثمره بندگي و دوستي را اينچنين به رخ تاريخ مي كشد

ادامه مطلب

ادامه نوشته

نمازشب شهيد چمران-نماز صبح ما!

نمازشب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود تصوير

توخاطرات همسرآقا مصطفي،خانم غاده مي خوندم كه وقتي مصطفي شب ها براي نماز شب بيدار مي شد،آنقدر گريه مي كرد و اشك مي ريخت كه من پنجره هارو مي بستم مبادا سربازان اسرائيلي متوجه شوند.گريه مصطفي همچون طفل شيرخواره دربرابر مادر خود معصومانه و پاك بود.به او مي كفتم تو كه روزها اسرائيلي ها از اسمت وحشت دارند و فرار مي كنند اگر بدانند شبها اينچنين معصومانه اشك مي ريزي چه مي گويند!؟

آري رسم بندگي اين است.واين است رسم عاشقي

ماكه ادعاي راه خداراداريم و همه جا فرياد مي زنيم،چقدر رسم عشق بازي و بندگي را مي دانيم و درزندگي براين روش حركت مي كنيم!

خدايا  توفيق شناختي كه دراعماق وجودمان عشق بي برگرد و سوختن عاشقانه درراه تورا نصيبمان كند به ما عنايت فرما

به حق خون آقا مصطفي

يا الله..........

لذت معراج

 خدايا ! تو را شکر مي‌کنم که لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي ، تا گاه گاهي از دنياي ماده در گذرم ، و آنجا جز وجود تو را نبينم ، و جز « بقاء » ي تو چيزي نخواهم ، و بازگشت از « ملکوت اعلي » براي من شکنجه‌اي آسمانی باشد که ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد .

معجزه تلاوت

حقانيت قرآن

قرآن به حقيقت نازل شده است.

چه بسياري از مردم اين كشور اسلامي كه قرآن را درقلبهاي خود براستی نپذيرفته اند وخود هم دردغدغه هاي زندگي پرهياهويشان اين نكته مهم را ازياد برده اندوچه بسيار ضربه مي خورند و خود هم نمي دانند كه از كجا اینچنین ضربه مي خورند.چه بسياري از ما كه باهزاران شك خفته و پيدا به قرآن نگاه مي كنيم ُاما به درستی و با شفافیت به این موضوع فکرنکرده ایم.وخود را دراین فریب شیطانی گم کرده ایم .حتي دربعضي انديشه ها مي بينيم كه حقانیت اين حقيقت بزرگ را زير سئوال مي برند و گمراهي آشكاررا نصيب زندگي دنيا و آخرت خود مي كنند.چه بپذيريم و چه نپذيريم قرآن كلام خداست.و اين مهلت اندك زندگي دنيا،مهلتي است براي تصديق حق و ايمان به غيب وراي تمام وسوسه ها و ترديدهاي دونيا،و چه زود مي گذرد اين فرصت ارزشمند و الهي.

ازامروز تصميم بگيريم كه حداقل چند درصد از اوقات شبانه روز را درپرونده خود به عنوان خلوت با قرآن سپري كنيم.و ازاين نور بزرگ بهره مند شويم.

به تجربه ثابت شده است.زماني كه به قرآن اختصاص شده است نه تنها زمان و سهم ديگر كارهاي مهم روزمره را كم نمي كند و عقب افتادگي درديگر كارها ايجاد نمي كند،بلكه به عنوان يك پشتيبان درتمامي كارهاي روزمره وقتتان را ذخيره مي كند.اصلا راحت بگويم زمان انس با قرآن،نه تنها ازبين نمي رود بلكه ذخيره مي شود،نه فقط براي آخرت بلكه براي تمام كارهاي مهم و درگيريهاي زندگي(تجربه اي كه باتمام وجود به آن رسيدم).نگو وقت ندارم قرآن بخوانم.بگو من قرآن مي خوانم وازوقت كارهاي مهم خودمي زنم ولي ايمان دارم كه خداوند به صورت غيرمستقيم اين زمان را درجهت زندگي من و كارهاي من به كار خواهد گرفت و اين ذخيره زماني برايم اعمال خواهد شد درجهت اهدافم و درجهت زندگي و عافيتم.

هركس راه و رسم معامله گري رابداند معني اين نكته را خواهد فهميدو ثمرات اين وعده الهي رابدست خواهد آورد.

دريافت عكس نوشته قرآني

دريافت

آیا چمران اگه شهید نشده بود الان عضو جبهه ی پایداری بود؟

بگذار آه سوزان من ابرهای آتشین آسمان عدالت را به وجود آورد واز ریزش بارانش ریشه های ظلم بسوزد و درخت های عدالت بروید.عارفانه87

بگذار نگاه دیده من راهی به ابدیت بگشاید و جسم محدود مرا به بی نهایت استقبال دهد و روح مرا به لایتناهی برساند.عارفانه

این ها تنها بخش کوچکی از دست نوشته های شهید چمران است مبنای اصلی این جملات چیست این روحیه از چه چیزی بلند می شود. انسانی که می گوید آه سوزان من عدالت را به وجود بیاورد این همان اصلی است که جبهه پایداری مطرح می کند (عدالت) این مرام جز در یاران علی پیدا نیست بوی این جملات چیست آیا جز تحمل و پایداری است؟ آیا جز گذر از فتنه های بزرگ است؟ آیا خبر از عشق و ایمان نمی دهد ؟

ادامه نوشته

سخن خوبتر

 

آيات قرآن

چه بي صبرانه اين موجود خبيث درانتظاربرهم زدن روابط بين بندگان خداست.به نحوي خوب بايكديگر سخن نگوييد بلكه خوبتر بگوييد.خوبتر همديگر را صدا بزنيد يعني ازآنچه برايت قابل قبول و شايسته است يك پله بيابالاتر.و حريم امن الهي و دايره اطمينان رحمت پروردگار،كساني كه درمرزها خود را قرارمي دهند امكان لغزش را براي خود فراهم ساخته اند.

دريافت تصوير باكيفيت بالا

رشد علمی پرشتاب ایران

تا نبینید احساس غرور نمی کنید

به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن

اینجارا حتماببینید

وهمچنين اينجارا

رشد علمي ايران

 

زیاد درمورد رشد علمی ایران و بالاترین میانگین رشد علم درجهان شنیده بودیم ولی دیدنش چیز دیگریه.بااینکه موضوع جدیدی نیست و مدتها پیش این خبراعلام شده ولی دیدن هربار بسیارامیدبخش و فرحزاست.

یادمضمون این حدیث می افتم:

اگرعلم و دانش درثریا باشد مردانی ازفارس آن را به زیر خواهند کشید.

و این سخن مرحوم آیت الله شاه آبادی:

بدانید که ایران مورد توجه و نظر ولی الله الاعظم امام زمان (عج) می باشد و می رسد روزی که تمام غرب و شرق به واسطه رشد و تکاملی که ایران پیدا می کند محتاج مردم ایران می گردند. / واقعیت این است که در مقابل توطئه های خارجی و داخلی ایران شکست نخواهد خورد و دلیل آن طبق روایات و ادله این است که در ایران نفوسی عالی زندگی می کنند

بیایید دراین مسیرسهمی داشته باشیم و تاریخ هم مارا جزکسانی بخواند که دراین راه جهاد و تلاش کردند.واين نتيجه بزرگ را تسريع بخشيم.

بااین رمزبزرگ که امام راحل و عزیزمان فرمود:

اعتماد به خدا و اتکا به نفس

تحلیلی پیرامون موارد مطروحه توسط دکترعماد افروغ دربرنامه پارک ملت مورخ ۲۵/۱۰/۹۰

بعضی موارد درسخنان دکترافروغ ازاین قراربود که به طور تفضیلی تری به آنها می پردازیم:

 

۱-مجلس درراس امورنیستُ-هرکس که لابی گراتراست بهتر پیش می رود.مجلس نباید اهل مصلحت باشد.

۲- شکاف بین عرصه رسمی و عرصه عمومی به تدریج درحال افزایش است و من احساس خطر می کنم

3.-  احدی ازآحاد جامعه بخواهد رهبر رااستیضاح کند حق دارد و رهبر باید پاسخگو باشد.اگر پاسخ نداشت خود به خود معزول است.

4- خبرگان و عدم انجام وظیفه درست خویش        ادامه مطلب....

ادامه نوشته

تورابربندگان من هیچ تسلطی نیست

آیات قرآن-سوره الاسرا

کسانی که براوتوکل کرده اند و راهی به سمت دوست درمنظر چشم دل خویش دیده اند و جزاو نخواسته اند را هیچ بیم وباکی همچون بیم و ترس مردمان این دنیا دردل نباشد.وقتی که راه بندگی را انتخاب کردیم یعنی از خود خویش و بزرگ کردن نفس خویش گذرکرده ایم.واین اتفاق آن زمانیست که همچون پروانه ای درباغ زیبای هستی و باوجود متمتع شدن از تمامی لذت ها و زیباییها و داشتن تمام آنها ازآنها گذرکرده و به سوی نوری غیرقابل وصف حرکت کنیم.نوری که هستی و وجود پروانه را درخود ذوب خواهد نمود و حتی خاکستری را ازآن  باقی نخواهد گذاشت،نوری که باگذشتن و عبورکردن ازتمام جاذبه های مادی و دلبستگی های زیبای دنیا به دست خواهد آمد نوری که درقبال رسیدن به آن وجودت را خواهد سوزاند و تورابه نیستی خواهد رساند.اما نیستی که سرآغاز یک هست شدن ابدیست.سرآغاز بی نهایت شدن در نوریست که هیچگاه غروب نخواهد کرد،نورابدیت و عشق،نورخدا

دانلود والپیپرآیات نور

ادامه نوشته

برای بچه های 702

9دی روزی است تا با هم آرمان هایمان را بشماریم و ببینیم چکار کرده ایم برای آرمان هایمان آن زمان است که می توان فهید آیا می توانیم این پرچم را حمل کنیم یا نه.

الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

دردسرها چه زمانی شروع می شود

تمام دردسر ها زمانی شروع می شود که دیگرقلب در قاب دل جا نشود آن زمان است که شور با تمام جنب و جوش خود درتلاش است تا پرواز کند. 

