روزها پی در پی می آیند و می روند

عشق تو در دل من همچنان باقیست

اما چرا اینگونه خاموش و بی حرکت نشسته ام

مگر تورا ندیدم آنگاه که می سوختی و ناله مستانه ات زمین و آسمان را به لرزه در آورده بود

نشستن جایز نیست ُدر این هنگامه سرنوشت

باید برخواست و راه مقدس تورا همچنان ادامه داد تا این مسیر حرکت تاریخی ادامه یابد

باید محکم برخواست و غبار برنشسته از تهمت و افترا را از چهره انقلاب زدود

کسانی که حق را فدای مصلحت خود کرده اند باید به کنار روند دیگر جایی برای انقلابیون تاجر وجود ندارد.هرچه کرده اند و هرچه بر باد داده اند کافیست

دیگر نمی گذاریم از نام تو برای مصالح خویش خرج کنند

باید برخواست

دیگر جای نشستن نیست.