نشانه اي برحوادث واقعه
شهادت مظلومانه رهبر شيعيان عربستان شهيد شيخ باقرالنمر تبريك و تسليت باد.بي شك اين اقدام جنايت كارانه رژيم پليد آل سعود نشانه اي ديگر از نشانه هاي سقوط اين خاندان ظالم كثيف و يهودي است .به حول و قوه خداوند متعال.
دراين ميان گفتن نكاتي ضروري به نظر مي رسد:
فشارهاي جبهه استكبار و ايادي آن درمنطقه طي دوسال و نيم گذشته به نحو بارز و چشمگيري افزايش يافته است.برخلاف انتظار دوستاني كه برطبل گفتگو و تنش زدايي مي كوبند ، تاريخ كفر و ظلم و استكبار نشان داده است كه اساسا اين جبهه اهل گفتگو و منطق و مذاكره نيست و بيصبرانه تعهداتي را هم كه درگفتگو و رفتارهاي منطقي داده است پايمال مي كند.
به عقيده نگارنده اعدام شهيد مظلوم شيخ نمر هم به سياست هاي ايران در سالهاي اخير مرتبط است چون تنها ايران است كه با گرفتن موضع قدرتمندانه يا ضعيف برنامه هاي طرف مقابل و نوچه هاي آن را تنظيم مي كند كمااينكه درطي ساليان گذشته ديده شده است كه هروقت موضع ايران قدرتمندانه و محكم بوده ،جبهه مقابل مجبور به عقب نشيني و انفعال گشته است.الان مي بينيم كه بعد از يك روز ازاعلام شهادت آيت الله شيخ نمر پیام رئیس جمهور به نحوی تقریبا نرم و با ملاحظه کاری سیاسی دیپلماتیک اعلام گردید.درحالي كه درحادثه پاريس ديديم كه بدون معطلي پيام محكوميت و همدردي رئيس جمهور و وزير خارجه اعلام گرديد.دولت روحانی ازیک طرف می خواهد که برمبنای سیاست گفتگو محور و تنش زدا به عربستان نزدیک شود ومشکلات پیچیده را حل کند و از یک طرف رفتارهای غیرانسانی و جنایتکارانه رژیم آل سعود را نمی تواند نادیده گرفته و کاملا سکوت کند.سياست تنش زدايي همچون رفتار آتش نشاني مي ماند كه دائما به دنبال خاموش كردن شعله هاي اتش است.اين رفتار آيا درزماني كه شما دريك جبهه تمام عيار تقابل فرهنگي و نظامي قرارگرفته اي جوابگو است؟ يا اينكه اين رفتار باعث تحريك طرف مقابل شما به بيشتر كردن شعله هاي آتش مي شود.این شرایط را می توان شبیه شرایطی دانست که دردولت سید محمد خاتمی ایجاد شد.یعنی سیاست های تنش زدایی درایران و گفتگو محور نتیجه اش این شد که ایران طی دو جنگ افغانستان و عراق مورد محاصره قرار گرفت،جبهه استکبار جسورتر شد تاجایی که ایران توسط بوش به عنوان یکی از سه کشور محور شرارت معرفی گردید و درمقابل ایده گفتگوی تمدنها ایده جنگ تمدنها از سوی ساموئل هنتینگتون بیان شد.
متاسفانه دولت ايران با پيش گرفتن سياست گفتگو، لبخند و تنش زدايي دقيقا مانند يك مامور آتش نشاني سرگردان در گرداب آتش دشمنان گرفتار شده است .انتظار مي رفت كه دولت اين مقدار متوجه باشد كه اساس اختلاف گفتماني و فرهنگي ما باغرب با تسامح و گفتگو قابل حل و برطرف شدن نمي باشد.و دردنيايي كه استراتژي هاي منفعلانه جواب خود را پس داده اند و نتيجه اي جز عقب نشيني و شكست دربرنداشته اند،راهي عزت مندانه و منطقي قوي را درپيش مي گرفت.شايد افرادي كه دلبستگي به سياست هاي دولت و منطق گفتگو با دشمن و دنياي كفر دارند تحليل هاي حاظر را نپسندند،فقط استدعاي نگارنده اين است كه اين صحنه ها و حادثه ها و نتيجه ها و روش ها را به خاطر بسپاريد و فراموش نكنيد،روزهاي سرنوشت ساز و روشنگرانه تري پيش رو داريم.تا مي توانيد رفتارها را تحليل كنيد و نتايج ان ها را ببينيد.خداوند اين ايام را ايامي قرار داده كه آشكار شدن منطق اهل ايمان و ضعف و منطق دنيا طلبان و اهل نفاق روز به روز قابل درك بيشتر و آسان تر است.ايام فتنه ها ايامي است كه منافق و مومن از يكديگر متمايز شده و پرده نفاق و دورويي ازچهره اهل ان كنار رفته و چهره واقعي اهل نفاق عيان مي شود.تنها كساني مي توانند ازاين آزمايشات سخت بيرون روند و نجات يابند كه اهل ايمان باشند و به وعده هاي خداوند اطمينان داشته باشند و مصلحت طلبي شخصي و گروهي را كنار گذارند و درمقابل جبهه كفر و استكبار آنگونه عمل كنند كه قرآن شريف مي فرمايد:
«اَلَّذِینَ ءَامَنُواْ یُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِ الطَّغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَنِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا»؛ «کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می کنند و آنها که کافرند، در راه طاغوت (بت و افراد طغیانگر)؛ پس شما با یاران شیطان پیکار کنید؛ زیرا نقشه شیطان، ضعیف است.»
«اى کسانى که ایمان آوردهاید از بیگانگان [دوست و] همراز مگیرید. [آنان] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمىورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه [از دشمنی و کینه] سینههایشان نهان مىدارد بزرگتر است در حقیقت ما نشانهها[ى دشمنى آنان] را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید (آل عمران 118).»
کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاَ یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ چگونه [ آنان عهد نگه میدارند] با اینکه اگر بر شما دستیابند در باره شما نه خویشاوندى را مراعات مىکنند و نه تعهدى را. شما را با زبانشان راضى مىکنند و حال آنکه دلهایشان امتناع مىورزد و بیشترشان منحرفند (توبه 8)
فَمَا اسْتَقَامُواْ لَکُمْ فَاسْتَقِیمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ پس تا با شما [بر سر عهدشان] پایدارند،[بر سر عهدتان] با آنان پایدار باشید زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مىدارد (توبه 7)
گروه تحليلي بازچمران