ادامه نوشته

نقشه جامع استراتژي فرهنگي كشور مبتني بر مدل سنجش و رشد ولايي

مدل سنجش و رشد حكومت اسلامي

 

با همکاری و زحمت دوستان ۷۰۲ این مدل آماده گردید که لینک دانلود آن درقسمت زیر دردسترس شما دوستان قرار می گیرد.برای مطالعه اصول کلی روش و آشنایی با کلیات  مدل به لینک مدل اقتصادی مراجعه فرمائید.

 

 

دانلود

فايل پاورپوينت معرفي كلي مدل

....................................................................

  

وجمله اي بي نظيرازشهيد چمران عزیز درجايگاه يك شمع بعنوان فلسفه اين حركت مد نظر قراردهيم:

من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم  ِ ولی با همین روشنایی کوچک فرق ونوروظلمت ِ حق وباطل را نشان می دهم و کسی که به دنبال نور است ِ این نور هرچقدر کوچک باشد ِ در قلب او بزرگ خواهد نمود.  

 

اصحاب کهف

 

غاركهف-kahf cave

آنها كساني بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و مابه هدايتشان افزوديم.

آري،اصحاب كهف به پروردگار خود ايمان آوردند و درراه او راهي را انتخاب كردند خلاف مسير عادي زندگي بي خطر و معمولي شان همان مسيري كه اكثرمردم زمين انتخاب نمي كنند.مسیری به سمت خط و درد و رنج و دوري و بلا.

خداوند اين مضمون رابارها  و بارها تكرار كرده است.واين بارهم دوباره تكرار مي كند.چون او مي داند كه زندگي دنيا و زيبايي ها و دلبستگي هايش درنظر انسان زيبا جلوه داده شده است.چون طراح اين صحنه خود اوست.اما راز اين مسابقه رامهمور اعلام مي كند.

جداشدن و دل نبستن و در راه ارزشهاي الهي هجرت كردن .

دانلود والپیپرباکیفیت بالا

حجاب مستور

 

quran wallpaper

 

هنگام خواندن این صفحات بی نهایت چه واقعه ای به وقوع می پیوندد در دل انسانی که به او ایمان دارد؟که اینگونه در پرده حمایت پروردگار قرار می گیرد و حجابی مستور و پوشیده بین او و کسانی که به آخرت ایمان ندارند قرار می گیرد.این حمایت ناشی از چیست؟خداوند مگر جزاین خواسته است:

تصدیق و تسلیم

مگر این صحنه های بزرگ و اعجاب برانگیز و دردناک حوادث بشری که مارا به خود مشغول داشته است خداوند راهم متاثرمی سازد؟!

هرگزاینگونه نیست ای انسان

و تو ای انسانی که به خداوند و کتابش ایمان داری ِتمام صحنه های خلقت تمامی بدیها و بدکاران وصحنه های سخت حیات و حتی شیطان برای توآفریده شده اند تا تکمیل شوی و ازاین گیرودار پرخروش و سخت به درآیی و خودرا ثابت کنی.وگرنه این دایره باتمام محتویاتش دردست خداست و همه تسلیم خواسته او هستیم.

او حاکم است و ما محکوم

درآمدن محکوم و دررفتن نیز اینچنین .پس این فرصت کوتاه رادریاب و شکرگزارباش

دانلود والپیپرقرآنی

مباحثه با يك شهروند امريكايي ساكن فلوريدا

موضوع:بمب هسته اي ايران،امام خميني(ره) و نویسنده ای به نام سلمان رشدي

دراین مباحثه که حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید دان دلوس امام خمینی  را به حمایت از گروگان گرفتن آمریکایی ها و فرمان قتل یک نویسنده و شاعر انگلیسی به نام سلمان رشدی محکوم کرد.همچنین ایران را کشوری تهدید کننده دربرابر امنیت جهانی دانست.

دراوابل بحث بعد از مثال زدن فردی همانند سلمان رشدی به غده سرطانی در بشریت سریعا اخطار یک مسلمان تندرو را در گوگل پلاس به صدا درآورد و همگان را آگاه کرد که درادامه قدرت منطق اسلام او را وادار به تسلیم کرد و ادامه نداد.

.......................................................................................................................

لازم به ذکراست یک روز بعد از این مباحثه یعنی درتاریخ ۲۸/۰۹/۹۰ آی دی جی میل مان بلوکه شد تا یک باردیگرشعارموهن برابری و آزادی بیان غرب و فضای عادلانه گفتگو توسط خودشان به زیرپای نهاده شود.و ضعف و زبونی خود را یک باردیگر دراین میدان به نمایش گذارند.

آری اینچنین است دنیایی رنگ و لعاب دار و کثیف  ساخته دشمنی پست و زبون که آزادیش در لجن زار شهوت و دنیاگرایی محدود و تعریف شده است.

دانلود متن کامل مباحثه

نوری زاد خوب بخوان شاید دیر بشود

 

 

 

 

 

 

 

محمد نوری زاد که اینک درزندان تنهایی و نفسانیت خود اسیر گشته و کوری سختی را تجربه می کند ولی دوستانش زندانی دیگر را برایش بزرگ می کنند.و بردیگران جلوه می دهند.ای نوری زاد ...

ادامه نوشته

یک عدد یک تا بی نهایت صفرها

 

text-picture-quran

اگردراین جهان دیده حق بینت بازنشود ای انسان!

وای ازآن جهانت که کور و نابینا خواهی بودتا ...

این جهان نهایتا صد سال است

اما آن جهان چند سال است؟

۱۰۰سال؟۲۰۰سال؟....

بگذاریک عدد ۱ تا بینهایت صفرها

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ُ۰۰۰

 

دانلود عکس با کیفیت بالا

 

بی غم بود آنکه عشق محکم بگرفت

 

 بهترین راهی که می تواند انسان را به مبدا خویش نزدیک کند و انسی بی نظیر را با او برقرار سازد همین نکته عجیب و بزرگ یعنی"عشق"است.

تمامی هستی و آنچه دراوست تسبیح خداوند را می گویند ،فرشتگان و ملائک مدام درحال تسبیح پروردگارهستند و اگرگوش جان خویش را بگشایی این صدای بلند ستایش و تقدیس ،وجودت را خواهد لرزاند وحال روحی ات را بی شک تغییرخواهد داد.پس

ای انسان

به کدامین جهت از ستایش و تقدیس پروردگارت روی گردان شده ای و به کدامین علت عقل محاسبه گر درپی اثبات خود و پروردگارخود مانده ای و مدتهاست که دراین تردید سرگردان مانده ای و عملت را دشمنانت به نفع خویش و در جهت دورکردنت از اصل خویش به دست گرفته اند.

بخود آی و از خود به درآی

که این بهترین و نزدیک ترین راه است .

       گرجمله آفاق همه غم بگرفت                   بی غم بود آنکه عشق محکم بگرفت   

       یک ذره نگر که پای برعشق بکوفت             وان ذره جهان شد که دوعالم بگرفت   شمس تبریزی

دکترچمران

دانلودوالپیپرباکیفیت بالا

عهد خداوند را به بهاي اندكي نفروشيم

هرچه بودخداست و هرچه هست اوست وباقي باقيها خود خداست.

مانبوده ايم و بعد ازاين هم درذات اوباقي خواهيم بود.پس چرا برعهدازلي با پروردگار پشت كنيم.چرا پشت سرگذاريم عهد خويش را؟

اصلا اين كه امرو نهي شده ايم به چه علت بوده است؟چرا دراين دنيا به حال خود رها نشده ايم و به قيدهايي كه كم هم نيستند مقيد شده ايم؟درفكر،عمل،خوردن،پوشيدن،نگاه كردن،شنيدن،گفتن و....

ادامه مطلب

پوسترقرآني

ادامه نوشته

پستی دنیا و ناپایداری روزگار

چه بارها و بارها پيش آمده كه درهياهوي اين دنياي كوچك و پست گم شده ايم و به ماهيت كوچك و پست  آن نينديشيده ايم

و آرزومند آرزوهاي كوچك خود ،حقيقت را ازياد برده ايم.

به غصه هاي اهل دنيا و شاديهايشان ،شاد و غمگين شده ايم و به خاطر ازدست دادن چيزهاي كوچك و پست اندوهگين گشته و با بدست آوردن آنها خوشحال و شاد گشته ايم.

اما هنگامي كه درقلب و دلمان همچون شهيد چمران رنگ پستي دنيا و ناپايداري روزگار به وضوح ديده شود ،ديگرحاضرنيستيم به هيچكدام ازآن علتها متاثرگرديم و ياد خداي بزرگ را ازدل خود دورنمائيم.

و جزبراي او نباشيم و جزاو نخواهيم .

اين دنياي ناپايدار به هيچ وجه قابليت دلبستن و وابسته شدن را ندارد.و هرچه وابستگي و تعلق سخت تر شود هنگام جدا شدن سخت تر و دردناك تر خواهد بود.

            هرزماني كه مي رود بي عشق              پيش حق شرمسارخواهد بود

            هرچه اندر وطن تورا سبك است             ساعت كوچ بارخواهد بود .     شمس تبريزي

دنياي زودگذر

دانلود عكس با كيفيت بالا

كه جدايي ازتمام دوست داشتني ها دراين دنيا به وقوع خواهد پيوست ،حتي عزيزترين نزديكان پس چه بهتر با اين جمله شهيد بزرگوار،چمران عزيز اين نكته را هميشه به ذهن داشته باشيم وفريب زرق و برق عالم خاكي درماتاثيري نگذارد.

سوخته در نور

بهترین لحظات زندگی زمانی است که به سوی خدا و بریده از تمام هستی خود به حرکت درآییم.

لحظاتی که حب تمام تعلاقات دیگر به فراموشی سپرده شده است.برقایقی  نشسته و در صبحی دل انگیز رها شده از تمام وابستگی های دنیوی ره منزل یار را درپیش گرفته ایم.

و چمران به این لحظه رسید و آن را درک کرد و دیگر به عقب برنگشت و رفت و رفت..

همچون پروانه ای که نور را پیدا نمود و در آن هستی خود را ذوب کرد و خاکستر شد.

چمران به نور پیوست و خودجزئي از نور شد كه هم اكنون مي تابد و ديگر هرگز خاموش نخواهد شد.همچون مردگان اين دنيا رنگ فنا را نخواهد گرفت.

