عصمت ائمه ،چیزی است که ما برای آنان ساخته ایم وگرنه آنان اینگونه که مابزرگشان کرده ایم نبوده اند.آنها افراد محترمی بوده اند که به خوبی و صداقت مشهور بوده اند،همین!

اخیرا  درمجلسی قرار گرفتم که افراد آن مجلس اینگونه می اندیشیدند و اندیشه خود را با کمال افتخار و سرمستی بیان می کردند.

اول حکومت را زیر سئوال بردند ،سپس به جدایی دین ازسیاست رسیدند ،و با یک  قدم به قول خودشان محکم دین را زیر سوال بردند و و آن را محدود کننده زندگی سعادتمندانه دانستند،درنهایت آیات کتاب خدا را همان افسانه های پیشینیان و اندیشه شخص پیامبر خطاب کردند.....

 

دانلود فایل کامل متن با تحلیل نموداری

.....................................................................................................................

قرآن

درقرآن کریم این عبارت را زیاد می توان دید:کسانی که بردل آنان مهرزده شده است و به سبب کفر و طغیان خود ،راه هدایت را برای همیشه گم کرده اند و خداوند آنان را به سبب کفرشان به راه ضلالت و گمراهی کشانده است.

همیشه اقوامی بوده اند که دچار این گمراهی و انحراف وحشتناک شده اند ،حتی می بینیم خداوند اقوامی را مثال می زند که در ابتدا مورد رحمت و هدایت خداوند قرارگرفته اند و پیامبرانی برای راهنمایی و ارشاد به سویشان فرستاده شده اند.مانند قوم هود و نوح اما به دلیل استهزاء آیات خداوند و فرستادگان او به این سرنوششت شوم گرفتار شده اند.

حال می خواهیم نظری به خود و جامعه خود بیافکنیم و دراین مورد تحلیلی انجام دهیم.همانطور که می دانیم جامعه ما یک جامعه مذهبی است و اکثریت جمعیت کشورمان ایران شیعه هستند و این صفت شناسنامه ای و ارثی آنهاست.

اما این سئوال مطرح است که آیا دربین این سیل جمعیت کشورما چند درصد به مذهب خود اعتقاد واقعی دارند؟

چند سال پیش یک نفرکه بعدا پناهنده بیگانگان شد حرفی را زد که درنظرم بسیار بی طرفدار و مسخره آمد و بعدا اندیشه انحرافیش را درخارج از کشور به صورت واضح تر بیان کرد:

(*مگرماطوطی هستیم که از مرجع تقلید ،تقلید کنیم؟!

*قرآن وحی نیست!!!!

*عصمت ائمه ،چیزی است که ما برای آنان ساخته ایم وگرنه آنان اینگونه که مابزرگشان کرده ایم نبوده اند.آنها افراد محترمی بوده اند که به خوبی و صداقت مشهور بوده اند،همین!)

من آنروز به این حرف خندیدم و پیش خود گفتم چه کسی این حرفها را می پذیرد و برای ملتی که مسلمان و معتقد است این حرف بسیار مسخره و غیرقابل قبول است.وهنوز هم میگویم که اکثرقریب به اتفاق مردم ما اعتقاد به کتاب خدا و رسولش و ائمه طاهرین دارند .

اما این سئوال بسیار مهم مطرح است که چند درصد همچون آن خارج نشسته ی منحرف فکر می کنند؟و ازاین مهمتر نرخ رشد این اندیشه الحادی در کشور به چه صورت است؟؟

متاسفانه اخیرا این اندیشه را درلایه هایی ازجامعه مان به وضوح مشاهده می کنیم و کسانی را می بینیم که با وقاحت تمام اینگونه می اندیشند!و حتی بدتر ازاین اندیشه خود را با کمال پررویی بیان می کنند.برای آنها این حرف که قرآن کریم عیب و نقص دارد و زاییده نبوغ شخصی پیامبر است ،بسیار عادی شده است و تبدیل به باوربرایشان شده است.

وچه وقیحانه اندیشه خود را توجیه می کنند و برای آن دلیل می آورند .دلایلی همچون سهم الارث زنان،کنیز،جنگ طلبی قرآن و....

اخیرا  درمجلسی قرار گرفتم که افراد آن مجلس اینگونه می اندیشیدند و اندیشه خود را با کمال افتخار و سرمستی بیان می کردند.

اول حکومت را زیر سئوال بردند ،سپس به جدایی دین ازسیاست رسیدند ،و با یک  قدم به قول خودشان محکم دین را زیر سوال بردند و و آن را محدود کننده زندگی سعادتمندانه دانستند،درنهایت آیات کتاب خدا را همان افسانه های پیشینیان و اندیشه شخص پیامبر خطاب کردند.

وبازاین اندیشه خطرناک را درجوانانی ساده می بینیم که درحال رشد و جایگذاری است.

مگر این نیست که خداوند اینگونه افرادی را که آیات قرآن را زیر سئوال می برند و به استهزاء می گیرند لقب مشرک و کافر می دهد.مگر کافر بودن شاخ و دم دارد و خارج از محدوده اسلام وایران باید به دنبال کفر و کافر گشت؟!

 

*کسانی که کافرشدند،و (مردم را)ازراه خدا بازداشتند،درگمراهی دوری افتاده اند.

