خودخواهي مقدس

براستي كه اين آيات چه بي نظير و شگفت انگيزند
دوروز است كه دراين قسمت آيات كتاب پروردگارم توقف كرده ام.
و هربار كه اين چند آيه راتكرار مي كنم نسيمي از آرامش و عرفان غيرقابل وصف وجودم را مست و آرام مي كند،نمي خواهم عبور كنم و دوباره ازياد ببرم اين پروردگار مهربان و ياري رسان و بخشنده را...
شادي عجيبي است
غيرقابل وصف
حضرت ابراهيم چه لذتي برده است از اين نيايش بي نظير
كه بعد ازگذشت هزاران سال به خوبي آن حس بلند و باشكوه توسط آيات نور منتقل مي شود
همه چيز خود را به خداوند سپرده است،دراوج آرامش و اطمينان الهي رهاشده ازتمام اضطراب ها و دغدغه هاي دردآور و زجردهنده كه همه تجربه كرده ايم.
مربوط به زندگي،بيماري،كار،ازدواج،مرگ،روز جزاو...
و بدون ترس و واهمه ازگذشته و آينده خود ثمره بندگي و دوستي را اينچنين به رخ تاريخ مي كشد
آيا دراين آيات حب ذات و عشق به خود و يا به تعبيري علاقه به خودوجود خويش درابراهيم وجود دارد؟وقتي كه مي گويدخدايا مراوارث بهشت گردان،به من نامي نيكو درآيندگان عطا كن و يامرابه صالحان ملحق كن
به قول آقا مصطفي،خود خواهي و ميل به لذت و تمتع بردن درهر انساني وجود دارد ولي بعضي خواسته هاي كوچك و بعضي خواسته هايشان بزرگ و باشكوه است.وخود را ارزان و ناچيز به هرقيمتي نمي فروشند.ابراهيم بهترين لذت ها و نعمت ها را براي خود و وجود خود از خداوند مي خواهد، و اين نكته درعين وضوح برايم بسيار جاي تامل بود.
خودخواهي مقدس
ماهميشه فكر ميكنيم سرانجام خود خواهي دوزخ و غذاب است،ولي بالاتر ازاين خود خواهي هاي پست و ناچيز مي بينيم كه دوستان خداوند چگونه ازاين خاصيت وجودي انساني درجهت بلندترين و بزرگترين لذات هستي و عالم وجود بهره مي برند.
دراينجا به اين نكته پي مي بريم كه چه بيچاره اند آنها كه فخر نعمت هاي دنيا را به ديگران مي فروشند و به لذت بندگي و عبد بودن درمقابل پروردگار به ديده تحقير مي نگرند.
و براستي اوليا خداوند به اين افراد بيچاره و محروم چگونه نگاه كرده اند.
وقتي كه انسان با اطمينان و اعتماد به خالق مهربان خود قدم بر مي دارد.
رها و اميدوار دراوج لذت و آرامش و اطمينان
براستي كداميك از لذات اين دنياي پست درمقابل اين لذت بزرگ قابل مقايسه است؟