         ازسايه عاشقان اگر دور شوي                     برتو زند آفتاب و رنجور شوي

        پيش و پس عاشقان چو سايه ميدو               تا چون مه و آفتاب پرنور شوي شمس تبريزي

عروج در نور

دانلود عكس با كيفيت بالا

خداوندا مارا هم به سوی خویش بخوان درزمره عاشقانت قر ار ده و درعشق خود ذوب کن و بمیران

بلای گمراهی

گمراهي چيست؟

به چه كسي گمراه مي گويند؟

با خود مي انديشيدم كه پرهيزگاري كه دردين اينچنين ستوده مي شود چرا به سختي دررفتارومنش انسان امروز مي توان ان را ديد و مشاهده نمود.

چرا بعضي ها پرهيزگاري را جز صفات منسوخ و قديمي مي دانند ؟

و مراقبت از نفس توسط بسياري از مباهي گران نفي مي شود و آن را كاري غير منطقي و غير عاقلانه مي دانند.

اما بياييد باهم روح و صفت پرهيزكاري را اثبات كنيم تا به پرهيزكاري دردين و آموزه هاي قرآن برسيم

دردنيا و در بسياري امور اين صفت توسط همين دنيا طلبان ماده پرست بكار گرفته مي شود و بسيار ارزشمند است.

يك زن هرزه و مانكن هم دركار خود پرهيزگاري را براي رسيدن به تناسب اندام خود رعايت مي كند.....ادامه مطلب

تصويرنوشته

دانلود تصويرباكيفيت بالا

ادامه نوشته

روی خط عاشقی-

یکی دو هفته پیش با خبر شدیم که قرار است هفته نامه پنجره در مورد حاج قاسم پرونده ای تهیه کند.روز میعاد رسید.همین امروز صبح !

 وقتی که امروز صبح تو سایت مجله عکس حاج قاسم را روی جلد شماره 116پنجره دیدم دیگه تاب و تحمل صبر کردن را نداشتم از صبح پیش خودم حدس می زدم ..."چه عکسی ، چه گزارشی ،چه مصاحبه ای  در مورد حاج قاسم در این مجله آمده باشد "اما آن زمانی خوشحالی من به حدی رسید که دیگر وصف پذیر نبود زمانی بود که دیدم در کنار پرونده حاج قاسم ویژه نامه آزاد سازی سوسنگرد با محوریت آقا و شهید چمران هم آمده. خیلی زیبا بود خواندن سطر، سطر وخط به خط این مجله و زمزمه کردن نام امام خامنه ای ، شهید مصطفی چمران ،سرلشکر حاج قاسم سلیمانی خودمانی تر یا راحت تر بگویم آقا - مصطفی و حاج قاسم از آن زمان بغضی در گلویم گیر کرده است که امید وارم این نوشته پایین بتواند این بغض را برای همیشه در گلویم باقی بگذارد.  

"افسوس ،  که امروز نیستی در کنار آقا ،رفتی و عجب حکایتی بود که با نسیمی ملایم گل ها پر پر شدند اما یک گل ماند ... دوست دارم آن قدر خودخواه شوم که خطاب به تو بگویم ای کاش امروز بودیُ فقط بخاطر من ، ای کاش بودی مصطفی، تا امروز مثل حاج قاسم اعصاب دشمنانت را خرد می کردی و دل مارا خوشحال مصطفی این روز ها که درک حضور فیزیکی تو سخت است خبر های داغی میان ما هست که ذهن نسل اول تا نو جوانان ایرانی را به خود مشغول کرده است یادت است آن روز در جواب مبارزه ات که از فرط اعصاب خوردیشان به تو لقب جلال بنت الجبیل را دادند اما امروز از هم ردیفان تو طور دیگر نام می برند قدر شان را بیشتر می فهمندو آن هم همه می گویند ما ... هستیم اما ، امان از حسرت ، فکر که می کنم می گویم همان خوب است که نیستی چون اگه توهم بودی ال آن به علاوه حسرت تنها دیدن یک بار حاج قاسم حسرت و آرزوی دیدن تو هم اضافه می شد! آنگاه دوستان ما حرف هایشان محرمانه تر و ما نامحرم تر می شدیم!

تحجرمدرن

 

اكثرجامعه روشنفكري ما متحجر نيست!

متمدن هم نيست!

پس چيست؟

تحجردرمقابل تمدن؟!

ياتحجر درمقابل تجدد؟...

ادامه نوشته

عشق

عشق را به قلبم دیده ام و به زبان نتوانسته ام بیان کنم
عشق را دراشک با تمام وجود احساس کرده ام ولی درلابلای رزومرگی ها هر بار او را گم کردم و در فراقش گریسته ام
کجایی ؟                                ای آن که مرا به علت تو سرشته اند

سلام بر عشق
و سلام بر قلبهایی که به وسعت عشق بیدار شده اند
و به آسمان عروج کرده اند
سلام بر چمران

قرآن وحی نیست !!

عصمت ائمه ،چیزی است که ما برای آنان ساخته ایم وگرنه آنان اینگونه که مابزرگشان کرده ایم نبوده اند.آنها افراد محترمی بوده اند که به خوبی و صداقت مشهور بوده اند،همین!

قرآن

اخیرا  درمجلسی قرار گرفتم که افراد آن مجلس اینگونه می اندیشیدند و اندیشه خود را با کمال افتخار و سرمستی بیان می کردند.

اول حکومت را زیر سئوال بردند ،سپس به جدایی دین ازسیاست رسیدند ،و با یک  قدم به قول خودشان محکم دین را زیر سوال بردند و و آن را محدود کننده زندگی سعادتمندانه دانستند،درنهایت آیات کتاب خدا را همان افسانه های پیشینیان و اندیشه شخص پیامبر خطاب کردند.....

دانلود فایل کامل متن با تحلیل نموداری

 

ادامه نوشته

آسیب شناسی انقلاب 2(پوسته دوم)

درمقاله قبل در رابطه با پوسته های انقلاب با تخلص از نگاه شهید چمران مطالبی ذکر شد .

در این مقاله و در ادامه مبحث قبل برای تحلیل دقیق شرایط فعلی و کنونی و به منظور پیش بینی تحولات آینده و بازنمودن مباحث پیشین مواردی را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.

در نگاه استراتژیک و طولانی مدت وقتی شما در مورد موضوعی بحث می کنید و آن را می سنجید سریع به دنبال نتایج مقطعی و آنی آن مطلب نمی روید.نگاه به بحث انقلاب و دگرگونی سیستم حکومتی هم باید در همین دامنه مباحث مورد تحلیل و موشکافی قرار گیرد.

پوسته اول که تغییر و تحول و جابجایی حکومت بود.

پوسته دوم تغییر در سیستم مدیرتی و حکومتی بر مبنای اندیشه های ساختاریافته نظام فکری جدید که با انقلاب ایجاد شده است:

بعد از انقلاب دیدیم که سازمانها و نهادهایی بوجود آمدند که با نگاه انتقادی به وضع پیشین به طریق متفاوتی درحوزه عمل وارد شدند.مثل کمیته انقلاب و یا جهاد سازندگی و بسیج

که بعضی ازاین نهادها در ادامه راه کم رنگ شدند و یا با ادغام در بقیه نهادها کاملا با ابتدای راه خود متفاوت شدند. مانند نهاد کمیته انقلاب(که در این رابطه می توان بانگاهی دقیق و تحلیلی این تغییر و انحللال را مورد نقد قرار داد)و بعضی دیگر به قوت خود ماندند و حتی توسعه یافتند،مانند بسیج. و هرکدام ازاین نهادها در حوزه تاثیر گذاری خود موفقیت های زیادی داشتند.(نهاد بسیج در مباحث تحلیل پارامتریک با نهاد گارد سلطنتی انگلستان مقایسه می شود، از لحاظ پویایی سازمان مدیرتی و انعطاف بالا و و چابکی سیستم که در مقاله ای جدا انشاالله به آن خواهیم پرداخت)

اما در بقیه سیستم مدیرتی کشورتغییر چندانی حاصل نشد و روال اداری به منوال قبل از انقلاب ادامه یافت و حتی در مواردی ضعیفتر و حتی بی سروسامان شد و شاید در بسیاری موارد با ضعف مدیرتی و کنترلی راه را برای سواستفاده عده ای فرصت طلب بازنمود که همین موضوع سرمنشا بسیاری از ضربات به پیکره نظام جمهوری اسلامی در آینده کار شد.بسیاری از مدیران با نفوذ خود توانستند منافع مالی فراوانی را بدست آورند ونصیب انقلابیون خالص و از جان گذشته و وفادار از این چه شد؟ تهمت و افترا و زخم دل خوردن و زخم زبان شنیدن.

"کسانی که بیایند نهادهای انقلابی را تیول خود کنند،و خود را فقط و فقط پرده دار انقلاب بنامند،ودیگران را بیرون کنند،آن گاه خود هم نمی توانند از انقلاب دفاع کنند،به علت ضعف مدیریت و خودخواهی ،و عدم تجربه و عدم تقوی دچار شکست بشوند،در این صورت چه گناه بزرگی مرتکب شده اند؟"  

 حماسه عشق و عرفان

و اکنون هم بعد از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب می بینیم که هنوز این ضعف تاحد زیادی به قوت خود باقیست و ضرباتی که از این ضعف بزرگ به سیستم انقلاب می خورد انگار تمامی ندارد.پس اگر با نگاه استراتژیک به این موضوع بنگریم و وارد کار شویم که می بینیم عده ای دست به کار شده اند(دکتر عباسی:حوزه عمل و تاثیر نتایج کارما بالای پنجاه سال است) و این پوسته دوم به فضل الهی در آینده ای نه چندان دور در حال شکافته شدن است و میزان تلاش و همت دوستان انقلاب زمان به ثمر نشتن این تلاش را تعیین خواهد نمود.

ادامه دارد

آسیب شناسی انقلاب 1

انقلاب اسلامی ایران که در سال ۵۷ به پیروزی رسید سرآغاز حرکتی جدید بود که به اشتباه خیلی ها فکر کردند نتیجه و پایان کار بود.

