18روز 18گفتار-گفتار دهم
- فلسفه «نه شرقي، نه غربي»
متأسفانه در عصر حاضر ملتها براي نجات خود از سلطههاي شيطاني موجود، بر حسب شرايط به يكي از ابرقدرتها متوسل ميشوند، تا بتوانند خود را در برابر ديگري حفظ كنند. ما شاهديم كه چه انقلابهاي متعددي براي مبارزه با سلطه موجود، خود را در اختيار ابرقدرت ديگر قرار دادند، و به انتظار كمك آن دلبستند، ما شاهديم كه براي مبارزه با امريكا و اسرائيل، چه كشورها و انقلابهاي متعددي به آغوش روسيه شوروي رفتند، و به كمك آنها اميد بستند، تا فلسطين را آزاد كنند. درحالي كه دو ابرقدرت در عين رقابت و مبارزه با هم، بر سر تسلط بر منطقه، و استعمار و استثمار ملتها، باهم توافق دارند، و روسيه اولين كشوري است كه اسرائيل را به رسميت شناخته، و همه ساله عده كثيري يهودي را به فلسطين ميفرستند. برادران ما بايد بدانند كه روسيه حاضر است عليه امريكا به كشور، يا انقلابي اسلحه بدهد؛ به شرط آنكه هميشه محتاج روسيه بماند، و در قلمرو سياسي روسيه حركت كند؛ و هيچگاه راضي نيست كه ملتي آزاد گردد و استقلال خود را از هر دو ابرقدرت بازيابد.
ما مخالف استفاده از تناقضات ابرقدرتها نيستم، ولي معتقديم تا وقتي كه ما استقلال ذاتي و خودكفايي خود را تأمين نكنيم، بازيچه قدرتهاي خارجي و سياستهاي شوم استعماري باقي خواهيم ماند. فكر دنباله روي و تكيه به غرب و شرق بايد از ميان برداشته شود، و مردم ما بر خلاقيت و ابتكارهاي شخصي خود تكيه كنند، و در راه خودسازي علمي و تكنيكي كشور خويش بكوشند، و شخصيت و هويت فرهنگي خويش را بازيابند، و سرنوشت مردم خود را از واشنگتن و مسكو آزاد كنند.