">

11 سپتامبر...

 

دعاي كميل ترجمه شهيد چمران چاپ و منتشر شد


توسط مؤسسه چاپ وانتشارات آستان قدس رضوي:
دعاي كميل ترجمه شهيد چمران چاپ و منتشر شد
دعاي كميل ترجمه شهيد چمران توسط مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي چاپ و منتشر شد.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني آستان قدس رضوي، اين اثر در برگيرنده فراز‌هاي بلندي است كه «دكتر شهيد چمران» در جلسات شب‌هاي جمعه خود هنگامي كه در آمريكا ساكن بود براي دوستداران و علاقه‌مندان در محفل‌هاي عاشقانه و عارفانه خود در ترجمه‌هاي دعاي پر فيض كميل بيان كرده است.
بر اساس اين گزارش، مقدمه‌ي كوتاهي كه از دستخط شهيد چمران در ابتداي كتاب آمده است از ويژگي‌هاي اين كتاب مي‌باشد.
وي خاطر نشان كرد: اين اثر در قطع جيبي در سه هزار نسخه در 64 صفحه چاپ شده و در كليه فروشگاه‌هاي اين مؤسسه در دسترس عاشقان وادي معرفت قرار گرفته است.
 

18روز18گفتار-گفتارپانزدهم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعا

گفتار پانزدهم:آخر ای انسان

ادامه نوشته

18روز18گفتار -گفتار چهاردهم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعا

گفتار چهاردهم:انسان بازیافته

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار سیزدهم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار سیزدهم:تأثير پيروزي انقلاب ايران بر دنيا

ادامه نوشته

یکی خواب آقارا دیده

یک نفر خواب آقارا دیده

اگه دوباره خوابش را دید بگوید که من

فداییشم

سومالی -ترانه فقر

             

18روز 18گفتار-گفتار دوازدهم

                  

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعا

گفتار دوازدهم:تاثیرات انقلاب اسلامی بر منطقه وخاورمیانه(۳) پشتيباني از محرومين و مستضعفين منطقه

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار یازدهم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار یازدهم:تاثیر انقلاب اسلامی بر منطقه وخاورمیانه(۳) رفع اختلافات موجود در منطقه


 

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار دهم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار دهم:تاثیر انقلاب اسلامی بر منطقه وخاورمیانه(۲)فلسفه نه شرقی نه غربی

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار نهم

 

          

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار نهم:تاثیر انقلاب اسلامی بر منطقه وخاورمیانه(۱)

ادامه نوشته

مظلومیت تا کجا

مظلومیت تا کجا...

باز مي جوشد جنون در باور انديشه ها  

مي تراود شعر خون از ساغر انديشه ها

شهر صور (لبنان)۱۹۹۹

به بهانه روز قدس

 دست نوشته های دکتر چمران

 يادداشت‏هاى لبنان

مى 1967
مأموريت به برج حمود

به امر امام موسى صدرعازم برج حمود شدم. ماه‏هاست كه منطقه در محاصره كتائب است. كسى نمى‏تواند از منطقه خارج شود. هر روز عده‏اى از مسلمان‏ها در گذار اين منطقه كشته مى‏شوند. چند روز پيش شش نفر از صريفا، دهى جنوبى هنگام خروج از برج حمود ذبح شدند كه چهار نفر آنها از حركت‏المحرومين بودند...
فقر و گرسنگى بيداد مى‏كند، شايد نود درصد مردم، از اين منطقه طوفان‏زده گريخته‏اند. شهرى بمباران شده، مصيبت‏زده، زجرديده. شب و روز مورد تجاوز و بمباران!
مأمور شدم كه به منطقه بروم و مقدارى آرد، برنج و شكر و احتياجات ديگر تقسيم كنم، احتياجات مردم را از نزديك ببينم و راه‏حلى براى اين مردم فلك‏زده بيابم.
ترتيب كار داده شد. با يك ماشين در معيت سه ارمنى كه يكى از آن‏ها محرّر روزنامه بزرگ ارمنى بود، عازم برج حمود شديم. براى چنين سفرى شخص بايد وصيت‏نامه خود را بنويسد و آماده مرگ باشد. من نيز چنين كردم... ماه‏هاست كه چنين هستم و گويا حيات و ممات من يكسان است!از منطقه مسلمان‏نشين خارج شديم. رگبار گلوله مى‏باريد. منطقه مرگ بود. منطقه فاصل بين مسلمين و مسيحيان... جنبنده‏اى وجود نداشت. بمب‏هاى سنگين خيابان را تكه‏تكه كرده بود. لوله‏هاى آب سوراخ شده و آب به بالا فوران مى‏كرد. در هر گوشه و كنارى ماشين منفجر شده و سوخته به چشم مى‏خورد...
چقدر وحشت‏انگيز! مرگ بر همه جا سايه افكنده بود... اين‏جا موزه بيروت �متحف� و مريضخانه معروف �ديو� و زيباترين و زنده‏ترين نقاط تماشايى بيروت بود كه به اين روز سياه نشسته بود...وارد پاسگاه كتائبى شديم. چند افسر و چند ميليشيا گارد گرفته بودند و ماشين را تفتيش مى‏كردند... لحظه خطرناكى بود اگر مرا بشناسند حسابم پاك است... اين‏جا هر مسلمانى را سر مى‏برند. هزارها مسلمان در اين نقطه با دردناك‏ترين وضعى جان داده‏اند... لحظه مرگ... انتظار مرگ! چقدر مخوف است... اما براى من تفاوتى ندارد، مرگ براى من زيبا و دوست‏داشتنى است. سال‏هاست كه با مرگ الفت و محبت دارم... خونسرد و آرام با لبخندى شيرين در عقب ماشين نشسته‏ام. سه نفر ارمنى همراه من هستند. ارامنه از تعرض مصونند. آن‏ها جزء سربازان سازمان ملل به حساب مى‏آيند و منطقه بين مسلمان و مسيحى را پر مى‏كنند... حاجز (پاسگاه) ديو خطرناكترين تفتيشگاه كتائب و احرار است و براى مسلمان‏ها سلاح‏خانه به‏شمار مى‏آيد. و مدخل‏الشرقيه مركز قدرت كتائبى‏هاست.
ماشين‏ها يكى بعد از ديگرى از حاجز مى‏گذرند. اين نشان مى‏دهد كه همه مسيحى هستند و مسلمان وجود ندارد. بالاخره ماشين ما به حاجز رسيد. افسرى از جيش بركات كه در صفوف كتائبى‏ها خدمت مى‏كرد مأمور پاسگاه بود و لباس‏هايش نشان مى‏داد كه افسر مغوار است. هويه (شناسنامه) طلب كرد. ارمنى‏ها هر يك كارت شناسنامه خود را نشان مى‏دادند و او همه را به دقت كنترل مى‏كرد و به صورت‏ها نگاه مى‏كرد چند كلمه‏اى سؤال و جواب...
نوبت به من رسيد... قلبم مى‏طپيد. اما باز آرامش خود را حفظ كردم. تسليم قضا و قدر شدم و به خدا توكل كردم و آرام و خونسرد به صورت آن افسر خيره شدم... اما مى‏دانستم كه با شناسنامه مسلمان‏ها نمى‏توانم جان سالم به‏در برم. پاسپورتى بيگانه حمل مى‏كردم كه صورتش شبيه به من بود. آن را به او دادم. پاسپورت را گرفت و به دقت زير و رو كرد و نگاهى عميق و مخوف به چشمانم انداخت... نگاه عزرائيل بود... من چند كلمه فرانسه غليظ نثارش كردم و گفتم كه پزشكم و براى بازديد بيمارستان فرانسوى‏ها آمده‏ام... گويا حرف مرا باور كرد و در مقابل نگاه مؤثر و آرام من تسليم شد و پاسپورت را پس داد و از دروازه مرگ گذشتيم و وارد اشرفيه شديم. شهرى جنگ‏زده، همه مسلّح، حتى بچه‏هاى كوچك، همه‏جا آثار انفجار و خرابى ديده مى‏شود، شهرى مخوف، همه‏جا ترس، همچون قلعه‏اى كه منتظر هجوم دشمن نشسته است. همه زن‏ها سياه‏پوش، بر ديوارها عكس‏هاى كشته‏ها، آثار مرگ و عزا بر در و ديوار هويدا. راستى كه تأثرآور است.از اشرفيه گذشتيم و به برج حمود رسيديم. از منطقه واسط كه در دست ارمنى‏هاست و منطقه سازمان ملل لقب دارد گذشتيم، كه فقط جوانان ارمنى پاس مى‏دهند، - مسلمان يا كتائبى حق حمل اسلحه ندارد - اثاثيه، راديو و تلويزيون، سيگار و مواد مختلفه در كنار خيابان‏ها براى فروش انباشته شده، مردم زيادى در خيابان‏ها ديده مى‏شوند. محلات ارمنى‏ها مثل مسلمان‏ها يا مسيحى‏ها نيست و گويا از جنگ استفاده كرده‏اند و بى‏طرفى آن‏ها سبب شده است كه مورد احترام هر دو طرف قرار بگيرند چون همه به آن‏ها محتاجند...
وارد نبعه شدم. قلعه زجرديده، شكسته، محروم، عزادار، گرسنه، محتاج و آن‏چه دل آدمى را به‏درد مى‏آورد و روح را متأثر مى‏كند، منطقه‏اى كه بيش از هر منطقه ديگر بمباران شده و تلفات داده و گرسنگى كشيده و محاصره شده و مصائب اين جنگ كثيف را تحمل كرده است.وقتى در نبعه راه مى‏روم، احساس مى‏كنم با تمام مردمش با بچه‏ها، با زن‏ها و با جنگنده‏ها احساس هم‏دردى و محبت مى‏كنم. احساس اين‏كه اين آدم‏ها شب و روز با مرگ دست و پنجه نرم مى‏كنند، شب و روز تحت خطر انفجار به‏سر مى‏برند. شب و روز آواى مرگ را مى‏شنوند كه در خانه آن‏ها را مى‏كوبد و يكى‏يكى از آن‏ها را مى‏برد، احساس اين‏كه در مقابل خطر و گرسنگى مقاومت مى‏كنند و همچنان راه مى‏روند و نفس مى‏كشند... اين احساسات گوناگون مرا تحت‏تأثير قرار مى‏دهد و براى آن‏ها حسابى جداگانه دارم...
اول به سراغ مريضخانه رفتم... مريضخانه‏اى كه امام موسى صدر به كمك فرانسوى‏ها ايجاد كرده است... آه خدايا چقدر دردناك بود! دو مرد تيرخورده در حال مرگ روى تخت جراحى با مرگ دست و پنجه نرم مى‏كردند. خون از بدنشان مى‏چكيد و بر روى زمين جارى بود. چند مجروح ديگر در اطاق انتظار نشسته بودند... خيلى دردناك بود...
بعد به مكتب حركت رفتم با جوانان صحبت كردم و مشكلاتشان را بررسى نمودم. و بعد براى زيارت جنگندگان به جبهه‏هاى متقدم رفتم... با دشمن چندمترى بيش‏تر فاصله نداشتم. جوانان ما در پشت كيسه‏هاى شنى اين طرف كوچه پاس مى‏دادند و طرف ديگر درست مقابل ما كيسه‏هاى شنى دشمن وجود داشت. اگر دو جنگ‏جو از سوراخ بين كيسه‏ها به هم خيره مى‏شدند، مى‏توانستند حتى رنگ چشم يكديگر را تشخيص دهند و من تعجب مى‏كردم، چطور ممكن است انسانى در چشم انسانى ديگر به اين نزديكى نگاه كند و او را بكشد! در اين نقطه عده زيادى از جنگندگان مسلمان و مسيحى جان داده بودند، نقطه‏اى خطرناك به‏شمار مى‏آيد. جنگندگان روى اعصاب خود مى‏لغزيدند؛ حساسيت بيش از حد و خوف از دشمن، ترس از هر صدا يا هر جنبنده و انگشت بر ماشه تفنگ، ديده‏ها تيز و خيره شده از سوراخ بين كيسه‏هاى شنى و حالت انتظار و مراقبت...
اطاق‏هاى مختلف، پناه‏گاه‏ها، مخفى‏گاه‏ها، كمين‏ها... همه‏جا را بازديد كردم و از نقاطى مى‏گذشتم كه خطر مرگ وجود داشت. يعنى در معرض تير دشمن بودم، اما با صلابت تمام و سرعت كافى و ايمان محكم به پيش مى‏رفتم. جنگندگانى كه مرا نمى‏شناختند تعجب مى‏كردند. آن‏ها انتظار داشتند كه من نيز مثل رهبران ديگر در اطاقى پشت ميز بنشينم و به گزارشات مسئولين گوش فرا دهم و بعد دستور صادر كنم...
اما مى‏ديدند كه من نيز دوش‏به‏دوش جنگندگان از هفت‏خوان رستم مى‏گذرم و حتى بهتر از آن‏ها ارتفاعات بلند را مى‏پرم و سريع‏تر از ديگران موانع را طى مى‏كنم... براى آن‏ها كه مرا نمى‏شناختند عجيب بود!