 

اگر الان می بینیم که بعد از سه دهه انقلاب اسلامی با مشکلات فراوانی روبرو است ،نباید با سرعت تمام آرمانها و زحمات و خون دلهای کسانی همچون امام خمینی،شهدا،شهید چمران و..رانادیده بگیریم و کل حرکت را زیر سئوال ببریم و از پایه آن را اشتباه بدانیم!.و مداوم با دوران شاه سابق مقایسه کنیم که فلان چیز چطور بود الان چطور است!....

مقاله ای تحلیلی با استخلاص از دیدگاه شهید دکتر چمران

ادامه نوشته

شاهد ملکوتی

شاهد ملکوتی ام

سلام

ای مصطفی

و ای مصفﱠﻲ آسمانها درود بر تو و بر روح پاک تو

امروز سالروز پرواز توست ُ.که برای همیشه زمین و زمینیان را به مقصد الهت و پروردگارت ترک نمودی

امروز روزی است که زمین گرم وطنت خون پاکت را در آغوش کشید و تو را درآغوش خود همچون روزی که از آن برخواسته بودی جای داد

شاید خواننده ی این متن از خود بپرسد که چرا اینگونه عاشقانه از تو می نویسم ،و خود را به عشق تو اینچنین دلبسته ابراز می دارم.

اما می گویم تا همه بدانند:

"کسی که عاشق خداگشت و خالصانه در راه خدا گام نهاد ،شایسته عشق ورزیدن می شود .وکسی که هستی اش را در راه عشق بازی با خدا فدا کرد شایسته ستایش!"

آری  تو شایسته عشق ورزیدن و ستایشی

تو قدم در راهی نهادی که مولایت علی در آن راه اسطوره بود.

شهیدچمران

امروز سی سال از آخرین روز زندگی تو در بین زمینیان می گذرد.وچه کسانی بودند که در آن تاریخ و هم زمان با تو زندگی و حیات را بدرود گفته اند،اما الان یادشان نیست و اگر باشد در حد آمرزش و فاتحه ای اندک؛

اما تو همیشگی شده ای و روز بروز آن شعله ای که برافروختی پرنورتر و باحرارت تر می شود.

می دانم الان و در این لحظه تو غرق در نعمتهای پروردگارت و سرور ملکوتی هستی و ایمان دارم که دلهای عاشقی که به سویت نظاره گرند را می بینی و فراتر از درک خودشان  آنها را درک می کنی!

در این  لحظه و این روز از خداوند متعال و صاحب جلال و رحمت می خواهم که درود بی کرانش را بر مردی که عاشقانه زیست و عاشقانه به دیدار پروردگارش شتافت  و رسم عشق ورزیدن و عاشقانه زیستن را به ما آموخت،نثار کند و به حساب علم بی کرانش بر تمام اولیایش مخصوصا چمران عزیز رحمت و مغفرت نازل فرمایدومارا در این راه سرنوشت و رسالت سنگین و بزرگ اسلامیمان یاری فرماید.وتوفیق عبور از موانع سخت و دشوار را برایمان مرحمت فرماید.

 

سالروز شهادت

دوباره سالروز شبی رسید که فردایش برای همیشه چمران عزیز اززمین خاکی به سویش خدایش پرواز کرد

همان آرزویی که سالها در انتظارش بود وبه آن رسید

چمران برای همیشه رفت اما خطی که در آسمان دلهای جوینده نور رسم کرد ادامه دارد و راهی به سوی تکامل می جوید.

شهید چمران

به منظور ادامه حرکتی بزرگ در امتداد مسیر باریک جویندگان نور در کل تاریخ

از آدم تا خاتم

و به پهنای تمامی عرش بیکران خداوند متعال که در دل عاشقانش به ودیعه قرار داده

این نور آنچنان بیکران و با عظمت است که دنیای خاکی در مقابلش بی مقدار و ناچیزاست و مردمان خواب رفته و دنیا زده یارای درکش را ندارند

حتی در افق افکار محدودشان

راه چمران

راه بندگی است

راه سوختن پروانه به دور شمع

راه چرخیدن عاشق و طواف به دور کعبه عشق

راه خدا

مسخ شدگی

وقتی که به تاریخ ملل مختلف نگاه می کنیم افرادی را می بینیم که سرنوشت ملت خود را تحت تاثیر قرارداده اند.و در تاریخ آن کشور ازاین افراد به عنوان قهرمان ملی نام می برند و از آنها به نیکی یاد می کنند.

در بسیاری جوامع وضع به همین منوال است خصوصا جوامعی که از لحاظ بلوغ فرهنگی و اجتماعی در سطح بالاتری قرار دارند.

الان بیایید کمی به جامعه خود نگاه کنیم و این موضوع را مورد بررسی قراردهیم.قبل از بررسی و تحلیل این موضوع یک نکته از مرحوم شریعتی به خاطر می رسد که در مورد این موضوع مصداق دارد.

                                                        " مسخ کردن"

وقتی شما می خواهید خصوصیات مثبت یک پدیده یا شخص را انکار کنی و برای او نکته مثبتی قائل نشوی او را نفی می کنی نفی کردن یعنی از ریشه قبول نکردن.و انکار کردن

مثلا یک ملت تاریخ و سابقه تاریخی خود را در نظرش نفی کرده اند مثل جامعه آفریقا.یعنی هیچ سابقه تاریخی ندارم و اصطلاحا ریشه تاریخی ندارم

اما خیلی بدتر از آن مسخ کردن است.یعنی سابقه تاریخی یک ملت را در نظرش نفی نکرده اند.مسخ کرده اند.

آنقدر زشت جلوه داده اند که نه تنها به آن افتخار نمی کند بلکه از آن فرار می کند و نمی خواهد به آن فکر کند.

یعنی از نبودن و نفی کردن هم بدتر

حالا برگردیم به بحث اول یعنی قهرمان ملی

در جامعه ما بعضی واژه ها در نظر بسیاری افراد مسخ شده است

من فکر می کنم واژه "شهید"هم از آن واژه هاست

چرا بعضی ها نسبت به قهرمانان واقعا ملی اینگونه بی مهری می کنند و خود را دور می گیرند که به هر نحوی منتسب به خود نبینند آنها را.

این فرهنگ مریض فراگیر چه عاملی می تواند داشته باشد و چه علتی بر آن مترتب است.

چرا شهید چمران اینقدر غریب است.چرا شهدا واقعا در بطن زندگی مردم جای ندارند !و آنگونه که شایسته آنهاست توسط نسل کنونی مورد الگو برداری قرار نمی گیرند.

البته باز هم یاد یک جمله از مرحوم شریعتی می افتم "اگر می خواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن"

این را هم نباید نادیده گرقت که داعیه داران و مروجین فرهنگ شهدا چگونه آنها را معرفی کرده اند.نگاه انحصار گرایانه به شهید ان و محدود کردن آنها در دایره ای تنگ و ... را هم نباید بی تاثیر دانست.

و عامل مهم دیگر عملکرد کسانی است که خود را منتسب به شهدا می دانند و وارث خون آنها!!!

اما اینها عواملی سطحی هستند که در مقابل عامل ریشه ای مسخ که در تاریخ چند صد ساله ما وارد شده است و ضمیر ناخود آگاه ملتی را تحت تاثیر گذاشته نمود چندانی ندارند و اصطلاحا عارضی هستند که درمان ساده تری د ارند.

پیشنهاد می کنم کتاب"بازگشت به خویشتن و نیازهای انسان امروز"دکتر شریعتی را بخوانید برای وضعیت کنونی جامعه ما هم مصداق دارد

متاسفانه بعد از انقلاب هم "مسخ شدگی در بسیاری از توده های جامعه مان ادامه دارد و فرار از خود به قوت خویش باقیست"

که اصلاح آن به یک برنامه استراتژیک و همه جانبه ی بسیار دقیق نیاز دارد......

حرکت اصلی

جامعه ما به کدامین سو می رود؟!

چرا چهره ای نازیبا بر روی زیباییها کشیده شده است؟

چرا انقلاب امام خمینی و شهدا در نظر بسیاری از مردم تبدیل به حرکتی مزورانه و فریبکارانه شده است؟

چرا نام حکومت اسلامی به جای امید و نیرو در دل بسیاری باعث تلخی و نامیدی شده است؟

یاد جمله شهید چمران می افتم وقتی که گفت؟

اگر این انقلاب شکست بخورد تا قرنها حرکت مقدس اسلامی در زیر خاکستر فراموشی خواهد رفت !و بلند شدن دوباره بسیار سخت تر از حرکت قبلی و انقلاب است.

چمران از متزورین متدین نما بسیار دلخون و پریشان بود.کسانی که خود را در حرکت مقدس اسلامی وارد کردند و باریا و فریب به پیکره حساس انقلاب نفوذ کردند و هم اکنون می بینیم که چه بسیار ریشه دوانده اند.و مصالح مقدس را فدای منافع خویش می کنند.

هم اکنون که در بسیاری جهات اینگونه اوضاع آشفته به نظر می رسد چه باید کرد؟

چرا اینگونه شده است؟

چرا باید اینگونه باشد

آیا ناامید شویم و به گوشه ای در زندگی خود پناه ببریم و انقلاب مقدس امام و شهدا را به دست سرنوشت بسپاریم؟

یا اینکه به اندازه ای که در توان داریم تلاش کنیم

چون قطعا روزی از ما سوال خواهد شد!

یاد جمله آقا مصطفی وقتی که از زبان شمع کوچک گفت:

من ممکن است نتوانم این تاریکی را ازبین ببرم.اما با این روشنایی اندک خویش فرق بین نور و ظلمت و حق و باطل را نشان می دهم.و کسی که به دنبال نور است این شعله کوچک در قلبش بزرگ خواهد بود.

اولین گام امید شدید در سایه توکل به خداوند است.کسی که بر همه شرایط سخت و ناگوار مسلط است و بااراده خویش می تواند سخت ترین موانع را ازپیش پایمان برداردو ناامیدی را در چشم به هم زدنی تبدیل به امید کند.

