چمران...
سالها از آرام گرفتن چمران میگذرد.روزهای تکاپو و از پشت صخره ای پشت صخره ای دیگر پریدن و پناه گرفتن و روزهای جنگ های سرنوشت ساز پایان یافته اند و اکنون در این روزگار به ظاهر آرام(( چمران))با لحن شکسته داستانی روایت میکند((داستان یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت و به سوی کلمه بی نهایت.))

این داستان عجیبی است شاید چون هنوزشاید چون هنوز هم پس از گذشت این مدت نمیتوان حیرت را در اولین برخوردش با نقاش آن شمع و شاعر آن شعر کوچک شمرد ((و کسی که به دنبال نور است این نور هر چه قدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد شد)) آن حیرت هنوز هم به همان زندگی وجود دارد و این سوال که چمران کیست؟
سالها از روزی که سرانجام چمران در این زمین آرام گرفت می گذرد و این بار غاده داستانی از تاریخ این سرزمین روایت میکند داستان((مرد صالحی که یک روز قدم زد در این سرزمین به خلوص.))
منبع:kakriz-penhan.blogfa.com