ادامه نوشته

رد پای چمران در مرزهای فلسطین

 

رد پاي چمران در مرزهاي فلسطين                 

به گزارش نويد شاهد ،شهيد چمران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به مدت 9 سال در لبنان بود.او به كمك امام موسي‏صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پي‏ريزي نموده كه در ميان توطئه‏ها و دشمني‏هاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده مي‏كند و علي‏گونه در معركه‏هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي‏رود و در طوفان‏هاي سهمناك سرنوشت، حسين‏وار به استقبال شهادت مي‏تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستم‏گران روزگار، صهيونيزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرايان «فالانژ»، به اهتزاز درمي‏آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله‏هاي بلند كوه‏هاي جبل‏عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرماني‏ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابان‏هاي داغ و بر دامنه كوه‏هاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

هجوم چپ و راست
- خدايا روزگاري آمد كه مسيحيان كتائبي از جلو به ما حمله ور شده و ما را مي كشتند و خانه هاي ما را زير بمبارانها به آتش مي كشيدند، و احزاب و منظمات افراطي چپ نيز از پشت به ما خنجر مي زدند، روزنامه ها و راديوها و تلويزيونهاي چپ و راست به ما فحش مي دادند و ما را متهم به خيانت مي كردند، همه راهها مسدود شده بود، خدايا تو را شكر مي كنم كه راه پرافتخار شهادت را در جلوي ما گشودي، كه با ايمان به تو و اطمينان خاطر، در راه حق، قدم برداريم و با تكيه به شهادت همه دشمنان را خلع سلاح كنيم.

18روز 18گفتار-گفتار هشت

 

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب های شهید چمران در قالب ۱۸روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار هشت:انسان‏هاي آزاده

ادامه نوشته

آرزو بزرگ ...

سفیر فلسطین با اشاره به اینکه شهید مصطفی چمران در مبارزات خود برای مردم مظلوم فلسطین از هیچ کمکی دریغ نکرد، گفت: این شهید بزرگوار بزرگ‌ترین آرزویش زیارت مسجدالاقصی پس از آزادی با پای پیاده بود.

صلاح زوّاری در نخستین همایش بین‌المللی مصطفای اندیشه‌ها، اظهار داشت: شهید چمران دانشمند مجاهد، با روحیه بسیار بالا رزمنده‌ای بزرگ بود که شخصیتش چند بعد داشت و به واقع این شهید بزرگ نه تنها متعلق به خانواده نسبی و ملت ایران است بلکه متعلق به تمام مبارزان حق علیه باطل است.

وی گفت: مرکز مقاومت همیشه در برابر ظلم بر محور فلسطین بوده است و شهید مصطفی چمران نیز به عنوان یکی از مؤسسین جنبش امل بسیار در امیدبخشیدن به ملت مظلوم شیعه لبنان و فلسطین نقش موثری داشت.

زواری با اشاره به اینکه شهید چمران برای از بین بردن امپریالیسم پهلوی که وابسته با امپریالیسم صهیونیسم بود خود را در مصر از نظر نظامی ارتقاء داد، افزود: این شهید همیشه آماده و حاضر برای مبارزه با طاغوتیان بود و به واقع مشاهده کردید که چگونه به دعوت امام موسی‌صدر لبیک گفت و درپی حمله صدامیان متجاوز به ایران بار دیگر به درخواست امام خمینی(ره) برای آزادی کشورش از دست مزدوران به ایران شتافت.

سفیر فلسطین اظهار داشت: شهید چمران آرزو داشت که بعد از آزادی فلسطین با پای پیاده برای زیارت به مسجدالاقصی رود و در این راستا نیز از هیچ کمکی بر ملت مظلوم فلسطین دریغ نکرد.

زواری خاطرنشان کرد: شهید مصطفی چمران با ایمان و فداکاری همیشگی خود در نهایت با شجاعت وصف‌ناپذیرش به آرزوی خود یعنی شهادت رسید و این مجاهد نستوه و دانشمند بزرگ که به واقع مؤمنی با عمل بود توانست در پیروزی‌های جنگ‌های ۳۳ روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه نقش‌آفرینی { معنوی} کند.

فلسطین...

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار هفتم:سرمایه داری

ادامه نوشته

چه فرخنده شبی بود شب قدر...

چه فرخنده شبى بود شب قدر من.

 شبى كه تا به صبح اشك مى‏ريختم و تا اعلى عليين صعود مى‏كردم. از شب تا به صبح مى‏راندم و تو در كنارم نشسته بودى. راه درازى بود. از ميان درخت‏ها و كوه‏ها و جنگل‏ها مى‏گذشتيم. نورافكن ماشين، جاده را روشن مى‏كرد و ما در ميان نهرى از نور عبور مى‏كرديم. دو نفر ديگر، در صندلى پشت ما نشسته بودند و صحبت مى‏كردند و گاهى به خواب مى‏رفتند...
اما، آتشفشان روح من شكفته بود و قلب جوشانم همچون امواج خروشان دريا به صخره وجودم حمله مى‏برد و از حيات من جز نور، عشق و سوز، غم و پرستش چيزى ديده نمى‏شد. زبانم گويا شده بود، گويى جملاتى زيبا و عميق از اعماق روحم به من وحى مى‏شد. همچون شاعرى توانا تجليات روح خود را به عالى‏ترين وجهى بيان مى‏كردم، درحالى‏كه سيلابه اشك بر رخسارم مى‏چكيد. همه قيدها و بندها را پاره كرده بود. افسار اختيار را به دست دل سپرده بودم و بدون ترس و خجلت آن‏چه در وجودم موج مى‏زد بيرون مى‏ريختم، از عشق خود و از غم خود، از خوبى و بدى خود، از گناهان كوچك و بزرگ، از وابستگى‏ها و دلهره‏ها، سوز و گدازها و جهش‏هاى روح و سوزش‏هاى دل، از همه چيز خود صحبت مى‏كردم. آن‏چه مى‏گفتم عصاره حياتم بود و حقيقت بود. وجودم بود كه همراه اشك تقديمت مى‏كردم وتو نيز، پابه‏پاى من اشك مى‏ريختى و بال به بال من به آسمان‏ها پرواز مى‏كردى. دل به دل من مى‏سوختى و مى‏خروشيدى و خداى را پرستش مى‏كردى... چه شبى بود! شب قدر من. شب اوج من به آسمان‏ها و معراج من. پرستش من، عشق‏بازى من، شبى كه جسم من به روح مبدل شده بود...
شبى كه خدا، در وجود من حلول كرده بود و شبى كه آتش عشق، همه گناه‏هاى مرا سوزانده بود. شبى كه پاك و معصوم، همچون پاكى آتش و عصمت يك كودك، با خداى خود راز و نياز مى‏كردم... و تو كه اشك مرا مى‏ديدى و آتش وجود مرا حس مى‏كردى و طوفان روح مرا مى‏شنيدى... تو نماينده خدا بودى. آن‏طور با تو سخن مى‏گفتم كه گويى با خداى خود سخن مى‏گويم. آن‏طور راز و نياز مى‏كردم كه فقط در حضور خدا ممكن است اين‏چنين راز و نياز كنم... تو با من يكى شده بودى و به درجه وحدت رسيده بودى. احساس شرم نمى‏كردم و احساس بيگانگى نمى‏كردم و از اين‏كه اسرار درونم را بازگو مى‏كنم وحشتى نداشتم...
چه فرخنده شبى بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان‏ها.
از طغيان عشق شنيده بودم و قدرت معجزه‏آساى عشق را مى‏دانستم، اما چيزى كه در آن شب مهم بود، اين بود كه وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان كرده بود. مى‏خواست، همچون نور از زمين خاكى جدا شود و به كهكشان‏ها پرواز كند... آن‏گاه آتش عشق به كمك آمده بود و جسم خاكيم را سوزانده بود و از من فقط دود مانده بود و اين دود همراه با روح من به آسمان‏ها اوج مى‏گرفت...
شب قدر من، شبى كه سلول‏هاى وجودم، در آتش عشق تغيير ماهيت داده بود و من چيزى جز عشق گويا نبودم. دل من، كعبه عالم شده بود، مى‏سوخت، نور مى‏داد و وحى الهى بر آن نازل مى‏شد و مقدس‏ترين پرستش‏گاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه مى‏گرفت و به همه اطراف منتشر مى‏شد. از برخورد احساسات رقيق و لطيف با كوه‏هاى غم و صحراهاى تنهايى و آتش عشق، طوفان‏هاى سهمگين به‏وجود مى‏آمد كه همه وجود مرا تا صحراى عدم به ديار نيستى مى‏كشانيد و مرا از زندان هستى آزاد مى‏كرد.
اى كاش مى‏توانستم همه خاطرات الهام‏بخش اين شب قدر را به ياد آورم. افسوس كه شيرازه فكر و طغيان احساس و آتشفشان روح من، آن‏قدر سريع و سوزان پيش مى‏رفت كه هيچ‏چيز قادر به ضبط آن نبود...
نورى بود كه در آن شب مقدس، بر قلبم تابيد، بر زبانم جارى شد و به صورت اشك، بر رخسارم چكيد. من همه زندگى خود را به يك شب قدر نمى‏فروشم و به خاطر شب‏هاى قدر زنده‏ام. و تعالاى شب قدر عبادت من و كمال من و هدف حيات من است.

برگرفته از کتاب خدا بود ودیگر هیچ

از شاگردی چمران تا رهبری مقاومت

یکی از شاگردان چمران، سیدحسن نصرا... است که در 18 سالگی به او حکم فرماندهی داد. خود سیدحسن برای من تعریف می کرد که وقتی چمران حکم را به او داد تا فرمانده نظامی روستای خودش باشد، نصرا... گفته است که «من هنوز خیلی جوانم».شهید چمران با افتخار جواب داده که «من از جوانان شجاع خوشم می آید» و جالب است بدانید که اولین تانک اسرائیل که به آتش کشیده شد توسط بسیجیانی بود که چمران در لبنان پرورش داده و خودش هم پیشتاز آنان بود. هنوز عکسهایی که چمران و رزمندگانش با تانکهای سوخته اسرائیل دارند به عنوان سندی در تاریخ به یادگار مانده است.

