به عقیده نگارنده موضوع به این سادگی نیست. یاد سخنی از آقای یحیی آل اسحاق می افتم که وقتی به عنوان نقد کننده تفکرات و برنامه های اقتصادی آقای میرحسین موسوی نزد امام(ره) می رود، با این پاسخ امام خمینی روبرو می شود: خب اگر برنامه اقتصادی آقای موسوی قابل قبول نیست برنامه شما چیست؟ ایشان می گوید من ماندم چه جوابی دهم بعد از چند روز در حد دو سه صفحه آماده کردم و خدمت امام راحل رفتم. ایشان وقتی برنامه بنده را در مقابل برنامه مفصل و کتاب گونه آقای موسوی دیدند، فرمودند که همان برنامه آقای موسوی را که کامل و جامع است اجرا کنید!

بحث اکنون ما هم همین است وقتی که با دیگاه انتقادی جلو می رویم بایستی به طور مشخص راهکار جایگزین هم داشته باشیم.این مقاله با این هدف نگاشته می شود که در مسیر غنی نمودن تفکرات اقتصادی جریان های عدالت گرا تلنگری ایجاد کند. بله می دانیم که الان دست ما تا مقداری پرتر شده است و مانند دهه شست بدون مبانی و خالی نیست. اما به نظرم کافی نیست. الان طبقات مختلف اجتماع درک درستی از تفکرات اقتصادی و مبانی نظری جریان عدالت گرا و انقلابی در کشور ندارند. شعار مبازره با فساد و استفاده از فرصت ها به تنهایی کافی نیست. بایستی مبانی کار روشن به مردم ارائه گردد. که در غیر اینصورت یاد همان سه صفحه برنامه اقتصادی آقای آل اسحاق می افتیم. شاید یکی از دلایل کم بودن مشارکت در انتخابات نیز همین باشد، یعنی عدم درک واضح مردم از توانمندی و کارامدی اقتصادی جبهه انقلاب اسلامی جهت رفع مشکلات اقتصادی و کاهش تورم و رفع فقر و تبعیض و بی عدالتی.

مردم در این انتخابات ریاست جمهوری نشان دادند که اقبالشان نسبت به جریان غربگرا و اصلاحات کم شده است و حتی با فراخوان بزرگان اصلاحات مانند سید محمد خاتمی، سید حسن خمینی، حسن روحانی ، محمدجواد ظریف و.... نیز پای صحنه نمی آیند و همچون گذشته عکس العمل نشان نمی دهند. مردم ایران از غربگراها خسته اند و تاحدی از وضع معیشت و اقتصادی موجود ناامیدند اما به جریان انقلابی و عدالتگرا هم چندان امید نبسته اند. دلیل این موضوع را می توان بدین صورت خلاصه نمود:

1- عدم درک واضح روش و مبانی اقتصادی جریان عدالتخواه و انقلابی

2- دعواهای درون گروهی و حجم زیاد تخریب ها در جریان انقلابی که به شدت مردم را آزرده و نا امید می کند.

3- ضعف مدیریت میانی در بخشی از دولت در دوره سه ساله شهید رئیسی

4- تخریب های رسانه ای ضد انقلاب و منتقدان دولت که باعث بدبینی و ناامیدی در مردم شده است

به منظور نتیجه گیری این نگاره و ارائه پیشنهاد به چند نکته اشاره می کنم. اول اینکه در شرایط کنونی فرصت ها بسیار چشمگیر شده اند در عین اینکه تهدیدات هم سخت تر از گذشته هستند. در ابتدای دولت شهید رئیسی این نکته را بایکی از دوستان انقلابی مطرح کردم که شاید این اخرین فرصت هایی است که از طرف مردم به نظام داده می شود. انها از بی عدالتی و فساد و تبعیض و تورم خسته اند و عملکرد فاجعه بار دولت یازدهم و دوازدهم در اقتصاد، مردم را فرسوده و نا امید کرده است. مردم در سال 96 با دوپینگ غیر طبیعی و مکارانه به شادی و شوق رسیدند ولی در سال 1400 با شدت بی رمقی و ضعف و واماندگی از اوضاع و شرایط روبرو شدند. اکنون این حال خراب و خسته انها بر جامعه حکمفرما شده و وامانده از عملکرد دولت ها و فریب و نیرنگ ها به آینده روشنی امید ندارند. البته باید به این نکته اشاره کنم که شهادت رئیسی عزیز حکمتی خفیه از الطاف پروردگار بود که محاسبات درونی مردم را تاحد زیادی تغییر داد و صحنه ای را حقیقتا تغییر داد که به زودی ابعادش در آینده ای نزدیک روشن تر خواهد شد. برجریان انقلابی و عدالتخواه واجب است که سریعتر انسجام درونی خود را پیدا کند. مبانی روشن تری در مسیر آرمان های اسلامی و عدالتخواهانه خود به مردم ارائه کند، مدیران مشکل دار و ناکارآمد را تعیین تکلیف کند. با طیف مدیران غیر همسو مماشات را کنار گذاشته و با قاطعیت امور را سامان دهد.( که در این باب سخن بسیار است و در این مجال فرصت کوتاه)