قدم دوم حرکتی ریشه ای و بسیار زیربنایی است.یا به تعبیری استراتژیک برای پایه گذاری بنیاد تمدنی کاملا ایرانی اسلامی که ممکن است سالها طول بکشد و چند نسل بعد از ما به جواب نهایی برسد برای این کار باید به شدت از لحاظ اطلاعات و دانش زمینه ای قوی باشیم.کار گروه دکتر عباسی از این گونه است.که من هم دوست دارم به آنها بپیوندم.به قول شهید چمران (پوسته سوم انقلاب) زیرا پوسته اول در سال ۵۷ رقم خورد( تغییر نظام سیاسی).ما هنوز پوسته دوم را هم که( تغییر نظام حکومتی و مدیریتی براساس معیارهای کاملا اسلامی و ایرانی) ایجاد نکرده ایم.تا به پوسته سوم (تغییر درونی و شکوفایی در روح انسانهاست) برسیم

به امید آن روز

نوع حرکت ما بسیار آهسته و آرام و اساسی است ولی نیاز به کارمداوم و ازخود گذشتگی و ایثار دارد.....

 

راه تو

روزها پی در پی می آیند و می روند

عشق تو در دل من همچنان باقیست

اما چرا اینگونه خاموش و بی حرکت نشسته ام

مگر تورا ندیدم آنگاه که می سوختی و ناله مستانه ات زمین و آسمان را به لرزه در آورده بود

نشستن جایز نیست ُدر این هنگامه سرنوشت

باید برخواست و راه مقدس تورا همچنان ادامه داد تا این مسیر حرکت تاریخی ادامه یابد

باید محکم برخواست و غبار برنشسته از تهمت و افترا را از چهره انقلاب زدود

کسانی که حق را فدای مصلحت خود کرده اند باید به کنار روند دیگر جایی برای انقلابیون تاجر وجود ندارد.هرچه کرده اند و هرچه بر باد داده اند کافیست

دیگر نمی گذاریم از نام تو برای مصالح خویش خرج کنند

باید برخواست

دیگر جای نشستن نیست.

ادامه ی تو

مصطفی جان گرچه امروز بیست و نهمین سالروز عروجت گذشت .و از آن روزهایی که تو خالصانه بر روی این زمین خاکی قدم می زدی فاصله ای به این مدت طولانی می گذرد.

اما من هیچگاه احساس نکردم ونمی کنم که تو نیستی.

مگر نه این است که خدا فرموده شهدا زنده اندو نزد پروردگار خود روزی می خورند.

خونی که مظلومانه و عاشقانه روزی بر زمین ریخت هیچگاه فانی نمی شود و رنگ مرگ نمی گیرد .

آری تو همچون مولایت حسین جاودانه شده ای و این پیوستن به نور تو را همیشه زنده نگاه خواهد داشت.قلبهای ما مهر تورا آنچنان در خود جای داده است که با هیچ چیز دیگر نمی توان آن را جایگزین کرد و اگر متهم به کفر نشویم ما تورا در حد پرستش دوست داریم و می پرستیم.

اینک نوبت ماست که رسالت تورا بر دوش کشیم و راهت را ادامه دهیم و این انقلاب مقدس را در جایگاه حقیقی خود قرار دهیم .جایگاهی که زمین و زمان تلاش می کنند که مخدوش شود و آن رسالت بزرگ که می خواهند در زیز خاکستر فراموشی و تهمت و ...فرو رود.ما عاشقانه در راهی که تو روزی به ما نمایاندی به پیش خواهیم رفت و با توکل به خدای بزرگ و دعای خیرشما جایگاه حقیقی این انقلاب بزرگ را به جهانیان عرضه خواهیم نمود شمع کوچکی که روزی می خواست فرق بین نور و ظلمت و حق و باطل را بنمایاند اینک تبدیل به هزاران شمع می شود که هر کدام عاشقانه سوختن را و خاکستر شدن را برخواهند گزید و این ادامه خواهد یافت تا اینکه سرانجام در سایه طلایه دار حقیقی نور،شب سیاه و ظلمانی را به روز روشن و طلوع صبح صادق مبدل خواهند ساخت.

طلوع صبح

همیشه تاریخ انسانها را در حصار خود به بند کشیده است.و این زندانی است که خیل عظیمی از نوادگان آدم، یارای عبور از آن را نداشته اند.در این زندان زندگی کرده اند و از آن تاثیر پذیرفته اند.

چگونه شمع کوچکی که در مقابل سیاهی شب می ایستد می تواند تاریخ را تحت تاثیر قرار دهد و تاریخ ساز شود؟!!

دکتر چمران که خود را همچون شمعی می داند که با نور کم و ناچیزش خواهان متمایز ساختن نور و ظلمت است.تا همین نور ضعیف را مظهر عدالت و حقیقت کند و از این راه ،شب زدگان پست را رسوا نماید.نکته زیبا در این است که ما همه ناخوداگاه به دنبال این نوریم و حتی اگر سیاهی را ترویج کنیم باز هم هنگامی که با این نور مظهر، روبرو می شویم آنرا می ستاییم و جلال و جمال حقیقت را درک می کنیم و در دل مورد ستایش قرار می دهیم.چمران نمونه ایست که این نور را برای ما به معرض نمایش می گذارد و مرگ او این شعله شمع را پرنور تر کرده است. اگر چه او سالهاست که بر روی زمین نفس نمی کشد اما شعله ای که در قلبهای عاشق روشن کرده  روزی آتسفشانی خواهد شد که دامانش سیاهی را در هم خواهد شکست وباامام موعود، صبح را به ارمغان خواهد آورد .این وبلاگ  برای همین منظور بر پاشده است و آنان که در دلشان شمع کوچک حقیقت را ستایش می کنند دراین محفل کوچک یکدیگر را خواهند شناخت و دستهایشان را از سرتاسر این کره خاکی به یکدیگر اتصال خواهند داد.و تا طلوع صبح این حرکت را ادامه خواهند داد...

قدرت عشق در زندگی شهید دکتر چمران

قصد دارم در این مقاله به این موضوع بپردازم و یکی از عوامل اصلی عشق شدیدم به مصطفی چمران را توضیح دهم.

در زندگی دکتر چمران یک اثر محرک بسیار قوی به کرات دیده می شود و آن عشق است.

نقاشی شهید دکتر چمران

"عشق محرک حیات و زندگی من است"

متاسفانه به علت استفاده زیاد این کلمه در جامعه و رواج معنی سطح پایین این کلمه شاید در نگاه اول نتوانیم به عمق و عظمت این موضوع پی ببریم.

دست نوشته های شهید چمران عزیز هر دل سنگی را آب می کند و و به اعتقاد من برای مست و دیوانه نمودن انسان کافی است.

پروانه ای که در پهنه ای بی کران از گلها و زیباییها پرواز میکند و حق استفاده کردن از تمام این زیباییها را دارد اما عشق و دیوانگی عشق آنچنان این پروانه را مست نموده است که فقط هنگامی می تواند آرامش را درک کند و به سکون برسد که در خورشید عشق ذوب شود،بسوزد،خاکستر شود ،خاکسترش به باد رود و هیچ اثری از آن نماند.

عشق چیست؟....

 

ادامه نوشته

هرشب دررویایم 

تورا میبینم

تورا حس می کنم

من اینگونه تورا می شناسم ...و اینچنین...

از ورای فاصله ای طولانی

و فضایی که بین ما وجود دارد...

تو آمده ای که خود را به من نشان دهی      و اینگونه....

هر کجا هستی

من اعتقاد دارم که قلبم به تپش ادامه خواهد داد

عشق زمانی بود که من عاشق تو شدم،و در اوج رویاهایم تورا در آغوش گرفتم.

mahdimostafa

چون تو اینجایی

از هیچ چیز نمی هراسم

 و می دانم که قلبم با ایچنین عشقی در آخر پرواز را تجربه خواهد کرد

من می دانم که تو آمده ای تا مرا همراه خود ببری

و من آن لحظه را همواره انتظار می کشم

به یاد تو لحظه های انتظار را سپری خواهم کرد

و هرگز ناامید نخواهم شد.

عربستان رفت كه رفت

با تكرار اتهامات ازسوي وزير خارجه عربستان به ايران و اعلام قطع روابط ديپلماتيك اين كشور با ايران عملا آن چيزي كه دولتمردان ما از آن واهمه داشتند اتفاق افتاد.

اما آن چيزي كه قابل توجه و ملاحظه است اين كه دولت ما بخاطر راضي نگه داشتن عربستان گستاخ و جلوگيري از تشديد بحران ها ي بوجود آمده با محوريت اين غده سرطاني يعني عربستان اشتباهات استراتژيك بزرگي انجام داد.درهرصورت نتيجه اين شد كه عربستان با گستاخي تمام و نشانه گرفتن اتهامات به سمت ايران و توهين هاي مكرر روابطش را با تهران قطع كند اما اگر دولت ما با وسعت ديد و واقع نگري به ماجرا از روز اول وارد اين ميدان مي شد امروز كلي هزينه از دست رفته را بر دوش خود نمي ديد.

وقتي كه حادثه تعرض به دو نوجوان ايراني با برنامه ريزي دقيق سعوديهاي پليد انجام شد ايران به حداقل واكنش اكتفا كرد و حتي طبيعي ترين كار يعني ارجاع اين پرونده به سازمان ملل را مصلحت نديد ، براي اينكه مبادا خللي به روابط با عربستان واقع شود.

درحادثه منا كه جز غم انگيز ترين حوادث قرن حاضر بود دولت دوباره اشتباه استراتژيك خود را تكرار كرد .اما اين بار بدتر، تاجايي كه دولت گستاخ تر شده سعودي حتي به وزراي ايراني اجازه ورود به كشورش را نداد و تنها وزير بهداشت از راه زميني امارات و نه با عنوان وزير ايراني وارد عربستان شد .همچنين درخواست ملاقات ارائه شده از سوي ظريف به وزير خارجه عربستان  با بي احترامي از سوي عادل الجبير رد شد و اين  يك امتياز بيشتري بود براي افزايش گستاخي و جسورتر شدن سعويهاي پليد.

روندهاي اتفاق افتاده در دوسال و نيم اخير راه را براي اقدامات هرچه تند تر و بي پرواتر عربستان باز كرده است تاجايي كه دردو روز گذشته خبر شهادت مظلومانه شيخ نمر باقر النمر داغي سخت بردامان محبين اهل بيت و مسلمانان جهان گذاشت. درصورتي كه اگر دولت ايران از روز اول با زبان قدرتمند و نه محافظه كارانه و واهمه مدار با رفتارهاي خارج از عرف عربستان برخوردي محكم كرده بود ، به احتمال زياد شاهد حوادث مكرر و تلخ بعدي نبوديم. درصورتي كه جناب روحاني سياست هايش را با همين روال تنش زدا و گفتگو محور دنبال كند و تمامي مهره هايش را درزمين تنش زدايي و محافظه كاري ديپلماتيك بچيند احتمالا هنوز شاهد اقداماتي تلخ تر از سوي جبهه مقابل خواهيم بود.