نقل از مهندس مهدی چمران
منبع :پاتوق کتاب-افقهای دیگری از زندگی شهید چمران

18روز 18گفتار-گفتار هفتم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعآ

گفتار هفتم:اصول اساسي مكاتب

ادامه نوشته

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعا

گفتارششم:تفكّر و تعقّل - اصالت ذهن

ادامه نوشته

اطلاعیه

بسمه تعالی

سایت شهید دکترچمران پیرو اعتراض جمعی از دوستان 702درنظر دارد که بخش های سیاسی ،فرهنگي،اجتماعی ،تحلیلی و...سایت را فعال کند از این رو از تمام بازدیدکنندگان عزیز تقاضا می شود نقطه نظرات وانتقادات خود راباما درمیان بگذارند.

                                                                

                                                                                           

18روز 18گفتار-گفتار پنجم

 

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .

التماس دعا

 گفتار پنجم:مراتب نفس

ادامه نوشته

مهدی چمران در گفت‌‌وگو با تاریخ ایرانی: پیام امام پاسخ محکمی به ادعا‌های اخیر درباره چمران است

 
مهدی چمران در گفت‌‌وگو با تاریخ ایرانی: پیام امام پاسخ محکمی به ادعا‌های اخیر درباره چمران است
تاریخ ایرانی: مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران این روز‌ها سرگرم برگزاری مراسم بزرگداشت برادر شهیدش، مصطفی چمران است و برای گفت‌و‌گو با او باید‌‌ همان دقایق پایانی جلسه علنی شورای شهر را مغتنم شمرد. جلسه هنوز به پایان نرسیده و روی میز هر کدام از اعضای شورای شهر، کتابی گذاشته شده که مجموعه سخنرانی‌های شهید چمران در آن روایت شده است. وقتی درباره کوتاهی نهاد‌ها در شناساندن شخصیت شهید چمران از او می‌پرسیم، ترجیح می‌دهد تا گلایه‌ای را مطرح نکرده و سکوت اختیار کند؛ با این همه تاکید دارد که گله بسیار است. او همچنین بر این باور است که مقایسه‌های صورت گرفته میان چه‌گوارا و دکتر چمران، قیاسی از بن نادرست و اشتباه بوده و نباید چنین مقایسه‌های بی‌بنیادی صورت گیرد. آنچه در پی می‌آید گفت‌وگوی "تاریخ ایرانی" با مهدی چمران، رئیس بنیاد شهید چمران در سی‌امین سالروز شهادت برادر اوست.
تاریخ مصاحبه:چهارشنبه 1 تير 1390 
آمنه شیرافکن
 

 

***

 

ادامه نوشته

شاگردان مکتب جهاد

شاگردان چمران؛ هسته اولیه جنبش امل

در آن زمان هر یک از احزاب و گروه‌های چپی و راستی، ارتش کوچکی داشتند که برای تحقق اهداف حزب مطبوع خود هر از چند گاهی از آن استفاده می‌کردند؛ این ارتش‌ها غالباً از انگیزه و آرمان‌های دینی تهی بودند و در برابر تهدیدات نظامی کشورهای بیگانه از کارآیی لازم برخوردار نبودند؛ به این دلیل مرزهای کشور لبنان به آسانی آسیب‌پذیر بود. علاوه بر آن هر کدام از این گروه‌های نظامی بزرگ‌ترین عامل گسترش ناامنی و درگیری‌های قومی قبیله‌ای و مذهبی بودند؛ در آن زمان برای از بین بردن چنین حالتی تأسیس یک سازمان نظامی قوی، ضروری به نظر می‌رسید. امام موسی صدر در دی ۱۳۵۳ در یک سخنرانی پرشور اعلام کرد: «دفاع از وطن تنها وظیفه دولت نیست بلکه همه افراد وظیفه دارند از کشور، سرزمین و خانه خود دفاع کنند.» از این تاریخ پایه‌های یک سازمان نظامی به نام «افواج مقاومت لبنان» (امل) پی‌ریزی شد.

نخستین کسانی که به ندای امام موسی پاسخ گفتند، جوانان پرشور مدرسه صنعتی جبل عامل بودند که گروهی ۷۰ نفره تشکیل دادند و شروع به آموختن فنون نظامی شدند. فعالیت این سازمان ۷ ماه به صورت مخفیانه ادامه داشت اما پس از این ۷ ماه سرنوشت تغییر کرد.

در ۱۴ تیر ۱۳۵۴ در حین آموزش، مین ضد تانک در دست یکی از مربیان منفجر شد و ۲۷ نفر از بهترین اعضا شهید و ۵۰ نفر دیگر زخمی شدند؛ این جریان خود موجب آشکار شدن سازمان «امل» شد. در پی این انفجار امام موسی صدر در کنفرانس مطبوعاتی به طور صریح به موجودیت یک سازمان نظامی به نام «امل» اشاره کرد.

جنبش «امل» علاوه بر افراد لبنانی، بسیاری از جوانان کشورهای مسلمان دیگر، از جمله ۲۰۰ ایرانی را برای یادگیری فنون نظامی تحت پوشش قرار داده بود؛ همین موضوع هراس و خشم رژیم شاه را نسبت به امام موسی صدر شدت بخشید. سفیر وقت ایران در لبنان در این باره به دولت لبنان اعتراض کرد و به دنبال این اعتراض، نظام طایفگی لبنان که به دنبال بهانه‌ای می‌گشت، به مخالفت علیه امام موسی صدر دست زد و علیه او اقدام کرد ولی مقاومت سرسختانه امام موسی صدر باعث عقب نشینی آن‌ها شد؛ از طرف دیگر چون با توسعه قدرت نظامی شیعیان به وسیله سازمان امل، گروه‌ها و سازمان‌های راستی و چپی موجودیت خود را به روشنی در خطر نابودی می‌دیدند، هر کدام با دولت لبنان دست همکاری داده و از هر سو با روش‌های گوناگون در پی متزلزل کردن سازمان امل برآمدند.

معشوق من...

علاقه شدید به امام موسی صدر

 چمران عشق و ارادت عجیبی به امام موسی صدر داشت و از یادداشت‌هایش می‌توان رابطه خاصی که با امام موسی صدر داشت را به وضوح دید. وی در دوران اوج حملات رسانه‌ای به امام موسی صدر که بعد از علنی شدن فعالیت‌های سازمان امل شدت گرفته بود، می‌نویسد: «مسیحیان متطرف (افراطی) دست راستی برای مبارزه با آقای صدر خیلی تلاش می‌کنند، حرکت المحرومین را حرکت مغبونین می‌نامند. در ده‌های جنوبی که فتح کردند به دنبال امل می‌گشتند که بکشند زیرا فقط امل در جنوب به آن‌ها ضربه زده است. راستی که فقط امل و امام صدر توانسته‌اند مسیر جنوب را عوض کنند. جنوب می‌رفت که به پشتیبانی اسرائیل زیر سیطره مسیحیان درآید و بعد از سقوط طیبه، ده‌های جنوب یکی بعد از دیگری به دست کتائب می‌افتاد، ولی ایستادگی جوانان امل و شهادت پنج نفر از آن‌ها، طایفه شیعه را تکان داد و بعد از انتقاد امام از حافظ اسد، سوریه رسماً موقف (موضع) گرفت و ضد کتائب نیرو فرستاد، و مسیحیان و اسرائیلیان شکسته شدند و با تلفات زیاد عقب نشستند. و مسیحیان سبب شکست خود را در موقف تاریخی امام صدر دیدند و شروع به حمله و دشمنی با او نمودند که یکی از تظاهرات آن ایجاد یک سازمان جدید شیعی برای پر کردن خلأ رهبری شیعه است. محسن سلیم به پشتیبانی بشیر جمیل وارد معرکه شده‌اند و رادیو و تلویزیون و دستگاه‌های چپ و راست نیز آن‌ها را بزرگ می‌کنند، رییس جمهور لبنان آن‌ها را می‌پذیرد تا به نمایندگی شیعه دربارهٔ جنوب لبنان با رییس مذاکره کنند و حتی شیخ حسن خالد مفتی سنی‌ها نیز آن‌ها را می‌پذیرد تا به نام شیعه سخن بگویند و راستی که این‌ها هنوز کافی نیست که گمراه شده و منافق‌ها و دشمن‌های صدر چشم باز کنند و حقایق روشن را ببینند. این‌ها خفقان گرفته‌اند و الان هجوم بر صدر از این ناحیه است که چرا او با فلسطینی‌ها همکاری می‌کند؟ چرا دم از مقاومت فتح می‌زند؟ و گروه گروه از لبنانیان به این علت به او حمله می‌کنند و یا به دشمنان او می‌پیوندند و از طرف دیگر، احزاب چپ و جناح چپ مقاومت همچنان به صدر فحش می‌دهند، تهمت می‌زنند، دروغ‌پراکنی می‌کنند، و خجالت نمی‌کشند که بعضی از آن‌ها حتی اتهام می‌زنند که شهدای امل در صف کتائب بوده‌اند و به دست مقاومت (فلسطین) کشته شده‌اند. و عجیب اینکه مقاومت هم حرفی نمی‌زند، جوابی نمی‌دهد و نمی‌خواهد با چپ درگیری به عمل آورد و چقدر بزرگی می‌خواهد! چقدر بخشش! چقدر بلندنظری از طرف صدر که همهٔ این بی‌عدالتی‌ها و این ظلم‌ها و این جنایت‌ها را ببیند و باز هم در خط اساسی خود بماند و دم از مقاومت بزند و برای دفاع از مقاومت با کتائب بجنگد و شهید بدهد و دشمنی مسیحیان را به خود بخرد و همهٔ عالم را، از چپ و راست ضد خود برانگیزد و به فکر سیاستمداری نیفتد. مصالح خود را، نام خود را، منافع طایفه خود را سلامت و حیات خود را و همه چیز خود را به خاطر هدف فدا کند و یک ذره از راه خود منحرف نشود و تحت تاثیر دوست و دشمن قرار نگیرد. عکس‌العمل انجام ندهد، با دیدی خدایی به دنیا و آنچه می‌گذرد نگاه کند و از سلسله ارزش‌های خدایی قدمی فرا‌تر ننهد... راستی که ظرفیت و شخصیت می‌خواهد، فداکاری و بلندنظری می‌خواهد، عشق و عرفان می‌خواهد، احتیاج به چیزهایی دارد که در چنتهٔ دنیاداران و دنیاخواهان نیست...! خدا نگاهبانش باد...!»

 

سید ابوذر عاملی از شاگردان چمران و چهره‌های مشهور مقاومت لبنان، درباره رابطه وی با امام موسی صدر می‌گوید: «دکتر چمران بازوی اجرایی امام موسی صدر بود. امام موسی صدر رئوس، سیاست‌ها، و خطوط کلی برنامه را مشخص می‌کرد. اجرای برنامه با دکتر چمران بود... دکتر چمران مقید بود که در طول هفته چند بار به بیروت آمده و ضمن گزارش، هماهنگی لازم را با امام انجام دهد. البته دکتر از سوی امام اختیار تام داشت. دکتر گزارش‌هایی هم برای ما می‌فرستاد، که در ماهنامه پیام مجاهد چاپ می‌شد. در سازمان امل، دکتر چمران مسئولیت اصلی و کلیدی داشت. دفتر سیاسی زیر نظر حسین ‌الحسینی، نبیه بری و احمد اسماعیلی بود، اما مسئولیت مهم تشکیلات و امور نظامی با دکتر چمران بود. دکتر چمران، بعد از امام موسی صدر، دومین نفر در حرکت امل بود.»