*کسانی که کافرشدند،و(به خود و دیگران)ستم کردند،هرگزخداآنهارانخواهد بخشید،و آنان رابه هیچ راهی هدایت نخواهد کرد،مگربه راه دوزخ،که جاودانه درآن خواهند ماند؛و این امربرای خداآسان است.*       «167،168،169 نساء»

اینها که مسلمان زاده اند !و هنوز هم درجایی که احساس خطر کنند خود را معتقد نشان می دهند.!

آیا جای آن نیست که از رشد این تفکر خطرناک در جامعه اسلامیمان احساس خطر کنیم تفکری که ریشه همه چیز را درمعرض نابودی قرار می دهد و بنیان کن است.وقتی که درغرب حرکت به سمت رنسانس آغاز شد و جامعه به سوی آن باسرعت حرکت کرد ،عواملی بودند که این حرکت را سرعت بخشیدند و باعث موفقیت آن شدند.یکی ازاین عوامل و ریشه های تحول در غرب بحث تقدس زدایی ازدین بود.

تقدس زدایی ازدین و زیر سئوال بردن آن دین حاکم و کتابشان یعنی انجیل و پیدا کردن نقاط ضعف آن کم کم این اندیشه را تغییر داد که دین مقدس است و کتاب آسمانی تقدس دارد.وهمین امرسرآغاز تقدس زدایی ازدین مسیحیت شد و تا بدانجا پیش رفت که امروزه می گویند :هیچ چیز مقدسی وجود ندارد،حتی خدا!

نفوذاین اندیشه خطرناک امروزه در دنیای اسلام دیده می شود .و اینک این زالوصفتان به جان اسلام افتاده اند و به نام رنسانسی دیگر درحال تقدس زدایی از اسلام هستند.و مسلمانانی که به سبب دوری شان از روح دین و کتاب خدا دچار ضلالت شده اند با این اندیشه همراه می شوند.و آرزوی پیشرفت و تحول جامعه خود را با کنارگذاشتن دین و پشت کردن به آیات خداوند در خیال خام و نپختشان دنبال می کنند .که براستی در مستی و گمراهی خود سرگردانند.

اما آیا اسلام ،مسیحیت است ؟

آیا قرآن ما انجیل است؟که به گفته خود مسیحیان دچار تحریف شده است؟چه کسی می تواندادعا کند که یک آیه ازقران تحریف شده است؟یاد عبارتی از مرحوم شریعتی  می افتم که: "اسلام همچون پوستینی گران بها و باارزش است که ما آن را وارونه برتن کرده ایم .پوستین به جای خود باقیست وماهیتش تغییر نکرده و به قولی تحریف نشده است اما ما آن را وارونه پوشیده ایم و خود را زشت کرده ایم.

اما مسیحیت همچون ماده ای می ماند که با ترکیب شیمیایی به صورتی کاملا متفاوت با اصل خود در آمده است."

این مسلمانان کافرشده ی بیچاره نمی دانند که چه عاقبتی برای خود با این کارشان می خرند و چه سرنوشت شومی را با این کفردردنیا و آخرت نصیب خود خواهند کرد وسزای کسانی که روز حساب را ازیاد ببرند جزاین نیست.اما عواقب این تفکر و رواج آن در جامعه اسلامی نیز بسیار خطرناک و مهلک است.

برماست که احساس خطرکنیم و برای این منظورتدبیری بیاندیشیم.

باید بدانیم که این حرکت کاملابرنامه ریزی شده و حساب شده است.افرادی که دراین تفکراسیر می شوند ذاتا اینگونه نبوده اند .اما هم اکنون اینگونه می اندیشند و اندیشه خود را توجیه می کنند.احساس خطر برای این است که این تفکر درجامعه هرچند مخفی و پنهان،اما درحال رشد است.و هرچه سریعترمتولیان فرهنگی وهمچنین دلسوزانی که متولی نیستند وبه قول مقام معظم رهبری موتورسوارانی که همچون متولیان فرهنگی پشت چراغ قرمزها و ترافیکها نمانده اند باید وارد عرصه شوند و درخلاف جهت نشر این اندیشه گمراه کننده حرکاتی را به صورت کاملا حرفه ای ،همچون اندیشه مخالف برنامه ریزی کنند .و جلوی نشرآن را درجامعه بگیرند.که اگراینگونه نشود وخدای ناکرده این اندیشه بسط یابد و به صورت اپیدمی درآید دیگر فاتحه انقلاب و حتی دین را دراین کشور باید خواند .

 ....................................................................................................................

                                                                                                                                                            

ای مسلمانان !به انتظارظهورننشینید بلکه به سمت ظهور بروید؛

ظهورجایی است که ما باید به سمت آن برویم نه اینکه او به سمت ما بیاید؛

ما باید برویم و بشویم تا ظهور تحقق یابد.(دکترعباسی)

      ازجای برخیز ای برادر وقت تنگ است،

      وقت تلاش و همت و هنگام جنگ است؛

 

                                                                                                                                         کو،آنکه درراه الهی جان ببازد      

  باخون خود درملتی ایمان بسازد؛

     روزی که خون پاک چمران رفت درخاک

 امروز همان خون می برد مارابه افلاک؛

 

برخیز،برخیزای برادر وقت تنگ است

دین خدا دردست آنان برتوننگ است!؛

 

 

منبع:www.bazchamran.ir