دردنيايي كه روابط بين الملل نه با توسل صرف به روابط ديپلماتيك نرم و تنش زدايانه بلكه با استراتژي هاي دقيق، هوشمندانه و اقدامات به موقع و متقابل جواب مي دهد بايستي مبتني برتجربه هاي تلخ اخير دولت اقدامات خود را اصلاح كند و درمسير جلوگيري از خسارت هاي آينده گامي محكم و جدي بردارد.

 

گروه تحليلي بازچمران

نشانه اي برحوادث واقعه

شهادت مظلومانه رهبر شيعيان عربستان شهيد شيخ باقرالنمر تبريك و تسليت باد.بي شك اين اقدام جنايت كارانه رژيم پليد آل سعود نشانه اي ديگر از نشانه هاي سقوط اين خاندان ظالم كثيف و يهودي است .به حول و قوه خداوند متعال.

دراين ميان گفتن نكاتي ضروري به نظر مي رسد:

فشارهاي  جبهه استكبار و ايادي آن درمنطقه طي دوسال و نيم گذشته به نحو بارز و چشمگيري افزايش يافته است.برخلاف انتظار دوستاني كه برطبل گفتگو و تنش زدايي مي كوبند ، تاريخ كفر و ظلم و استكبار نشان داده است كه اساسا اين جبهه اهل گفتگو و منطق و مذاكره نيست و بيصبرانه تعهداتي را هم كه درگفتگو و رفتارهاي منطقي داده است پايمال مي كند.

به عقيده نگارنده اعدام شهيد مظلوم شيخ نمر هم به سياست هاي ايران در سالهاي اخير مرتبط است چون تنها ايران است كه با گرفتن موضع قدرتمندانه يا ضعيف برنامه هاي طرف مقابل و نوچه هاي آن را تنظيم مي كند كمااينكه درطي ساليان گذشته ديده شده است كه هروقت موضع ايران قدرتمندانه و محكم بوده ،جبهه مقابل مجبور به عقب نشيني و انفعال گشته است.الان مي بينيم كه بعد از يك روز ازاعلام شهادت آيت الله شيخ نمر پیام رئیس جمهور به نحوی تقریبا نرم و با ملاحظه کاری سیاسی دیپلماتیک  اعلام گردید.درحالي كه درحادثه پاريس ديديم كه بدون معطلي پيام محكوميت و همدردي رئيس جمهور و وزير خارجه اعلام گرديد.دولت روحانی ازیک طرف می خواهد که برمبنای سیاست گفتگو محور و تنش زدا به عربستان نزدیک شود ومشکلات پیچیده را حل کند و از یک طرف رفتارهای غیرانسانی و جنایتکارانه رژیم آل سعود را نمی تواند نادیده گرفته و کاملا سکوت کند.سياست تنش زدايي همچون رفتار آتش نشاني مي ماند كه دائما به دنبال خاموش كردن شعله هاي اتش است.اين رفتار آيا درزماني كه شما دريك جبهه تمام عيار تقابل فرهنگي و نظامي قرارگرفته اي جوابگو است؟ يا اينكه اين رفتار باعث تحريك طرف مقابل شما به بيشتر كردن شعله هاي آتش مي شود.این شرایط را می توان شبیه شرایطی دانست که دردولت سید محمد خاتمی ایجاد شد.یعنی سیاست های تنش زدایی درایران و گفتگو محور نتیجه اش این شد که ایران طی دو جنگ افغانستان و عراق مورد محاصره قرار گرفت،جبهه استکبار جسورتر شد تاجایی که ایران توسط بوش به عنوان یکی از سه کشور محور شرارت معرفی گردید و درمقابل ایده گفتگوی تمدنها ایده جنگ تمدنها از سوی ساموئل هنتینگتون بیان شد.

متاسفانه دولت ايران با پيش گرفتن سياست گفتگو، لبخند و تنش زدايي دقيقا مانند يك مامور آتش نشاني سرگردان در گرداب آتش دشمنان گرفتار شده است .انتظار مي رفت كه دولت اين مقدار متوجه باشد كه اساس اختلاف گفتماني و فرهنگي ما باغرب با تسامح و گفتگو قابل حل و برطرف شدن نمي باشد.و دردنيايي كه استراتژي هاي منفعلانه جواب خود را پس داده اند و نتيجه اي جز عقب نشيني و شكست دربرنداشته اند،راهي عزت مندانه و منطقي قوي را درپيش مي گرفت.شايد افرادي كه دلبستگي به سياست هاي دولت و منطق گفتگو با دشمن و دنياي كفر دارند تحليل هاي حاظر را نپسندند،فقط استدعاي نگارنده اين است كه اين صحنه ها و حادثه ها و نتيجه ها و روش ها را به خاطر بسپاريد و فراموش نكنيد،روزهاي سرنوشت ساز و روشنگرانه تري پيش رو داريم.تا مي توانيد رفتارها را تحليل كنيد و نتايج ان ها را ببينيد.خداوند اين ايام را ايامي قرار داده كه آشكار شدن  منطق اهل ايمان و ضعف و منطق دنيا طلبان و اهل نفاق روز به روز قابل درك بيشتر و آسان تر است.ايام فتنه ها ايامي است كه منافق و مومن از يكديگر متمايز شده و پرده نفاق و دورويي ازچهره اهل ان كنار رفته و چهره واقعي اهل نفاق عيان مي شود.تنها كساني مي توانند ازاين آزمايشات سخت بيرون روند و نجات يابند كه اهل ايمان باشند و به وعده هاي خداوند اطمينان داشته باشند و مصلحت طلبي شخصي و گروهي را كنار گذارند و درمقابل جبهه كفر و استكبار آنگونه عمل كنند كه قرآن شريف مي فرمايد:

«اَلَّذِینَ ءَامَنُواْ یُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِ الطَّغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَنِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا»؛ «کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می کنند و آنها که کافرند، در راه طاغوت (بت و افراد طغیانگر)؛ پس شما با یاران شیطان پیکار کنید؛ زیرا نقشه شیطان، ضعیف است.»

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید از بیگانگان [دوست و] همراز مگیرید. [آنان] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‏ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه [از دشمنی و کینه]  سینه‏هایشان نهان مى‏دارد بزرگتر است در حقیقت ما نشانه‏ها[ى دشمنى آنان] را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید (آل عمران 118).»

کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاَ یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ  چگونه [ آنان عهد نگه میدارند] با اینکه اگر بر شما دست‏یابند در باره شما نه خویشاوندى را مراعات مى‏کنند و نه تعهدى را. شما را با زبانشان راضى مى‏کنند و حال آنکه دلهایشان امتناع مى‏ورزد و بیشترشان منحرفند (توبه 8)

فَمَا اسْتَقَامُواْ لَکُمْ فَاسْتَقِیمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ پس تا با شما [بر سر عهدشان] پایدارند،[بر سر عهدتان] با آنان پایدار باشید زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مى‏دارد (توبه 7)

 

گروه تحليلي بازچمران

توافق هسته اي فرصت يا تهديد

باگذشت فراز و نشيب هاي مسير هسته اي كشور و رسيدن نوبت به دولت جناب روحاني شاهد چرخش هاي شديد درسياست هاي هسته اي كشور شديم.اين چرخش ها دراثر مقدماتي بود كه دراثرفشارتحريم ها بركشور و شرايط اقتصادي مردم وارد شده بود.

فشارتحريم ها و فراتر از آن بوق و كرناهايي تبليغاتي يك عده درداخل و رسانه هاي خارجي سبب شد كه سوژه رفع تحريم ها و تمركز روي آن به عنوان يك استراتژي انتخاباتي براي بعضي كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري تبديل شد.حتي يك سري مدارك معتبر نيز رو شد كه نشان مي داد يك عده درداخل از امريكا درخواست افزايش تحريمها را داده بودند تا بهانه اي شود براي به زمين خوردن دولت احمدي نژاد و سياست هاي دولت دهم.اين روي سكه بسيار دردآور و زشت است كه نشان دهنده وجود جرياناتي بسيار كثيف و خائن در درون بدنه مديريتي كشور و انقلاب است.فعلا ازتحليل اين روي سكه مي گذريم.

به هرصورت با پيروزي حسن روحاني درانتخابات زمزمه هاي مذاكرات و توافق برد و برد و شكستن تابوي 35 ساله عدم ارتباط با آمريكا به گوش مي رسيد. براي يك عده اين حرف و حديث هايي كه روزي تنها آرزو و خيال بود درحال تبديل شدن به واقعيت بود و شوق وصف ناپذير از انزوا خارج شدن ايران و پيوستن درجرگه كشورهاي داراي رابطه با آمريكا و روابط معمولي با اين كشور برايشان شور و حالي ايجاد كرده بود.به سبك روش هاي قديميشان قبل از داغ شدن ماجرا و دامن گير شدن بحث مذاكرات دركشور ، شروع به ساختن برچسب هاي تحقير كننده كردند تا پيشدستانه مخالفان را ازصحنه خارج كنند.عناويني همچون دلواپس- تندورها و...به نحوي گسترده دركوي و برزن پخش شد و هركس كه به نقد سياست هاي دولت مي پرداخت سريع برچسب دلواپسي و مواردي مشابه ان نثارش مي شد. و درمقابل افرادي همچون ظريف به قهرمانان تاريخ و افرادي كه تاريخ به احترامشان خواهد ايستاد مشهور شدند و اينچنين هياهوي تبليغات و جارو جنجالهاي شيخ حسن و تيمش عرصه را بر منتقدان سخت و سخت تر مي كرد و هرازگاهي توهين ها و جسارت هاي شيخ حسن و دارو دسته اش به منتقدين نشان از جديت تيم دولت يازدهم در استفاده از ابزارهاي قرون وسطايي وروش هايي دور از ادب و انصاف بود.