 

چمران علاوه بر چهره‌های مقاومت لبنان و سازمان امل، با رهبران فلسطینی و در رأس آن‌ها، یاسر عرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشت. در بحبوحه پیروزی انقلاب ۵۷، چمران در نظر داشت که پانصد رزمنده از سازمان «امل» را تجهیز نموده و خود را به معرکه نبرد در ایران برساند. دولت سوریه نیز دادن امکانات و هواپیما برای انتقال رزمندگان را تقبل نموده بود تا در هر جا که سازمان امل می‌خواهد رزمندگانش را پیاده کند. اما نبرد در تهران ۲۴ ساعت بیشتر طول نکشید و طرح به مرحله اجرا در نیامد. با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، چمران همراه با شماری از جنگندگان «امل» به ایران آمد و با آنکه قصد ماندن در ایران را نداشت، به توصیه امام در وطن ماندگار شد و چندی بعد آموزش نظامی اولین گروه از پاسداران انقلاب در سعدآباد را برعهده گرفت.

کنفدراسیون دانشجویان چمران را اخراج کرد

تاسیس انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریکا در گفت‌وگو با محمد هاشمی: کنفدراسیون دانشجویان چمران را اخراج کرد
سیدمحمدرضا متقی
تاریخ ایرانی: مصطفی چمران، از شخصیت‌های بارز انقلاب و از فعالین انقلابی در خارج از کشور بود. با گذشت قریب به سی سال از شهادتش، همچنان شاهد آن هستیم که برخی ابعاد فعالیت او مهجور واقع شده است. یکی از ابعاد مهم زندگی‌ چمران، فعالیت‌های او در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه برکلی در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ است. بر این اساس "تاریخ ایرانی" برای آشنایی با فعالیت‌های این روشنفکر مبارز در دوره دانشجویی به سراغ محمد هاشمی، مؤسس انجمن اسلامی گروه فارسی زبان در آمریکا و هم‌دانشگاهی مصطفی چمران رفته و به گفت‌وگو با او پرداخته است. محمد هاشمی در این گفت‌وگو بیان می‌کند: «آقای چمران از زمانی که من ایشان را می‌شناختم، هم در رفتار شخصی قائل به شئونات اسلامی بود و هم در خط و مشی سیاسی خود بر مسیر اسلام قدم بر می‌داشت، ایشان نگاه ویژه به مسائل مسلمانان و بالاخص اتفاقات فلسطین و لبنان داشت.»

 

ادامه نوشته

به چمران جفای بسیاری شده است

معادیخواه در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی:

تاریخ ایرانی: عبدالمجید معادیخواه، دبیرکل بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی به اشاره به جفای صورت گرفته به چهره‌هایی همچون شهید مصطفی چمران و برداشت‌های ابزاری از آن‌ها در جامعه، آن را موجب لوث شدن شخصیت این افراد دانست.

ادامه نوشته

مجسمه شهید چمران

کتاب شناسی دکتر چمران

لیست کتاب های معرفی شده

چمران به روایت همسر شهید

خدا بود و دیگر هیچ نبود

شهید سرافراز دکتر مصطفی چمران

علی زیباترین سروده‌ی هستی

کردستان

مجاهد هنرمند

مجموعه بینش و نیایش

یادگاران (کتاب چمران)

ادامه نوشته

پاداش برای زجر!

من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، وارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند. علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است.

ادامه نوشته

ساواک از چمران می گوید

جلد یازدهم مجموعه«یاران امام به روایت‏ اسناد ساواک»ویژه گزارش‏های ساواک درباره‏ شهید سرافراز دکتر مصطفی چمران است.

این مجموعه که به همت مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات منتشر می‏شود،بخشی‏ از جلوه‏های متمایز شخصیت‏های مبارز را در پیشدید خواننده قرار می‏دهد.

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار چهارم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .التماس

گفتار سوم:فلسفه سکوت

ادامه نوشته

18روز18گفتار-گفتار سوم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .التماس

گفتار سوم:فلسفه سکوت

ادامه نوشته

تصویری از محافظ شهید چمران:

شهید ناصر  فرج الله 

به زودی اطلاعات جدیدی در مورد ناصر فرج اللهی بر بروی سایت قرار خواهد گرفت

 

دوسردار در قاب تنگ تصویر!

عکس هایی از همراهی جاوید الاثر کاظم اخوان باشهید چمران 

 

 

جهت مشاهده عکس های دیگر به ادامه مطالب مراجعه بفرفایید

ادامه نوشته

گزارشی از جدید ترین کتاب آقامصطفی که قرار است چاپ شود

در گفت‌و‌گو با فارس عنوان شد:
نقش شهيد چمران در ارتش، موضوع جديدترين كتاب پوربزرگ‌ وافي

خبرگزاري فارس: يك نويسنده گفت: نگارش دو رمان با عنوان «دريادلان خاكي» و «در امتداد نبرد» را به پايان رسانده‌ام و نگارش كتابي با موضوع چمران و ارتش را در دست نگارش دارم.

عليرضا پوربرگ، نويسنده در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا»، درباره اثر در دست تأليف خود، اظهار داشت: نگارش كتابي با عنوان «در امتداد نبرد» را به پايان رسانده‌ام كه به زندگي و خاطرات «عليرضا بصيري» از آزادگان كشورمان در دوران دفاع مقدس، اسارت و پس از اسارت او را مي پردازد.

وي ادامه داد: عليرضا بصيري در سن 16 سالگي در عمليات كربلاي 5 به اسارت درآمد كه اين كتاب از طريق مصاحبه با وي نگاشته شده و لحظات زيبايي را با وي گذراندم؛ وي هم‌اكنون بخشدار شاهين‌شهر است كه اين اثر در حدود 300 صفحه قطع رقعي است.

نگارنده كتاب باغ سوخته درباره ديگر اثر در دست نگارش خود اظهار داشت: اثري ديگر درباره «شهيد مصطفي چمران» در دست نگارش دارم كه با موضوع «چمران و ارتش» است كه اتفاقات ميان شهيد چمران و پرسنل ارتش در غرب و جنوب را بيان مي‌كند، اما هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده‌ام.

پوربزرگ خاطرنشان كرد: اين اثر را به سفارش «هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صياد شيرازي» است كه بخش اعظمي از اطلاعات اين اثر را در دست دارم چرا كه در ستاد جنگ‌هاي نامنظم محافظ شهيد چمران بوده‌ام و بخشي ديگر را بايد به دست بياورم كه اين اطلاعات از طريق مصاحبه با نظاميان، خاطرات افراد و اسناد به دست مي‌آيد.

پوربزرگ درباره ديگر اثر در دست نگارش خود ابراز داشت: «دريادلان خاكي» عنوان ديگر اثر بنده است كه به حضور نيروي دريايي در 8 سال دفاع مقدس مي‌پردازد كه نگارش آن بيش از دو سال به طول انجاميد و در حدود 400 صفحه قطع وزيري بوده و اثري بسيار مستند و مستحكم است.

منبع :فارس

دست شسته از جهان گزيده ي سخنان مهندس مهدي چمران؛

دست شسته از جهان
گزيده ي سخنان مهندس مهدي چمران؛
به مناسبت شهادت سردار شهيد اسلام دكتر مصطفي چمران در جمع خواهران جامعةالزهرا(س)
ادامه نوشته

چمران-مبارزی که به حکمت رسید

مقدمه

  عموماً برای شناخت تفکر حاکم بر انقلاب اسلامی ایران، مانند سایر انقلابهای جهان، به اندیشه رهبران این انقلاب ارجاع می­دهند. در مورد انقلاب اسلامی نیز به حق، نشانی اندیشه­های بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، شاگرد ایشان استاد شهید مرتضی مطهری و اندیشه مرحوم دکتر علی شریعتی – که در اثنای انقلاب به معلم انقلاب معروف شد – ارجاع می­دهند.

  به اعتقاد نگارنده این مقاله، اندیشه­های حاکم بر انقلاب اسلامی در طول دفاع مقدس جلوه دیگری به خود می­گیرد که در آثار شخصیت­های بزرگواری چون شهید دکتر مصطفی چمران و سیدشهیدان اهل قلم سیدمرتضی آوینی نمونه اعلای آن را می­توان جست.

  البته بنا به نظر یکی از دوستان پژوهشگرم آقای مهدی سعیدی اگر کسی امکان و فرصت بررسی آثار این 5 بزرگوار را برای آشنایی با اندیشه حاکم بر انقلاب اسلامی نداشته باشد، با مراجعه به آراء و نظرات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه­ای ، عصاره دیدگاه این پنج نفر را کسب خواهد کرد.

  در ادامه مطالب...


ادامه نوشته

سایتBAZCHAMRAN.IRباتوجه به شخصیت تاثیرگزار آقامصطفی نامه ها ویا دلنوشته افراد تاثیر گرفته را منتشر نماید نویسنده این نامه( محسن) :

نمیشه از کنار اسم "مصطفی چمران" ساده گذشت. برا من و خیلی ها، ایشون یه اسطوره است. یه ابََرمرد. خیلی حرفه تو آمریکا به اون مدارج عالی علمی برسی و اسیر دنیا نشی! آدم باید خیلی زاهد باشه که تو بلاد کفر از یاد خدا غافل نشده باشه. ابعاد مختلف روحیش واقعاً محیرالعقوله. سختکوشی و مهربانی، جدی و قانونمندی و ملاطفت، تیراندازی و جنگ و نقاشی و ... و ... و...
"دکتر مصطفی" تا ابد برای من و امثال من یه اسوه ی تمام نشدنیه.

ادامه نوشته

مصاحبه اختصاصی با دکتر مصطفی چمران

تو تموم سال و مخصوصا اواخر خرداد، یاد یه اسطوره و یه ابَر مرد بدجوری با دلمون بازی می کنه. هربار یاد شهید چمران می افتم احساس حقارت محض میکنم، حقارت محض.... واقعا نمی دونم کدوم واژه ها می تونه این مرد رو تعریف و توصیف کنه؟! دلم نمی خواد وقت گرانبهاتونو با حرفهام بگیرم، بذارین همه گوش و چشم بشیم و رقص کلمات رو تو قلم اون مرد ببینیم. فقط این چند خط ابتدایی عرض ادب و حقارتی بود در مقابل اون بزرگمرد.... این مصاحبه ایه که از جملات و نیایش های دکتر چمران بصورت مصاحبه استخراج شده، بخونیم و به روح بلندش ادای احترام و درود کنیم....

ادامه نوشته

18روز18گفتار-گفتاردوم

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .التماس دعا

 

چمران

گفتار دوم:مکتب اسلام

ادامه نوشته

رحیم پور از چمران می گوید(قسمت آخر)

چمران

رحیم پور ازغدی در همایش مثل چمران:


وظیفه انقلابی شهید چمران باعث انتخاب جهاد فی سبیل الله در لبنان شد

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور با بیان اینکه رهبران مبارز لبنان امروز، تربیت شدگان شهید چمران هستند، گفت: وظیفه انقلابی شهید چمران باعث انتخاب جهاد فی سبیل الله در لبنان شد.


ادامه نوشته

یکصد خاطره از شهید دکتر چمران

یکصد خاطره از شهید دکتر چمران

1) نشسته بود زار زار گریه می کرد. ....در ادامه مطالب

ادامه نوشته

3خاطره جالب

۱-چمران همیشه توى محاصره استمى گفتند «چمران همیشه توى محاصره است.»راست مى گفتند. منتها دشمن ما را محاصره نمى كرد. دكتر نقشه اى مى ریخت. مى رفتیم وسط محاصره. محاصره را مى شكستیم و مى آمدیم بیرون.

۲-بچه‌هاي شهيد چمران در ستاد جنگ هاي نامنظم جمع ‌مي شدند و هر شب عمليات مي‌رفتند و بنده را هم گاهي با خودشان مي‌بردند.

