راه تو
روزها پی در پی می آیند و می روند
عشق تو در دل من همچنان باقیست
اما چرا اینگونه خاموش و بی حرکت نشسته ام
مگر تورا ندیدم آنگاه که می سوختی و ناله مستانه ات زمین و آسمان را به لرزه در آورده بود
نشستن جایز نیست ُدر این هنگامه سرنوشت
باید برخواست و راه مقدس تورا همچنان ادامه داد تا این مسیر حرکت تاریخی ادامه یابد
باید محکم برخواست و غبار برنشسته از تهمت و افترا را از چهره انقلاب زدود
کسانی که حق را فدای مصلحت خود کرده اند باید به کنار روند دیگر جایی برای انقلابیون تاجر وجود ندارد.هرچه کرده اند و هرچه بر باد داده اند کافیست

دیگر نمی گذاریم از نام تو برای مصالح خویش خرج کنند
باید برخواست
دیگر جای نشستن نیست.
+ نوشته شده در هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط چ
|