اين جريان ادامه پيدا كرد.تااينكه برجام بعد از دوسال به عنوان يك سند رسمي به تصويب دولت ها رسيد. اما اتفاقي كه درعرصه عمومي كشور درحال رخ دادن است، برخلاف روز هاي اول شروع به كار دولت و دلخوشي ها و خوش خيالي ها درمقابل دلواپسي ها، مي بينيم كه كم كم ازشمار افرادي كه به مذاكرات و تفضل كدخدا دلبسته بوند كاسته مي شود و باهر شوك جديدي كه از طرف آمريكا به عنوان يك چماق برسراين دولت كوبيده مي شود نيات و ماهيت آمريكا كه قبلا توسط رهبر انقلاب تذكر داده شده بود بيشتر رو مي شود. و كساني كه با خوش خيالي و يا بعبارت بهتر خيال خام روز هايي شيرين و گل و بلبل را انتظار مي كشيدند اكنون روز به روز به ساده لوحي و فريب خوردگي خود بيشتر پي مي برند.كه البته قبلا نيز از اين سوراخ گزيده شده بودند.

اكنون كشور درحالتي قرارگرفته كه روز به روز عقب نشيني ها بيشتر مي شود و درمقابل پيشروي هاي طرف مقابل كه چند سال در موضع انفعال قرارگرفته بود روز به روز بيشتر مي شود.

البته متاسفانه با توجه به نزديك بودن دو انتخابات مهم ياران دولت سعي درلاپوشاني اين شكست هاي بزرگ به هرنحوي را دارند و مي كوشند تا چهره قبيح و زشت آمريكا و همچنين سادگي و فريب خوردگي و استراتژي شكست خورده خود را پنهان كنند. قانون منع سفر اتباع 36 كشور به آمريكا دقيقا هشداري بود كه رهبر معظم انقلاب ما هها قبل به دولتمردان ساده لوح  جمهوري اسلامي داده بود ولي چه رازيست دراين سرسپردگي به استكبار و روشهاي ياسرعرفات گونه بنده نمي دانم.چه مار زهرآلود و خوش خط و خالي است كه هردفعه يك عده از آن نيش زده مي شوند و دوباره با كمال تعجب دفعه بعد آن را ريسمان سياه و سفيد مي بينند و سرعقل نمي آيند؟

به عقيده بنده بايستي اين نوع رفتار دولتمردان كه دراين دوساله كمال ضعف و استيصال را از خود نشان دادند و نه تنها با سياستهاي غلط خود عزت پاسپورت ايراني را ازبين بردند بلكه اعتبار پاسپورت ديگر ملت ها را نيز خدشه دار كردند، بايستي از ديدگاه دقيق روانشناسي شود و اين سئوال به عنوان يك طرح علمي مطرح شود كه چرا يك عده علي رغم تجربه هاي تلخ و سياه گذشته بازهم از روي اعتماد و خوش خيالي به سمت استكبار و ايادي آن كشيده مي شوند و ضربه هاي بزرگ را به كشور و ملت خود وارد مي آروند؟؟

گروه تحليلي بازچمران

انتظار سبز ترین عروج همراه با تو

می تواند مرا به اوج بام آسمان پرواز دهد

و تلالو نوید بخش صبح را به دل خسته ام ارزانی بخشد.

ای معنی بلند ترین آرزوهایم

به بلندای عروج بی کرانت بلندم کن.

سوگند مصطفی

بارها قسم نامه دکتر چمران را خوانده ام و هر بار با حقیقتی ارزشمند آشنا شدم ، حقایقی که می توان به قداست آنها سوگند یاد کرد .

وقتی کسی چون چمران به پاوه و مقاومتی که در آن صورت می گیرد و یا به کردستان و مردمش سوگند

می خورد من به حرمت خاک و سرزمین مادری بیشتر معتقد می شوم.

اگر او فریاد و عرق سربازی را شایسته قسم خوردن می داند و اگر به شرف و خون و شهادت و رسالت و انقلاب سوگند یاد می کند من در می یابم که زندگی رویدادی با مفهوم تر از آن است که بتوان در حصار

 مادی گرایی خلاصه اش کرد.

آه و اشک ، ضجه و درد در قسم نامه یعنی نهاده شدن عناصری در سرشت آدمی که او را در تمام جهان هستی ممتاز می گرداند ، عناصری مقدس که می توانند شاهد بین آدمی و آفریدگارش باشند .

و در پایان وقتی به دلایل او برای سوگند یاد کردن می رسم از خود می پرسم چگونه می شود در هجوم  آرزوهای وسوسه انگیز ، آرزوی پاسداری از آب و خاک و گسترش عدل و داد را داشت و برای  اثبات راستی گفتار خدای بزرگ را شهید و شاهد قرارداد.  

نویسنده :ترجیحا ناشناس

واژه های تو

جملات تو برای من عبادت به همراه می آورد ،  مگر نه اینکه تفکر، خود عبادت محسوب می شود ،  من می اندیشم به هر واژه ای که تو روزگاری با ایمان و تفکر به آن رسیده بودی ، می اندیشم و اندیشیدن خود را عبادت می دانم چرا که رنگی از دروغ و تزویر نه در گفتار تو و نه در اعمالت نمی بینم ، وقتی تو

 می گویی فقط به خاطر خدا من باور می کنم ، چرا که خدا نیایش دروغ گویان و ریا کاران را در طول زمان نگاه نمی دارد و به گوش آیندگان نمی رساند .

وقتی تو می گویی:

 من چیزی از تو نمی خواهم ، من سرباز گمنامم ، من درویشی سر و پا برهنه ام ، وهنگامی که چشم از جهان فرو می بندم می خواهم هیچ چیز نداشته باشم ، می خواهم تلاشم فقط به خاطر خدا باشد ، می خواهم از هر شائبه خودخواهی و خود بینی بدور باشم ، می خواهم بسوزم تا راه را روشن کنم ، می خواهم رسالت بزرگ اسلامی تحقق پذیرد ، و این تحقق بزرگترین پاداشی است که مرا خوشحال میکند ، راستی که چه پاداشی بزرگتر از پیروزی رسالت محمدی (ص) ، از گسترش عدل وعدالت ، از سیطره انسانیت ، از نفوذ حق و عدالت بر همه انسان ها است ........ ( برگرفته از کتاب کردستان )  

من باور می کنم .

خاطره های رویایی

یادم می آید آن روزها که دستنوشته های شهید چمران را می خواندم و اشک می ریختم و در دلم امید و آرزوی پیوستن به قافله نور زیاد بود و لحظه های زندگیم رنگ و بویی از جنس خواسته های متعالی داشت و رویاهای بزرگ و عاشقانه.

اما امشب که پس از مدتها دوباره چشمانم را اشک نمناک کرد ،خود را در وضعیتی سخت و دشوار می بینم .

دلم تنگ است،می بینم که امتهانهای الهی بر من گذشته اند و همچنان بهت زده نگاه می کنم این جریان تلخ را.

امشب پس از مدتها به آسمان نگاه کردم ماه را دیدم که همچنان آرام و ساکت نظاره گر ما است.

آنقدر در دنیا وهیاهوی هیچ و پوچ غرق شده ام که حتی به ماه هم نگاه نکردم که ببینم بالای این زمین کوچک و محدود هنوز خلقت و حیات ادامه دارد و چشمان به زمین دوخته شده را هرچند لحظاتی به سوی آسمان بدوزم و آرامش آن بالا را با تمام وجود و ادراکم احساس کنم .

خدایا در این لحظات سخت تنها به تو امید دارم ،ناامیدم از خود و نفس سوداگرم،اما می دانم که تو بزرگ و باشکوهی و همه چیز دردست باقدرت تو است.

1/2/87

 

ادامه نوشته

آثارو فواید درد و غم3

 

فواید وآثاری را که بر درد و غم می توان مترتب نمود :

1-بیداری و به خود آمدن یعنی همان"یقظه"شهیدچمران در ای باره می فرماید:

"درد، دل آدمی را بیدار می کند.روح را صفا می دهد،غرور و خودخواهی را نابود می کند،نخوت و فراموشی را ازبین میبرد،انسان را متوجه وجود خود می کند.انسان گاه خودش را فراموش می کند که بدن دارد،فراموش می کند که چقدر ضعیف است،فراموش می کند که مسافرالی الله است که باید کجا برود."

 

رسول خدا(ص)در این باره می فرمایند:بلای بزرگ با اجر بزرگ پاداش داده می شود و هرگاه خداوند

 بنده ای  را دوست بدارد،به بلای بزرگ گرفتارش سازد .پس هرکه راضی شود،نزد خدا برای او رضا باشد و هرکه ناراضی باشد برایش غضب."

2-شهید چمران درباره ی فایده ی دوم درد می فرماید:

    "خدایا! تو را شکر می کنم که باران تهمت و دروغ و ناسزا علیه من سرازیر کردی تا در میان توفان های وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه ور شوم و ناله ی حق محو ونابود گردد ودر دامان عمیق و پر شکوه درد،سر به گریبان فطرت خود فرو برم و درد ورنج علی (ع) را تا اعماق روحم احساس کنم."

بنابراین درد وغم لازمه ی بیدار شدن، شستشو دادن فطرت از زنگارها، آلودگی ها، غبارهای غفلت، دنیا زدگی هاو گناهان است.

 

شتاب ممنوع

وقتی انسان به آخرت فکر می کند و از عذاب و انتقام خداوند به وحشت می افتد ، درحالتی مضطرب و عجولانه سعی می کند که به زندگیش نور ایمان وارد کند و بدیهایش را از بین ببرد و دیگر بدی نکند.

بعد از مدتی که با این فکر و خیال تلاش می کند و سپس بعد از اینکه خود را می سنجد و ارزیابی می کند می بیند که تغییر آنچنانی و درخور توجهی نکرده است و بدیها و سیایی ها به جای خودشان باقی اند.

آنوقت است که یک انسان عاقل به این نتیجه می رسد که پاک شدن و رها شدن از بدیها هم به دست خداست و اوست که هرکه را بخواهد پاک می کند و هدایت می نماید.

یهدی بنوره من یشا و یضل و یشا

نسیم وصل

بنام خداوند بخشنده مهربان

خداوند دانا و مقتدر و آفریننده تمام زیباییها

نوعی از این زیبایی آنچنان شوری در انسان پدید می آورد که او را سرگشته و پریشان می نماید.