۳-يك شب ديدم افسري با من كار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2 يا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشكر 92 بود لذا به اينها نزديك بوديم. آن افسر پيش من آمد و گفت: من با شما يك كار خصوصي دارم . ابتدا فكر كردم مي‌خواهد درخواست مرخصي بدهد بنابراين يك خرده لجم گرفت كه حالا در اين گير و دار چه وقت مرخصي رفتن است. اما ديدم با حالت گريه آمد و گفت: شبها كه اين بچه‌ها به عمليات مي‌روند اگر مي شود من را هم با خودشان ببرند !  بچه ها شبها با شهيد چمران به قول خودشان به شكار تانك مي‌رفتند و اين سرهنگ آمده بود، التماس مي كرد كه من را هم ببريد! مشاهده چنين منظره ها و جلوه‌هايي نشان دهنده آن ظرفيت معنوي بالاي بچه ها بود . بچه‌هاي بسيجي و سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هايي از قبيل شهيد چمران كه جاي خود دارند و اين يك بعد از ظرفيت اين ملت عظيم است. (بيانات در ديدار جمعي از پيشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت 31/6/84)

 

خاطره

بچه‌هاي شهيد چمران در ستاد جنگ هاي نامنظم جمع ‌مي شدند و هر شب عمليات مي‌رفتند و بنده را هم گاهي با خودشان مي‌بردند.

يك شب ديدم افسري با من كار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2 يا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشكر 92 بود لذا به اينها نزديك بوديم. آن افسر پيش من آمد و گفت: من با شما يك كار خصوصي دارم . ابتدا فكر كردم مي‌خواهد درخواست مرخصي بدهد بنابراين يك خرده لجم گرفت كه حالا در اين گير و دار چه وقت مرخصي رفتن است. اما ديدم با حالت گريه آمد و گفت: شبها كه اين بچه‌ها به عمليات مي‌روند اگر مي شود من را هم با خودشان ببرند !  بچه ها شبها با شهيد چمران به قول خودشان به شكار تانك مي‌رفتند و اين سرهنگ آمده بود، التماس مي كرد كه من را هم ببريد! مشاهده چنين منظره ها و جلوه‌هايي نشان دهنده آن ظرفيت معنوي بالاي بچه ها بود . بچه‌هاي بسيجي و سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هايي از قبيل شهيد چمران كه جاي خود دارند و اين يك بعد از ظرفيت اين ملت عظيم است. (بيانات در ديدار جمعي از پيشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت 31/6/84)

مروری بر رساله دکترای شهید چمران

موضوع رساله دکتر چمران «باریکه الکترون در مگنترون با کاتد سرد» بود.مگنترون یک لامپ الکتریکی است که نخستین بار در سال ۱۹۲۱ مورد توجه قرار گرفت. اولین مگنترون یک دو قطبی استوانه ای بود که در میدان مغناطیسی طولی قرار گرفته بود. کاتد آن رشته نازک داغ و آند آن استوانه ای بود. الکترون هایی که از سطح کاتد جدا می شوند به طرف آند حرکت می کنند، ولی در اثر میدان مغناطیسی جهت حرکت آن ها تغییر می کند و می توانند به طرف کاتد برگردند.

با افزایش میدان مغناطیسی الکترون ها می توانند به آند برخورد کنند و جریان الکتریکی بزرگی ایجاد کنند که به این پدیده «مگنترون» اطلاق می شود. در طول جنگ جهانی دوم با توجه به توسعه صنایع ارتباطات و رادار، مطالعات فراوانی درباره مگنترون انجام شد، ولی عمده این بررسی ها، پدیده گرا بودند و مطالعات بنیادی چندانی درمورد فیزیک پیچیده مگنترون صورت نگرفت.

در رساله  دکترای شهید چمران نوسان پلاسما و پدیده های پخش بار فضایی از لحاظ نظری و اثر شکل آند بر مدهای نوسانی و نقاط ضعف و قدرت آن ها از لحاظ عملی مورد بررسی قرار گرفته است.

مطالعه  ساختارهای رادیو فرکانس برای تولید باریکه های الکترونی توان بالا و بررسی آندهای مربوط به آن ها از دیگر بخش های این رساله بوده است.

شهيد مصطفي چمران نخستين ايراني از يكصد دانشمند پلاسماي گرافت هسته‌اي در جهان است.

مصاحبه با دوست  شهید چمران ورییس سابق سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه صنعی خواجه نصیر الدین طوسی در خصوص سالها همراهی با چمران می گوید :متن مصاحبه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

کوچه های آسمان خانه هایی از بهشت

به خانه پدری شهید چمران سر می زنیم. در محله‌ای قدیمی و در پس‌کوچه‌هایی با تراکم زیاد، خانه‌ای با شکل و شمایل سنتی که  آدم را به وجد می‌آورد. وقتی وارد این خانه شدم حس عجیبی پیدا کردم؛ آرامشی انگار برای نگفتن، در آن همه هیاهو در این منطقه پرجمعیت شهر. انگار اینجا فقط سکوتی مبهم  حاکم شده است.اینجا و درست در این نقطه عالم، خانه‌ای هست که اکنون به نام خانه-موزه شهید چمران شناخته می‌شود.

 

خانواده شهید چمران

دانلود عکس با کیفیت بالا

آنچه می‌خوانید گفت‌وگویی است با مهدی نجابت، مدیر این خانه-موزه

ادامه نوشته

گزارشی از موزه شهید چمران

. یاد و خاطره بزرگانی همچون شهید چمران تا ابد در دل و جام هر ایرانی ماندنی است. ایجاد خانه- موزه این شهید عزیز، از جمله اقداماتی است که شهرداری تهران برای پاسداشت او انجام داده است
گشتی در خانه یادها و خاطره‌ها می‌زنیم. «خوش دارم که در نیمه‌های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشان‌ها صعود نمایم، محو عالم بی‌نهایت شوم‌. از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه‌ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم. 

ادامه نوشته

باز هم چمران...

 

 گرچه شهید چمران، خیلی زود در همان سال اول جنگ، به شهادت رسید ولی حضور فعال او، هم در مقابله با تهاجم ارتش بعثی صدام و هم در درگیری‌های طولانی با احزاب مسلح

مورد حمایت رژیم بعثی عراق در مناطق شمال غرب کشور، از او چهره‌ای پر تلاش در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی در خاطره تاریخ بر جای گذاشته است.

ادامه نوشته

مطلبی در موردشهید چمران در وبلاگ محمد باقر قالیباف شهردار پایتخت

سال‌هاست از آرام گرفتن چمران می‌گذرد. سال‌هاست که دیگر از پشت صخره‌ای به پشت صخره‌ای دیگر پریدن و پناه گرفتن و زمان جنگ سرنوشت ساز گذشته و تمام شده.

حالا فقط چیزی که مانده خاطره است و یاد این سردار بزرگ اسلام و انقلاب.حرف زدن از او سخت است. از اویی که جمع اضداد بود؛ به سختی آهن بود و به روانی اشک. اویی که هم پدر یتیمان بود و هم دشمن سرسخت کافران. مردی که حرف کم می‌زد و کار زیاد می‌کرد.

کسی که هر وقت وقتش بود می‌ماند و زمانش که می‌رسید بی‌حرف هجرت می‌کرد و خودش را می‌رساند به آن‌جایی که باید باشد. کسی که به قول امام بی‌هیاهوی سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی برای خدا به جهاد برخاسته بود و خود را فدای هدف کرده بود نه هوا.

و این هنر مردان خداست... کسی که به خاطر عشق فداکاری کرد و به خاطر عشق با بی‌اعتنایی به دنیا نگریست و برای همان، همه چیز را زیبا دید و زیبایی را پرستید و خدا را حس کرد. سخن گفتن از او سخت است و حتی غیرممکن.

بهترین سخن را امام گفت در باره او که «چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام، جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد. ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیریم».

* از وبلاگ شهردار تهران

زمان انتشار: جمعه 31 خرداد 1387

مصاحبه ای قدیمی با مهدی چمران

«عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام... برای مرگ ‌آماده شده‌ام و این امری است طبیعی که مدت‌هاست با آن آشنایم. ولی برای اولین بار وصیت می‌کنم.

خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می‌رسم. خوشحالم که از عالم و مافی‌ها بریده‌ام. همه چیز را ترک گفته‌ام. علائق را زیر پا گذاشته‌ام. قید و بندها را پاره کرده‌ام. دنیا و مافی‌ها را سه طلاقه گفته‌ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می‌روم...»

این واژه‌های عارفانه و خالصانه بخشی از وصیتنامه شهید دکتر مصطفی چمران است.شخصیتی ویژه و منحصر به فرد که تاریخ کمتر مشابه آن را در خود می‌یابد.

دلیر مردی نستوه که بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) پس از شهادت او فرمودند: «او جنگجویی پرهیزکار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت».

مصاحبه ای با مهندس مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهـر تهـران تا با بهره‌گیری از گفته‌ها و خاطراتش، بیشتر با زوایای وجودی و شخصیتی آن شهید بزرگوار آشنا شویم؛ متن زیر حاصل این گفت‌وگوست.

ادامه نوشته

18روز 18گفتار-گفتار اول

کاربران عزیزسایت Bazchamran.irباتوجه به حلول ماه مبارک رمضان این سایت در جهت بالا بردن سطح دانستنی های مذهبی کاربران عزیزوآشنایی کاربران محترم با اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران قرار است از امروز12رمضان تا آخر این ماه مبارک مباحثی را از کتاب انسان وخدا شهید چمران در قالب 18روز18گفتار را به کار بران عزیز ارائه دهد این مطلب هر روز ظهر بین ساعت 12:15تا12:30بروز می شود .التماس دعا

چمران

گفتار اول:مالک اصلی خداست

ادامه نوشته

ازغدی از چمران می گویند1

مدتی است که سلسله همایش هایی با عنوان چ-مثل چمران برگزار می شود آخرین همایش در مشهد در تاریخ چهارشنبه 25 خردادماه 1390باحضور استاد ازغدی برگزار شده است به دلیل طولانی بودن هر روز ساعت ۱۲:۱۵ظهربخشی ازسخنرانی استاد رابرای بازدید کنندگاه به نمایش در می آوریم

زندگي چمران از نگاه رحيم پور ازغدي توجه به زندگي نامه شهيد چمران نکته هاي بسيار ارزشمندي دارد و مي تواند الگو و نمونه اي براي جوانان باشد. * او از سن ۱۴ - ۱۵ سالگي به کلاس هاي درس تفسير آيت ا... طالقاني و کلاس هاي فلسفه، منطق و معارف شهيد مطهري مي رفت. چمران همچنين از اولين اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و از فعالان نهضت مقاومت ملي در برابر کودتا بعد از کودتاي ۲۸ مرداد بود. وقتي هم که به آمريکا رفت به جاي اين که خود را با شرايط محيط تطبيق دهد، تلاش کرد که محيط را تغيير دهد....

ادامه نوشته

شیوه دعوت به حجاب به سبک آقا مصطفی

من با فرهنگ اروپايي بزرگ شده بودم. حجاب درستي نداشتم و ... .
يادم هست در يكي از سفرهايي كه به روستاها مي‌رفتيم، مصطفي در داخل ماشين هديه‌اي به من داد. اوّلين هديه‌اش به من بود و هنوز ازدواج نكرده بوديم، خيلي خوشحال شدم و همانجا باز كردم ديدم روسري است. يك روسري قرمز با گل‌هاي درشت. من جا خوردم امّا او لبخند زد و به شيريني گفت: «بچه‌ها دوست دارند شما را با روسري ببينند».

