- فلسفه «نه شرقي، نه غربي»

متأسفانه در عصر حاضر ملت‏ها براي نجات خود از سلطه‏هاي شيطاني موجود، بر حسب شرايط به يكي از ابرقدرت‏ها متوسل مي‏شوند، تا بتوانند خود را در برابر ديگري حفظ كنند. ما شاهديم كه چه انقلاب‏هاي متعددي براي مبارزه با سلطه موجود، خود را در اختيار ابرقدرت ديگر قرار دادند، و به انتظار كمك آن دل‏بستند، ما شاهديم كه براي مبارزه با امريكا و اسرائيل، چه كشورها و انقلاب‏هاي متعددي به آغوش روسيه شوروي رفتند، و به كمك آنها اميد بستند، تا فلسطين را آزاد كنند. درحالي كه دو ابرقدرت در عين رقابت و مبارزه با هم، بر سر تسلط بر منطقه، و استعمار و استثمار ملت‏ها، باهم توافق دارند، و روسيه اولين كشوري است كه اسرائيل را به رسميت شناخته، و همه ساله عده كثيري يهودي را به فلسطين مي‏فرستند. برادران ما بايد بدانند كه روسيه حاضر است عليه امريكا به كشور، يا انقلابي اسلحه بدهد؛ به شرط آنكه هميشه محتاج روسيه بماند، و در قلمرو سياسي روسيه حركت كند؛ و هيچ‏گاه راضي نيست كه ملتي آزاد گردد و استقلال خود را از هر دو ابرقدرت بازيابد.

ما مخالف استفاده از تناقضات ابرقدرت‏ها نيستم، ولي معتقديم تا وقتي كه ما استقلال ذاتي و خودكفايي خود را تأمين نكنيم، بازيچه قدرت‏هاي خارجي و سياست‏هاي شوم استعماري باقي خواهيم ماند. فكر دنباله روي و تكيه به غرب و شرق بايد از ميان برداشته شود، و مردم ما بر خلاقيت و ابتكارهاي شخصي خود تكيه كنند، و در راه خودسازي علمي و تكنيكي كشور خويش بكوشند، و شخصيت و هويت فرهنگي خويش را بازيابند، و سرنوشت مردم خود را از واشنگتن و مسكو آزاد كنند.