18روز 18گفتار-گفتار دوازدهم
- پشتيباني از محرومين و مستضعفين منطقه
مبارزه با ظلم و استعمار و استثمار و صهيونيسم، بايد از طرف انقلاب اسلامي انجام پذيرد، همه محرومين و زجرديدگان را به هم مرتبط كند و به آنها اميد بدهد، همه مردم را به صحنه مبارزه بكشاند. مبارزه با ظلم و فساد را وظيفه هر انساني بداند، و سكوت و بيطرفي را در برابر ظالم و استثمارگر خيانت به حساب آورد، و روح ديناميكي مبارزه و جهاداسلامي را در مردم بدمد، و يك قدرت همهجانبه جهاني براي مبارزه با استعمار، و فعاليت در راه نجات و استقلال و آزادي ملتها بوجود آورد. انقلاب اسلامي ايران بر حسب فطرت مكتبي خود اين مبارزه عليه ظلم و دفاع از مستضعفين را وظيفه شرعي و انساني خود ميشمرد، و در اين راه از هيچ نوع فداكاري مضايقه نميكند؛ اين نيروي ديناميك بزرگترين پشتوانه براي آزادي فلسطين به شمار ميرود و اطمينان دارد كه تا زنده است در اين راه مقدس ميجنگد و لحظهاي با فساد و ظلم و استعمارگر و متجاوز آشتي و سازش نميكند. امروز دوست و دشمن در دنيا ميداند كه انقلاب اسلامي ايران بر حسب ديد فلسفي و بنيادي خود، دشمن مستكبرين و دوست و پشتيبان مستضعفين است، و به همين علت استعمارگران و نوكران آنها، با همه قدرت خود در پي كوبيدن انقلاب اسلامي ايران متفق شدند، و محرومين و مستضعفين دنيا نيز چشم اميد پيروزي انقلاب اسلامي ايران دوختهاند و با همه وجود از آن دفاع ميكنند. من خود در لبنان، در روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شاهد هيجانات و احساسات آتشين محرومين و مظلومين بودم، كه ديوانهوار به خيابانها ميريختند فرياد ميزدند، و از شدت شوق لباسهاي خود را پاره مينمودند، و از انقلاب اسلامي ايران پشتيباني ميكردند. در جنوب لبنان پيرزني را ديدم كه شوهر و يگانه فرزندش به شهادت رسيده بودند و خانهاش زير بمبارانهاي اسرائيل ويران شده بود، و ديگر چيزي نداشت، بر خرابههاي خانه خود نشسته بود، و دست نياز به سوي پروردگار خود دراز كرده، پيروزي انقلاب اسلامي ايران و سلامت رهبر ارجمند آن را از خدا آرزو مينمود. براي اين پيرزن دربهدر، مصيبتزده خاكنشين، زندگي و آينده، شوهر و پسر وخانه و كشورش، همه تحتالشعاع انقلاب اسلامي ايران قرار گرفتهاند و او ميدانست كه در برابر اين دشمنان خونخوار جبار كه از هر طرف او را احاطه كردهاند، فقط يك راه نجات وجود دارد و آن پيروزي انقلاب اسلامي ايران است، و همه اميد خود را به انقلاب ايران دوخته است كه راه مبارزه صحيح را عليه دشمن باز كند، و اين انسانهاي مستضعف را براي هميشه نجات دهد. يكي از سفراي ايران نقل ميكرد كه در يك كشور افريقايي، مسلماني يقه او را گرفته و با التماس به سفير ايران ميگفت: شما را به خدا اختلافات داخلي خود را فراموش كنيد، همه اميد و آرزوي ما به انقلاب اسلامي ايران وابسته است، و اگر به حال خودتان دلتان نميسوزد. لااقل دلتان به حال ما بدبختها ميسوزد...