همسرشهیدچمران


دانلود فایل صوتی:دانلود

مثل غاده-نوشته یک عاشق که تاثیرگرفته ازچمران است

مثل غاده چمران...
مورخ پنج‌شنبه 1390/04/02 شماره انتشار 17866
چند سال پيش/
اولين‌بار که يک کتاب از شهيد چمران به دستم رسيد 15 سالم بود، يک نوجوان آرمان‌گرا که فکر مي‌کرد مي‌تواند دنيا را تغيير بدهد! اسم کتاب «انسان و خدا» بود، يک کتاب با جلدي کرمي رنگ و کوچک که مجموعه يک سري از سخنراني‌هاي دکتر چمران در ماه رمضان بود. کتاب سختي نبود ولي خواندندش طول کشيد، بعدش هم يک کتاب ديگر که وصيت نامه‌اي بود و گذشت تا رسيد به زماني که روايت فتح مجموعه کتاب‌هاي «نيمه پنهان ماه»‌ش را چاپ کرد. کتاب خاطرات زندگي شهيد‌ها از زبان همسران‌شان. به نوعي همسرانه‌هاي شهيدانه! آن وقت‌ها اولين کتابي که از اين سري خواندم کتاب زندگي شهيد چمران از زبان غاده چمران بود. غاده جابر دختري لبناني و شيعه زاده بود ولي از سبک زندگي مسلماني فقط اسم و رسمش را همراهش داشت، دختري که از جنگ و مردان جنگي بدش مي آمد، دختري که بعدش با دست‌هاي مصطفي چمران از زندگي روزمره‌اش در لبنان جدا شد و شد همسر شهيد چمران. آن وقت‌ها با خودم فکر مي‌کردم که شهيد چمران آدم بزرگي بوده و هر چند غاده چيز زيادي از اسلام نمي‌دانسته و نداشته ولي آمادگي وارد شدن به آن‌را داشته يعني اگر غاده، غاده نبود لابد چمران هم نمي‌آمد تا دستش را بگيرد.
یک سال پيش/
اتفاقي به يک همايش رفتم يکي از سلسله همايش‌هاي «مثل چمران...» که مهمانش غاده چمران بود. وقتي حرف مي‌زد تمام حرف‌هايي که توي کتاب چمران به روايت همسر شهيد خوانده بودم به ذهنم ميآمد، اولين تابلويي که از شهيد چمران ديده بود، اولين کادويش که يک روسري قرمز با گل‌هاي درشت بود و کادوي ازدواجش که شمع بود. اين همان دختر شيعه لبناني بود که بعد از آشنايي‌اش با مصطفي چمران و بعد هم ازدواجش، ديگر از مصطفي و آرمان‌هايش جدا نشده بود و حالا من يک زن مبارز و محکم را مي‌ديدم که روز قبل از همايش خبر فوت يکي از نزديکانش (شايد مادرش) را به او داده بودند و او داشت با آرامش آن‌را تعريف مي‌کرد و مي‌گفت که در حرم امام رضا(ع) براي آمرزشش دعا کنيد . فکر مي‌کنم آدمي که خوب و درست زندگي کند، هر کجاي زندگيش که باشد، توي هر زمان و مکاني، توي هر شرايطي بهترين کار را انجام مي‌دهد و بهترين تصميم را مي‌گيرد. فرقي نمي‌کند که اين آدم فرصت شهيد شدن را به دست بياورد يا فرصت زندگي با يک شهيد را.
منبع:www.khorasannews.com

مصاحبه با شاگرد 13ساله شهید چمران در لبنان

هیام عطوی از اولین نیروهای پیوسته به جنبش امل بود که در 13 سالگی عضو این جنبش شده و در 15 سالگی به عنوان جوان‌ترین شاگرد چمران در جبل عامل شناخته شد.
 هنگامی که برای تعیین وقت گفتگو با او صحبت کردم، تازه از لبنان و از ملاقات مادر بیمار خود بازگشته بود. با این حال با روی خوش از این گفتگو استقبال کرد.
هنگامی که به منزل‌شان رفتم، شخصا با رویی گشاده از ما استقبال کرد. نکته جالب این‌جاست که تازه زمانی که با خرما و شیرینی عزا از ما پذیرایی شد، متوجه شدیم هیام عطوی سه روز است در عزای مادر فداکار خود نشسته است.
هیام نه تنها این گفتگو را به دلیل داغ مادر به وقتی دیگر موکول نکرد، بلکه زمانی که خواهران و برادرانش از لبنان برای تسلیت تماس گرفته بودند به راحتی به دخترش گفت بگویید مهمان دارم و بعداً صحبت می‌کنیم.
در طول گفتگو هر زمان در مورد شهید چمران سئوال می کردم برقی در چشمانش و طربی در کلامش موج می زد. لحن شور انگیز صحبتش در مورد دکتر مصطفی  (هیام عطوی، شهید چمران را با عنوان دکتر مصطفی صدا می زد) باعث می‌شد که با تمام وجود باور کنی که او چمران را زنده و حاضر می‌داند.
ادامه نوشته

آن روز که به من گفت...(روایتی از غاده چمران)

 مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم. فکر می‌کردم کسی را که اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند باید آدم قسی‌القلبی باشد. حتی از او می‌ترسیدم اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر کرد. مصطفی تقویمی آورد گفتم آن را دیده‌ام. گفت:‌از کدام تصویر آن خوشتان آمد؟ پاسخ دادم شمع شمع خیلی مرا متأثر کرد. با تأکید پرسید: «شمع؟ چرا شمع؟» اشکم بی‌اختیار بر روی گونه‌هایم لغزید. گفتم: «نمی‌دانم این شمع، این نور، انگار در وجود من هست. من فکر نمی‌کردم کسی بتواند معنای شمع و از خودگذشتگی را به این زیبایی بفهمد و نشان بدهد.» دلم می‌خواست بدانم آن را چه کسی کشیده و مصطفی گفت: «من کشیده‌ام.» ادامه دادم: شما که در جنگ و خون زندگی می‌کنید. مگر می‌شود؟ فکر نمی‌کنم شما بتوانید این‌قدر احساس داشته باشید. مصطفی چمران شروع کرد به خواندن نوشته‌های من. گفت: هرچه نوشته‌اید خوانده‌ام و دورادور با روحتان پرواز کرده‌ام و اشک‌هایش سرازیر شد.

شاگرد چمران از چمران می گوید

شاگردان چمران

هیاء امیرکمالی برای اینکه دانشجویان، چمران و کار بزرگی را که او در لبنان کرده بود بهتر بشناسند ترجیح داد از وضعیت جنوب این کشور پیش از سفر چمران به آن منطقه بگوید: جنوب لبنان متروکه بود به همین دلیل پروانه، همسر دکتر و فرزندانش نتوانستند به زندگی دراین منطقه ادامه دهند و حاضر شدند با وجود عشقی که به دکتر داشتند از جنوب لبنان بروند.

ادامه نوشته

چند درس ودستور عمل ازمناجات های شهید چمران

بر خلاقيت و ابتکار خود تکيه کنيد
 تا وقتي که ما استقلال ذاتي و خودکفايي خود را تامين نکنيم، بازيچه قدرت هاي خارجي و سياست هاي شوم استعماري باقي خواهيم ماند. فکر دنباله روي و تکيه به غرب و شرق بايد از ميان برداشته شود و مردم ما بر خلاقيت و ابتکارهاي شخصي خود تکيه کنند و در راه خودسازي علمي و تکنيکي کشور خويش بکوشند و شخصيت و هويت فرهنگي خويش را باز يابند.
کتاب « بينش و نيايش »


ايثار کنيد تا روحتان آرامش يابد
 هنگامي که يک مسلمان با روش فکري و تربيتي اسلامي ايثار مي کند، هدفش مال نيست بلکه خداست و کمال است. مال براي او وسيله است. وقف يکي از نمونه هاي ايثار در کشورهاي اسلامي نظير ايران است. هنگامي که کسي مسجد يا بيمارستاني وقف مي کند، نه تنها خودش در وجدان خود احساس آرامش و سرور مي کند، بلکه هنگامي که فرزندان و نسل هاي بعدي او هم از مقابل اين مکان مي گذرند، روحشان شاد مي شود و افتخار مي کنند.
کتاب « انسان و خدا »
در پناه حق و عدل از کسي واهمه نداشته باشيد
 هنگامي که انسان مصلحتي ندارد تا حقيقت را براي آن فدا کند از کسي واهمه نمي کند و حق را کتمان نمي نمايد. آنجا، حق و عدل، همچون خورشيد مي تابد و همه قدرت ها و حتي قداست ها فرو مي ريزند و هيچ کس جز خدا – فقط خدا – سلطنت نخواهد داشت. من آن آزادي را دوست دارم و از اينکه در دوره هاي سخت حيات آن را تجربه کرده ام خوشحالم و به آن اخلاص و سبکي و ايثار و لذت روحي و معراج که در آن تجربه ها به آدمي دست مي دهد حسرت مي خورم.
کتاب « بينش و نيايش »
در سايه اسلام به سوي وحدت برويد
 براي مبارزه با دشمن بايد به سوي وحدت رفت و اسلام تنها راهي است که مي تواند توحيد نيروها را تامين نمايد. در منطقه ما، مذهب هاي گوناگون، مليت هاي متفاوت و اقوام مختلف زندگي مي کنند و تکيه بر اين عوامل بيشتر باعث تفرقه و تشتت مي شود. فقط در سايه مکتب اسلام است که مذهب هاي گوناگون، تحت الشعاع قرار مي گيرند و مليت هاي مختف احساس هم رنگي و يگانگي با ديگران مي کنند، زيرا اسلام با همه آنها يکسان و برادر وار عمل مي کند، هيچ يک را بر ديگري برتري نمي دهد، معيارهاي عالي تري را مقياس سنجش قرار مي دهد و اصولاً به همه احترام مي گذارد و حقوق همه را به طور يکسان و عادلانه محفوظ مي دارد، بنابراين دليلي براي دشمني و حساسيت و تفرقه و اختلاف باقي نمي گذارد.
کتاب « بينش و نيايش»
در خلال سختي و مشکلات تکامل يابيد
 ملتي که بزرگ ترين طاغوت ها را به زير کشيده است و بزرگ ترين ارتش ها را شکسته، قادر است که بر مشکلات فرعي غلبه کند. وجود مشکلات براي تکامل يک نهضت ضروري است. آن را مي پرورد و قوي مي کند. سنت خدا بر اين قرار داد که مبارزه حق با باطل هميشگي باشد و تکامل از خلال مبارزه به دست آيد. مردم در خلال سختي ها و مشکلات پخته و آزموده مي شوند. آسايش و راحتي و موفقيت هميشه سستي و عقب ماندگي به وجود مي آورد. غني بودن و بي نيازي و پيروزي دائمي ايجاد فساد و طغيان مي کند.
کتاب « خدا بود و ديگر هيچ نبود »
 تنها در مقابل خدا تسليم شويد
در اسلام مسلماً ما ديکتاتوري را رد مي کنيم. ديکتاتوري انسان بر انسان بايد از بين برود. اساس خدا پرستي ما بر آن است که هيچ ديکتاتوري را و هيچ طاغوتي را نپذيريم و در زير اين گنبد از آنچه رنگ تعلق مي پذيرد آزاد بشويم. بنابراين در مقابل تنها کسي که تسليم مي شويم و تعظيم مي کنيم خداي لايزال است و بس.
کتاب « انسان و خدا»
براي شناخت خدا به قلبتان رجوع کنيد
 اگر کسي بخواهد به قدرت علم يا به قدرت منطق و فلسفه وجود خدا را اثبات کند، به بيراهه مي رود. اين حرف را نمي زنيم که علم را زير پا بگذاريد، خود من بيش از هر کس از راه علمي براي اثبات خدا حرف زده ام و حرف مي زنم ولي ما از راه علمي فقط مي توانيم امکان وجود خدا را بررسي مي کنيم. محال است که به وسيله عقل يا به وسيله حس بتوان خدا را درک کرد، خدا را حس کرد. تنها راهي که وجود دارد قلب آدمي و اشراق و الهام است. خداي بزرگ هم در تعليم و تربيت مسلمان ها از همين تکنيک استفاده مي کند.
کتاب « انسان و خدا »
زندگي تان را اسير ماديات نکنيد
 در دنيا آدم هايي هستند که به ظاهر زنده اند، نفس مي کشند، راه مي روند، حرف مي زنند و زندگي مي کنند اما از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده عوامل طبيعتند، در مقابل مرگ و حشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند. آنان به ذلت و اسارت تن در مي دهند و در قفس احتياجات کثيف مادي اسير مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنکبوت آنها را اسير و برده مي سازد. ميليون ها و ميلياردها مردمي که همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي کنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نشانه اي مترتب نيست و آنها هيچ تاثيري بر عالم وجود ندارند، اگر چه زندگي مي کنند، ولي مرده اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.
کتاب « رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست »
کاري را که در آن تخصص نداريد نپذيريد
 مي گويند داشتن تقوا از تخصص واجب تر است، آن را مي پذيرم اما مي گويم آن کس که تخصص ندارد و کاري را مي پذيرد بي تقواست.
اسير و برده زندگي نشويد
 انساني مي تواند زندگي حقيقي داشته باشد که اسير و برده زندگي نشود، هيچ چيز حتي خود زندگي هم، او را به قيد و بند اسارت و ذلت نکشاند، آزاد و مختار باشد و تا وقتي که زنده است با افتخار و شرف زندگي کند و هنگامي که مرگ فرا رسيد، آن را با آغوش باز بپذيرد که خود مبدا حيات اخروي و تکامل بزرگ تر و مهم تري است. اين انسان تا وقتي که زنده است به راستي زندگي مي کند، از موجوديت خود لذت مي برد و جسم مادي او وسيله اي براي روح او و شخصيت انساني اوست و چون از مرگ نمي ترسد، قدرتمند است و ديگران در مقابل اراده و تعظيم مي کنند.
کتاب « رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست ».


