جملات چمراندر دنيا آدم هايي هستند که به ظاهر زنده اند، نفس مي کشند، راه مي روند، حرف مي زنند و زندگي مي کنند اما از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده عوامل طبيعتند، در مقابل مرگ و حشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند. آنان به ذلت و اسارت تن در مي دهند و در قفس احتياجات کثيف مادي اسير مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنکبوت آنها را اسير و برده مي سازد. ميليون ها و ميلياردها مردمي که همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي کنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نشانه اي مترتب نيست و آنها هيچ تاثيري بر عالم وجود ندارند، اگر چه زندگي مي کنند، ولي مرده اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.

دلنوشت: این حالت بردگی را با تمام وجود درک کردم وزهرش را برروح خود تحمیل کردم،به روح پاک وعزیزش یالله مارا همچون مصطفی ی عزیز آزاده زنده بدار وآزاده بمیران،که محرک ما درزندگی فقط رضای تو وعشق تو باشد.
چه کلماتی وجملات بی نظیری مصطفی برایمان به یادگار گذاشته آنجا که می گوید خود را به دل خطر ودرد ورنج سپردم واز خوشی ها ولذت ها ومصلحت طلب ها چشم پوشیدم وبه دامان عشق ودرد وخطر پناهنده شدم.
چه راهی!چه قلب بزرگی! چه سعادتی! ای خدای بزرگ این راه را برایمان مقدور ساز ولیاقت پیومدن این مسیر را به این بندگان دردنیا ذلیل شده عنایت فرما که زندگی اگر جزاین باشد جز فنا وپوچی وخسران چیزی عاید نخواهد شد.

یهدی من یشا ویضل من یشا
یعز من یشا ویزل من یشا