اورا بی قرار و شیدا می سازد و تاریخ را پر از ماجراهایی می کند که همه ازاین چشمه سروده شده اند و ان عشق است.

ما چنین بی قرارعشق می شویم،

و خالق این عشق کسی نیست جز خداوند متعال،پس چگونه این زیباییها را در سرچشمه شان جستجو نکنیم؟!

آن جا که تمام این جلوه های مست کننده از جنس بی نهایت است و مستی در حد کمال.

ای عزیز تو دنبال چیزی هستی که اگر شب و روز هم در فراقش اشک بریزی کار زیادی نکرده ای

قسم به پروردگارت که تو را آفرید و روز الست به تو فرمود :

الست بربکم الاعلی ؟

و تو گفتی  :"بلی" خون گریه کردن هم در این فراق کار زیادی نیست.

نسیم وصل هر لحظه در حال وزیدن است و چه بسیار آنها که آن را احساس

 می کنند ...

 

سالروز شهادت مصطفی عزیز

روزی که روح ملکوتی اش از زندان تار و سیاه دنیا آزاد شد و به سوی عالم ابدیت که سالها انتظارش را

 می کشید پرواز کرد و به ملا اعلی پیوست.

خداوند را سپاسگزاریم که مارا با روح آسمانی مصطفی عزیز آشنا نمود ،و در این دنیای پر از هیاهو و فریاد و تباهی پنجره ای را از این سمت به سوی حقیقت زیبا و بی نهایت عالم به رویمان گشود.

در پرواز با روح مصطفی با حقایقی آشنا شدم که هرگز آنها را به این وضوح درک نکرده بودم،ودلم به نوری آرام گرفت که بی نظیر بود .

دعا می کنیم که بتوانیم با آرمانهای بزرگ و اهداف الهیمان رفتار و منش خویش را هماهنگ و منطبق سازیم و با ثباتی شایسته و در خور به سوی آن نور بی نهایت پیش رویم و ظواهر فریبنده و متوقف سازنده با لطف خداوند نتوانند مانع این حرکت شوند.

در این روز بزرگ خاضعانه از خداوند متعال می خواهم که موانع موجود را برطرف نماید و ما را در راه بندگی و رسیدن به حقیقت متعالی همچنان یاری و راهنمایی فرمایدو درود بی کرانش را شمامل تمام اولیایش مخصوصا مصطفی عزیز فرماید.

۳۱/۳/۸۸

شهید دکتر چمران

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

 

                                          ای بی خبر زلذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

                                         ثبت است بر جریده عالم دوام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

                                          زان رو سپرده اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست

                                            نان حلال شیخ زآب حرام ما

حافظ

تنهایی

  چه زیبا زیستی که پایان انتظار سبزت سرخی خونت بود.

پایان تو حقا که پایان نبود.

بلکه آغاز بود برای رسیدن و رساندنچمران آمريكا

دستهایی که محتاج دستگیری و قلبهایی که در انتظار توجه و نوازش اند

مدتها بود که از سوختن در تاریکی و سیاهی ها رنج میبردم

و هر بار که به دنبال نور می رفتم وسوسه خواب شوق حرکت را از قلبم می ربود

تا بدانجا که تو آمدی در پهنه قلبم و در این طوفان وحشت زا تو را دیدم

اولین چیزی که مرا مسحور و شیفته تو کرد، زیبایی و لذت سوختن در نگاه تو بود

دیدم که رنج و بلا آنگونه که می گویند زشت نیست

فهمیدم که راز زندگی و مفهوم حیات در آرام نشتن به گوشه ای برای به حدکثر رساندن لذات و راحتی ها نیست

دانستم ، آنها که به دنبال لذت و راحتی می دوند کمتر به آن می رسند، زیرا که ندانسته رنجها را به جان می خرند تا شاید روزی آرامشی!

و نهایتشان مرگی خاموش!

تو به من آموختی زیباترین زیستن را.

آنجا که با تمام وجود و اختیار به لذات و تمعتعات حیات دست رد میزنی و خود را به دامان حرمان و تنهایی و درد می افکنی و بلا و مصیبت را به جان می خری تا شاید ذره ای از درد محرومان بکاهی و رنج آنان را به دوش کشی.

این است حیات تو

و این نگاهی است که بسیاری از مردمان روزگار از آن بی خبرند و حتی آن را انکار می کنند.

آنها گم گشتگانی هستند که زیستن را به بهای خاموشی خریده اند و انگونه که تو گفتی اسیر و برده حوادثند.

بگذار تا بگویند.

بگذار تا هرچه می خواهند در آن تاریک سرایشان بگویند و هرچه را که نمی بینند حقیرانه تفسیر کنند .

چه خواهند گفت ان هنگام که صبح روشنایی از پس شب تار طلوع کند؟؟

 

دریافت فایل صوتی متن

مهدی

متولد سال بعد از عروج مصطفی ی عزیز

تحصیلات لیسانس مهندسی صنایع

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی(eMBA)

مدرس دانشکده شهید چمران-(فعلا نیستم)

کارشناس کنترل پروژه مدیریت طرح جامع برق شرکت ملی مس ایران

متاهل دارای یک فرزند دختر

 

شب اشک اینچنینم کرد                        ورنه من بی خبر بودم!

 

سلسله مباحث پیرامون هدف خلقت

 

قصه شمع


 

آنگاه که شعله ای در قلبی فروزان می شود آرام آرام وجودی را گرم می کند گرم و گرم تر تا بدانجا که این گرما تبدیل به آتشی سوزان و مرگبار میشود . آتشی که چون آتشفشانی به فوران می آید و می سوزاند و می گدازد و هستی انسان را به بی قراری و تکاپو وادار می کند و در پی این تحول حرکتی آغاز می شود.


نقاشی های دکتر چمران



حرکتی به سمت ناشناخته ها ِ به سمت خطر حرکتی که نتیجه اش جدا شدن از یک وضعیت ساکن و آرام و رها شدن از سکون و تنهاییست و انتهایش رسیدن به یک حقیقت است. حقیقتی ثابت و زیبا که خواستن و آرزو کردنش موجب رها کردن آرامش و خواب دلنوازو نپذیرفتن واقعیت موجود و حاکم شد.


 

و همین بی قراریست که هدف را ایجاد می کند ِ هدفی که مفهوم آن راضی نشدن به آنچه که هست وبی قراری وتلاش برای رسیدن به آنچه که باید باشد.
این هدف است که آنگاه که شکل گرفت و استوار گردید دیگر هیچ قدرتی در مقابلش یارای ایستادن ندارد.

آیا می دانی که هدف شمع چیست ؟ شمع تنها یک هدف دارد ِ سوختن سوختنی که پایانش مرگ است ولی همین سوختن نتیجه اش چیست؟
نور وزیبایی

پس آیا می توان شمع بود ولی تاریک بود تا تمام نشد؟
می توان شمع بود ولی در تمنای سوختن برای نشان دادن نورو زیبایی نبود؟
شمع می سوزد ِ آب می شود ولی نور می شود و روشن می کند چرا که عاشق است ونشانه عشق نور است.

پرواز را چه ؟
ازپرواز چه می دانی؟
چگونه می توان پرنده بود ِ اما در قفس خوشحال بود و به آن زندگی دل بست؟
چگونه می توان پرنده بود ولی پرواز را فراموش کرد وبه لذت های درون قفس راضی شد؟

هرکسی در مسیر زندگی خود دغدغه ها و ونگرانیهایی دارد که نتیجه سختیهاییست که که در مقابل خود می بیند .اما همه سختیها مثل هم نیستندِ

د ر یک شب سیاه بی قراری شب زدگان از جنس سیا هیست ِ سیاهی که در اثر رنگ پذیرفتن و هم رنگ شدن با شب ایجاد شده است.

درد فردا ِ درد بی خود بودن ِ درد ترس و درد خودخواهی.

اما بی قراری شمع چیست؟

درد سوختن ِ درد ادراک ِ درد تنهایی  ولی درد ورای این درد ها درد شمع درد عشق است.

عشقی که منتهای امید شمع را نا بود شدن قرا ر داده است  ِ برای نشان دادن نور و زیبایی .

و اینگونه میگوید:

من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم  ِ ولی با همین روشنایی کوچک فرق ونور ِ حق وباطل را نشان می دهم و کسی که به دنبال نور است ِ این نور هرچقدر کوچک باشد ِ در قلب او بزرگ خواهد نمود.(شهید چمران)

و همین نور به ظا هر کوچک است که در پهنه بی کران شب فرق میان تاریکی و روشنای را نمایان می سازد و سلاح توجیح را ا ز دست شب زدگان می رباید و آنا ن را چنان رسوا می سازد که به امید خواب و فراموشی چشمها یشان را به روی حقیقت می بندند و به سرگشتگی خود می افزایند.

 

چه پرنده های بسیاری که قفس را جزئی از زندگی خود می دانند و خود را هم  جزئی از آن.

وچه بسیار پرنده هایی آنگاه که چشم گشوده اند خود را  در قفس دیده اند و از پرواز هیچ نمی دادند .

و چه سخت تر آ نهایی که به زندگی در قفس دل بسته اند و چرایی زندگی را در عوض چگونگی آن از دست داده اند و روزمرگی وسکون آرزوی پرواز را از خاطرشان جدا نموده است.

چه بسیار شمعها که خاموشند و در مقابل چیرگی شب مات و مبهوت و تسلیم شده اند وروشن شدن را نشانه حماقت و بی فایده می دانند.

چه بسیار شمعهایی که سعادت را در خاموشی و سکوت جستجو می کنند ِ وبه خاطر تکذیب نور آنچنان به خود مشغول شده اند که دیگر قدرت درک هیچ مفهومی از جنس حقیقت را ندارند و به هر سو که رو می کنند جز سرگشتگی و پو چی چیزی عایدشان نیست.

آنها که از سوختن ترسیدند ومرگ وخاموشی را به بهای روشنایی و نور خریدند.

وبد به حالشان آنگاه که آفتاب طلوع کند و صبح شود ِ در مقابل زیبایی مطلق چه خواهند گفت ؟

آنگاه که از آنان پرسیده شود که چه کردبد؟؟؟

ادامه نوشته