منبع:همشهري+شماره 8



 


 

سلوک عرفای آقامصطفی از زبان فاطمه نواب صفوی

فاطمه نواب صفوي، فرزند شهيد نواب صفوي، در سال هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، در آمريكا به تحصيل اشتغال داشت. او در آستانه پيروزي انقلاب به ميهن بازگشت و همزمان با آغاز جنگ تحميلي به جبهه ها شتافت تا شاهد صادقي بر رويدادهاي شكوهمند پايداري و مقاومت اين ملت مقاوم باشد و

بسياري از آن صحنه ها را با دوربين عكاسي خود براي هميشه جاودان سازد. او در كنار سردار شهيد، دكتر چمران در بسياري از صحنه هاي نبرد حضور يافت. همسر او در سال هاي آغازين دفاع مقدس به شهادت رسيد. او در اين مصاحبه، برخي از خاطرات خود از شهيد چمران را بازگو كرده است.

ادامه نوشته

چمران تا حاتمی کیا

چمران" به روايت حاتمي كيا ساخته خواهد شد

تاريخ  :  1389/10/21
 شوراي صدور پروانه نمايش مجوز ساخت فيلم سينمايي "چمران"را به كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا و به تهيه كنندگي محمد پيرهادي صادر نمود.

سرويس خبري آويني فيلم:
به گزارش روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد، مجوز ساخت فيلم سينمايي "چمران" به كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا و به تهيه كنندگي محمد پيرهادي صادر گرديد.
همچنن تهيه كننده فيلم جديد حاتمي كيا در گفت و گو با فارس گفته است: هماهنگي هاي اوليه براي تأمين بودجه فيلم سينمايي«چمران» انجام شده است.
بر اساس اين گزارش «بازگشت» به تهيه كنندگي اميرعباس گردان و كارگرداني محمد قاسمي(كارگردان اول)، «انسانها» به تهيه كنندگي مهدي احمدي و كارگرداني محسن توكلي(كارگردان اول) و «دوباره پرواز خواهي كرد» به تهيه كنندگي و كارگرداني هوشنگ درويش پور عناوين پروژه هايي است كه از اين شورا پروانه ساخت دريافت كرده اند.

شوراي صدور پروانه نمايش براي فيلم هاي «قبرستان غيرانتفاعي» به تهيه كنندگي و كارگرداني محسن دامادي، «پاي پياده» به تهيه كنندگي علي لدني و كارگرداني فريدون حسن پور و «ديو و دلبر» به تهيه كنندگي و كارگرداني وحيد نيكخواه آزاد پروانه نمايش صادر كرده است.


فلسطین از چمران می گوید

 

روح‌الله فرقانی: سفیر فلسطین گفت: زمانی که امام موسی‌صدر در سال ۷۸ میلادی به کشور لیبی رفت و آن اتفاق برایش افتاد، شهید چمران پس از انقلاب اسلامی با مشارکت گروه بزرگی از بیروت و جنوب لبنان تا دمشق برای آزاد کردن امام موسی‌صدر به نشانه اعتراض پیاده طی کرد.
«صلاح الزواوی» که اکنون بیش از ۳۰ سال است به عنوان سفیر فلسطین در تهران به سر می‌برد، یکی از مبارزان فلسطینی است که سا‌ل‌ها در راه آزادی قدس شریف در کنار سایر برادران فلسطینی خود تلاش کرده است و در دوران حضورش در ایران نیز در زمینه فراهم‌ کردن همکاری‌های ایران و فلسطین برای تقویت جبهه مقاومت اسلامی نقش مؤثری داشته است.
در سی‌امین سالگرد شهادت اسطوره مقاومت‌های اسلامی شهید «مصطفی چمران» ‌ با صلاح الزواوی به گفت‌وگو نشستیم؛ او نه تنها یکی از دوستداران شهید چمران است بلکه معتقد است اقدامات چمران در لبنان زمینه‌ای برای اتحاد مسلمانان دو کشور فلسطین و لبنان محسوب می‌شد و او برای هر فرد مبارزی یک الگو است.
صلاح الزواوی در خصوص مبارزات سیاسی و نظامی شهید «مصطفی چمران» اظهار داشت: شهید مصطفی چمران فردی بود که در روابط کشورهای عربی به خصوص دو کشور فلسطین و لبنان با ایران تلاش‌های فراوانی را انجام داد و فعالیت‌هایش جلوه‌هایی از سیاست و نظامی‌گری بود.وی در ادامه افزود: مصطفی چمران با تحصیل در دانشگاه تهران در سال ۵۵ میلادی، توانست رشته مهندسی برق را با موفقیت به انجام برساند و با داشتن چهره‌ای سیاسی و مردمی در تظاهرات انقلابیون علیه رژیم شاهنشاهی مشارکت داشته باشد.

 

چمران...

سالها از آرام گرفتن چمران میگذرد.روزهای تکاپو و از پشت صخره ای پشت صخره ای دیگر پریدن و پناه گرفتن و روزهای جنگ های سرنوشت ساز پایان یافته اند و اکنون در این روزگار به ظاهر آرام(( چمران))با لحن شکسته داستانی روایت میکند((داستان یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت و به سوی کلمه بی نهایت.))

مصطفی شمران

تصویر باکیفیت بالا

این داستان عجیبی است شاید چون هنوزشاید چون هنوز هم پس از گذشت این مدت نمیتوان حیرت را در اولین برخوردش با نقاش آن شمع و شاعر آن شعر کوچک شمرد ((و کسی که به دنبال نور است این نور هر چه قدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد شد)) آن حیرت هنوز هم به همان زندگی وجود دارد و این سوال که چمران کیست؟

سالها از روزی که سرانجام چمران در این زمین آرام گرفت می گذرد و این بار غاده داستانی از تاریخ این سرزمین روایت میکند داستان((مرد صالحی که یک روز قدم زد در این سرزمین به خلوص.))

منبع:kakriz-penhan.blogfa.com

نامه ای به غاده چمران (زهرا رضائیان)

تو را سرزنش می‌کردند که «این چه زندگی است که تو داری؟» و تو می‌گفتی «خودم خواستم، خودم انتخاب کردم.» تو مصطفی را خوب شناخته بودی. برای همین هم بود که وقتی تو را خواستگاری کرد و خانواده‌ات مخالفت کردند، ایستادی، جنگیدی و جنگیدی تا سرانجام پیروز میدان شدی و آمدی تا در کنار مصطفی، با آن شرایط سختی که می‌دانستی دارد، زندگی کنی و به آن همه رفاه و تجمل که در خانه پدرت داشتی پشت پا زدی! و مصطفی به راستی تو را دوست داشت و همیشه

ادامه نوشته

دشمنان چمران -دشمنان ما

اگر بخواهم از فداکاری هاو رشادتها ی شهید چمران که در راه ایران از خود نشان داد بنویسم فقط باید بگویم که :

رستم دستان نشان از چمران گرفت .

و اما چه کسانی با چمران دشمنند :
۱ - شاه پرستان و سلطنت طلبان ( بدلیل مبارزه چمران با سلطه ستمشاهی )
۲ - اسرائیل و استکبار ( بدلیل استکبار ستیزی چمران )
۳ - تجزیه طلبان و خائنین و وطن فروشان ( بدلیل اینکه چمران انها را بخاک مذلت نشاند )
۴ - متجاوزین به ایران ( تورانیان یا ... بدلیل دفاع جانانه چمران از وطن )

براستی ایا دشمن چمران دشمن ایران نیست ؟
ایا می شود ادعای وطن پرستی و وطن دوستی از کسی داشت که دشمن چمران است ؟
هیهات .

امام خامنه ای :اى كاش چند مرد خدا - همچون چمران - اكنون باعث دلگرمىِ همچو منى بودند.

هر گروهى مى‌نشيند تا ببيند بر زبان فلان كس چه صحبتى جارى مى‌شود، تا تمام برنامه‌هايش را بر آن منطبق كند! معلوم نيست

جايگاه حق در اين ميان كجاست. علىِ بزرگ، پايه و اساس و ركن هستى مى‌گويد: «لا تعرف الحق و الباطل باقدار رجالها، اعرف الحق ثمّ تعرف اهله، اعرف الباطل ثمّ تعرف اهله»(427)؛ حقّ و باطل، به مردانِ قَدَر قدرتشان شناخته نمى‌شوند. حق را بشناس،

اهلش را خواهى شناخت؛ باطل را بشناس، اهلش را خواهى شناخت. يكى مى‌گويد: «رئيس جمهور ما، حمايتت مى‌كنيم»، ديگرى مى‌گويد: «حمايت از رهبرى، حمايت از امام است». مى‌گويم درك حضور امام امّت را كه ديگر داشته‌اى. و مى‌گويد هنر آن است كه بى‌هياهوهاى سياسى و خودنماييهاى شيطانى، در راه خدا به جهاد برخيزيد و خود را فداى هدف كنيد، نه هوى و اين هنر مردان خداست. آن وقت يكى مى‌گويد: «فلانى، فلان كس، راهت ادامه دارد» و آن ديگران گناه فلان قتل را به گردن يكديگر مى‌اندازند. حتماً مى‌دانيد كه امام خمينى اين جمله را كى فرمودند؛ اين پيام به مناسبت شهادت دكتر چمران بود. اى كاش چند مرد خدا - همچون چمران - اكنون باعث دلگرمىِ همچو منى بودند.

