همه قضیه ،قضیه انسان است،انسانی الهی که نماینده خدا بر زمین باشدوچنین انسانی به ندرت یافت می شود(از دیودد ملولم و انسانم آرزوست)و خیلی راه است تا ما به درجه چنین انسانی برسیم.

و همه مبارزه،جنگ ،مصیبت،فشار،درد و غم،برالی ساختن و آماده کردن این بشربرای آن مقام انسانیت است.در زمان پیغمبر اکرم نیز انسانهای واقعی انگشت شمار بودند ودیدیم که به محض وفات حضرتش چه غوغاهابه پاکردند،چگونه حق را زیر پاگداشتند،و بیکباره معاویه ای ظالم و اشرافی و فاسق به قدرت و حکومت رسید.

و علی هم چنین مشکلی داشت،انسانهای واقعی اطراف او از انگشتان دست تجاوز نمی کردند،و طلحه ها و زبیرها و مدعیان قرآن و اسلام مثل خوارج برعلی قیام کردند و علیه علی جنگیدندو علی راکشتند،و معاویه ویزید را به خلافت رساندندو چه جنایت ها و خیانت ها و قتل و غارت ها و ظلم هاو ستم ها که در دل تاریخ به نام اسلام ثبت شد،ومسلمین را به قهقرا برد،ودر برابر قدرت های استعماری مسلمان ها رامحکوم به اسارت و شکست کرد.

بنابراین مغرور نشوید،ای مدعیان اسلام و انسانیت و انقلاب.امروز هم این مدعیان مکتب و اسلام و تقوی نباید به خود مغرور شوند و این چنین مخالفین خود را تکفیر کنندو با حربه اسلام و تقوی و ایمان بکوبند، و به خاطر خدا آن ها را لجن مال کنند،که این دلیل سقوط از اسلام و تقوی و ایمان وانسانیت است.

منبع:حماسه عشق و عرفان