بيانات در جلسه پرسش و پاسخ مديران مسئول و سر دبيران نشريات دانشجويی۴/۱۲/۱۳۷۷

متن حکم امام خمینی (ره)مبنی بر انتصاب دکتر چمران به عنوان وزیر دفاع

انتصاب وزیر دفاع ملی

عنوان: انتصاب وزیر دفاع ملی
تاریخ: 08/07/1358
محل: قم
موضوع: انتصاب وزیر دفاع ملی
مناسبت:
چمران، مصطفی

بسمه‏تعالی

جناب آقای دکتر مصطفی چمران

طبق پیشنهاد نخست وزیر دولت موقت و تصویب کلی شورای انقلاب نسبت به هیأت وزیران، جنابعالی به سمت وزیر دفاع ملی منصوب می‏شوید. از خداوند متعال توفیق دولت موقت و جنابعالی را در ایفای وظایفی که عهده‏دار شده‏اید و جلب رضای ذات مقدسش را خواهانم.

                                                                                                  روح‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

سنگ قبر حاج چمران در لبنان

                                            مزار شهید چمران در لبنان

از اوایل دهه 1970 میلادی ، در حدود 10 سال در لبنان اقامت داشت و تأسیس و فرماندهی شاخه نظامی «جنبش حرکة المحرومین»  موسوم به «افواج المقاومة اللبنانیه» (امل) را بر عهده گرفت. وی چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و با اولین ملاقات حضوری با حضرت امام خمینی ، از بازگشت به لبنان منصرف شد و تا لحظه شهادتش به تاریخ 31 خرداد 1360 در جبهه های جنوب ایران با مسوولیت وزارت دفاع به شهادت رسید و در بهشت زهرای تهران (قطعه 24) به خاک سپرده شد.

هنوز هم پس از 30 سال در لبنان می توان تأثیرات معنوی شهید چمران را به عینه دید. علاوه بر مناطق تحت نفوذ «جنبش امل» که تصاویر متعددی از شهید چمران را بر در و دیوار و خیابان های آن می توان دید ، در نواحی شیعه نشین دیگر نیز تصاویر ایشان به چشم می خورد اما شاخص ترین تأثیر شهید چمران در میان جوانان حزب الله به چشم می خورد که از نام وی به عنوان اسامی نظامی و مستعار استفاده می کنند. نگارنده خود شخصاً افراد در قید حیاتی را با لقب «چمران» در لبنان زیارت کرده است . امام در این جا قصد داریم یادی کنیم از شهیدی که با نام «چمران» در صفوف مقاومت جنگید و به شهادت رسید.

شهید «حاج محمد یاسین» به سال 1968 در روستای «سلطانیه» واقع در جنوب لبنان به دنیا آمد و در اواسط دهه 1980 میلادی به صفوف مقاومت اسلامی پیوست و نام «چمران » را به عنوان اسم مستعار نظامی برای خود انتخاب نمود. «حاج محمد یاسین» سرانجام در سال 1994 میلادی (مصادف با اول جمادی الثانی 1415 هجری قمری) به هنگام عملیات ضد صهیونیستی در منطقه اشغالی «بیت یاحون» شربت شهادت نوشید. مزار وی در گورستان روستای «سلطانیه» قرار دارد و نام مستعار وی نیز بر آن حک شده است.

گفتنی است که «چمران» نام روستایی کوچک از توابع بخش نوبران (واقع در حوزه استحفاظی شهرستان «ساوه» ) می باشد. پدر شهید چمران متولد این روستا بود و وجه تسمیه نام خانوادگی ایشان نیز همین بود. این نام تا قبل از حضور «شهید دکتر چمران» در لبنان هیچ سابقه ای نداشت و ناشناخته بود. دکتر چمران نیز به دلیل الزامات زبان عربی در لبنان با نام «شمران» شناخته می شو د.

مزار شهید چمران در لبنان (عکس)

تابلویی از شهید چمران در جنوب منطقه ضاحیه که توسط جنبش«امل» نصب شده است.

مزار شهید چمران در لبنان (عکس)

تصویری از شهید «حاج محمد یاسین» با نام مستعار «حاج چمران»

مزار شهید چمران در لبنان (عکس)

مزار شهید «حاج چمران» در روستای «سلطانیه» واقع در جنوب لبنان

حزب الله از چمران می گوید

استراتژی جنگ چریکی چمران جواب داد

۲۰اسفند ۱۳۸۷ تالار ابن سینای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شاهد حضور دانشجویانی بود که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برای سفر به جبهه‌های جنگ 8 ساله عراق با ایران آماده می‌شدندویکی از مقاصد این دانشجویان دهلاویه بود از همین سو از برادر چمران تا شاگردان -دوستان مصطفی چمران بودندوبه ایراد سخنرانی پرداختند متن زیر سخنرانی یکی از اعضای حزب الله لبنان درمورد چمران است

سخنران  محمدحسن از اعضای حزب‌الله لبنان بود که برای دانشجویان صحبت کرد. او از بعد جهانی اسلام گفت که اگر تکمیل نشود کامل نخواهد شد. او گفت: خیلی‌ها ایراد می‌گیرند که آمریکای لاتین و لبنان و فلسطین به ما چه! درحالی که این بعد جهانی اسلام است. غربی‌ها مفلسند، چیزی ندارند. دنیا منتظر چمران‌هاست. خیلی‌ها امیدوارند به آمریکا بروند اما چمران بهترین زندگی درآمریکا را رها کرد و به جنوب لبنان و سپس جنگ ایران و عراق آمد. چون او نمی‌خواست نتیجه علمش دراختیار آمریکایی‌ها قرارگیرد. می‌گفت اگر مردم لبنان را بیدار کنم ارزش دارد.

سید حسن نصرالله بارها گفته است که شاگرد چمران است. اگر چمران نبود ما شیخ راغب حرب، سیدموسوی، سید حسن نصرالله و حاج عماد مغنیه نداشتیم. حاج عماد آن زمان با گروه‌های چپ بود که چه گوارا الگویشان بود. چه گوارا یک قهرمان بود اما الگوی ما نیست الگوی ما امام حسین ( ع ) است. چرا چه گوارا در دنیا مطرح است اما چمران نیست؟ تقصیر ماست.

تجربیات چمران از لبنان به دفاع مقدس ایران و از دفاع مقدس به مقاومت لبنان در سال 2000 و مقاومت 33 روزه 2006 و سپس به غزه رسید. چمران بانی استراتژی جنگ چریکی با اسرائیل بود. این استراتژی درلبنان جواب داد.

معرفی شهید دكترچمران از جنبه علمی

عكس ديده نشده دكترچمران










نام:مصطفي چمران ساوه اي

-Mostafa Chamran Savei  


مرتبه علمي: Professor of Physics

دانشگاه:برکلي(Berkeley)

گرايش ها: فيزيک پلاسما-مهندسي الکترونيک.




دکتر چمران در سال 1932 در تهران زاده شد و تحصيلات دانشگاهي خود را از دانشگاه تهران شروع کرد و جزو شاگردان دکتر حسابي به شمار مي رفت.

وي سال 1960 به آمريکا رفت و دوره کارشناسي ارشد فيزيک را در دانشگاه Texas گذراند و در نهايت در سال 1963 از دانشگاه برکلي-کاليفرنيا در رشته مهندسي الکترونيک و فيزيک پلاسما مدرک دکتري دريافت نمود.

موضوع رساله دکتر چمران، بحث پلاسما و مگنترون ها بود. تحقیقات وی با عنوان" باریکه الکترون در مگنترون با کاتد سرد" ارائه شد.

مگنترون یک لامپ الکتریکی است که نخستین بار در سال 1921 مورد توجه قرار گرفت. اولین مگنترون یک دو قطبی استوانه ای است که در میدان مغناطیسی طولی قرار گرفته بود. با داغ شدن کاتد که یک رشته است؛ الکترونها از آن جدا شده به طرف آند استوانه ای شتاب می گیرند. اگر یک میدان مغناطیس قوی داشته باشیم می توانیم الکترونها را دوباره به کاتد برگردانیم و جریان الکتریکی بزرگی بدست می آید.

مروري بررساله دكتري چمران

نخستين ايراني از يكصد دانشمند پلاسماي گدافت هسته‌اي در جهان 

وي هم چنين از آزمايشگا بل و آزمايشگاه پيشرانش  سازمان فضايي ناسا، دعوت به همکاري علمي شده بود كه كاردرموسسه تحقيقاتي بل را مي پذيرد ودرپرتاب اولين قمرمصنوعي به فضا جزو تيم اين پروژه ي تاريخي بود.1

ايشان در سال 1981 در جنگ ايران و عراق به درجه شهادت نائل شد.

دکتر چمران دو تالیف نیز از خود به یادگار گذاشته است:


An integrator based on motion and electrostatic charge در سال 1959
Electron beam in the cold-cathode magnetron در سال 1963 که احتمالا موضوع تز دکتری وی است.

و در کتابخانه دانشگاه برکلی موجود می باشد.

----

  1 زندگينامه دكتر چمران اززبان خودش

سالي رابد

تعلیم شلیك آر.پی.جی توسط دانشمند فيزيك پلاسما!

نقل خاطره ای از امام خامنه ای در مورد شهید دکتر چمران
من خودم ميديدم شليك آر.پى.جى را كه نيروهاى ما بلد نبودند، به آنها تعليم ميداد؛ چون آر.پى.جى جزو سلاحهاى سازمانى ما نبود؛ نه داشتيم، نه بلد بوديم. او در لبنان ياد گرفته بود و به همان لهجه‌ى عربى آر.بى.جى هم ميگفت؛ ماها ميگفتيم آر.پى.جى، او ميگفت آر.بى.جى. او از آنجا بلد بود؛ يك مقدار هم از يك راه‌هائى گير آورده بود؛ تعليم ميداد كه اينجورى آر.پى.جى را بايستى شليك كنيد. يعنى در ميدان عمليات و در ميدان عمل يك مرد عملى به طور كامل. حالا ببينيد دانشمند فيزيك پلاسماىِ در درجه‌ى عالى، در كنار شخصيت يك گروهبانِ تعليم دهنده‌ى عمليات نظامى، آن هم با آن احساسات رقيق، آن هم با آن ايمان قوى و با آن سرسختى، چه تركيبى ميشود. دانشمند بسيجى اين است؛ استاد بسيجى يك چنين نمونه‌اى است. اين نمونه‌ى كاملش است كه ما از نزديك مشاهده كرديم. در وجود يك چنين آدمى، ديگر تضاد بين سنت و مدرنيته حرف مفت است؛ تضاد بين ايمان و علم خنده‌آور است. اين تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغين - كه به عنوان نظريه مطرح ميشود و عده‌اى براى اينكه امتداد عملى آن برايشان مهم است دنبال ميكنند - اينها ديگر در وجود يك همچنين آدمى بى‌معنا است. هم علم هست، هم ايمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اينكه گفتند:

با عقل آب عشق به يك جو نمی‌رود
بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم‌

نه، او آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنوىِ ايمانى، با عشق هيچ منافاتى ندارد؛ بلكه خود پشتيبان آن عشق مقدس و پاكيزه است.

خب، حالا توقعى كه ما داريم و اين توقع، توقع زيادى هم نيست، يعنى آن زمينه‌اى كه انسان مشاهده ميكند - اين روحيه هاى پرنشاط شما، اين دلهاى پاك و صاف، اين ذهنهاى روشن، اين جوّال بودن فكرهاى شما كه انسان در عرصه‌هاى مختلف از نزديك شاهد است - اين اميد را و اين توقع را به انسان ميبخشد، اين است كه فرآورده‌ى دانشگاه جمهورى اسلامى - نه به نحو استثنا بلكه به نحو قاعده - چمران‌ها باشند؛ نه اينكه چمران‌ها يك استثنا باشند. اين اميد، اميد بى‌جائى نيست.